۱۵ پاسخ

فقط قطره معجزه و کیمیا راحت و بی دردسر

فقط قطره معجزه و کیمیا راحت و بی دردسر

شونه مخصوص بگیر مرتب روی ی پارچه ی سفید شونه ش کن شپشا میریزن روی پارچه تخمشم باید دونه دونه بکشی از موهاش هر روز ببرش حمام یکی دو بار ب سرش سرکه بزن با پلاستیک بپوشون بعد نیم ساعت ببر حمام شامپو بزن تو کف با شونه مخصوص شونه بزن میریزن بیرون بعدم سشوار بکش

این هست عزیزم من موها دخترم کوتاه کردم پسرانه

تصویر

سلام عزیزم خوبی من یه محلول گرفتم از داروخونه دوباره زدم رفت قیمتش یکم بالا

مرسی بچه ها

سشوار بگیر رو سرش خشک خشک کن موهاشو
هرچی باقی مونده باشه با سشواذ پیدا میشه در بیار

باید کلا لباساش
پتو پشتی بشوری افتاب بدی

من ۹ سال پیش توی سر پسرم افتاد
سریع بردم کچلش کردم
و یه شامپو لیندان گرفتم زدم
یه روزه تموم شد

عزیزم دخترم من بیست روز پیش متوجه شدم شپش زده من از تو بدتر بودم چون اولین تجربم بود یه هفته به کوب توی سرش گشتم و با دست تخم شپشا رو گرفتم و کشتم خداروشکر سرش زود پاک شد سرشو تند تند شونه بزن روی یه پارچه سفید شپشا خیلی راحت میوفتن تخمشونم باید خودت جدا کنی ،فقط مواظب رو بالشتیش باش من خیلی روی بالشتش دیدم

واقعا بدترین تجربه دنیاست
لعنت بهش
من گریه میکردم شب تاصبح توسردخترم نگا میکردم دیونه شده بودم همه راه‌ها ام رفتم از کوتاهی مو و شونه مخصوص و انواع شامپو تاید و سس و هرچه فک کنی ولی قطره معجزه از عطاری بگیر همون چارشه

خیلی تجربه بدی بود وای وای خدا نصیب نکنه

همونو زدم دیگه همونی که مثل روغن میمونه درسته ؟ زدم 4 ساعت موند رفتم شستم گفتم صبح دوباره بزنم تا شب بمونه ببرم بشورم

خوبه باززودفهمیدی ازدارخونه بپرس راهنمایت میکنن فقط روبالشتیاوپتووهرجاخوابیدن روبشورم وجلوآفتاب پهن کن

از دارو خونه پرایم ال اس بخر شب تا صب بزن به سرشون صب ببر حموم تموم میشن

سوال های مرتبط

مامان شایان مامان شایان ۴ سالگی
سلام خانوما
حالتون چطوره ،با این آلودگی تعطیلی مهد و مدرسه و...چیکار میکنین.
ما که خورد تو ذوقمون ،پنجشنبه تولد پسرمه ،شنبه ها و دوشنبه ها مهد میره میخواستم فردا تو مهد براش تولد بگیرم که تعطیل کردن مهد رو البته به خاطر مادران شاغل فقط بچه های اونا میرن ومهد بازه براشون .
حالا چه کنم به نظرتون ؟
ما با خانواده همسر یه ساختمون هستیم ،سال اول چون خونه من کوچیکتر بود خونه مادر شوهرم گرفتم سال بعدش باز با اونا بودیم خانوادم نبودن ،سال سوم هم بازم با اونا بودیم بابام رفته بود شهرستان مامانم اینام نیومدن کلا یه مامان و یه آبجی مجرد حقیقتش گفتن بابا نیست راحت نیستن منم اصرار نکردم عوضش وقتی بابام اومد خونشون برای پسرم تولد ،حالا امسال بازم همون شرایطه از طرفی باهم یکجا هستیم و اونا از یه هفته قبل میدونن تولد پسرم کی هست ،از طرفی من واقعا قصد گرفتن تولد نداشتم امسال چون پسرم گفته بود مهد باشه پیشنهاد خودش بود ،اونم که تعطیل شد پیشنهادتون چیه ؟حالا دیشب مادرشوهرم با اینکه میدونست قراره مهد تولد بگیرم داشت مینداخت دهن پسرم که خونه بگیریم