۱۶ پاسخ

ببین غذا نخورد که نخورد ولش کن تو اینجوری با اینکارات داری اختلال روانی براش درست میکنی
بچه باید پیش پدر مادر و محیط خونه آرامش داشته باشه نه اینکه وحشت داشته باشه با این داد زدنا و .....
ببشتر از اینکه ب فکر غذا خوردنش باشی ب فکر سلامت روان بچه باش بخدا با این روش پیش بری از همین بچگی اختلال پیدا می‌کنه یه بچه عصبی و پرخاشگر و... میشه ک تا آخر عمر خودت عذای می‌کشی
نق نقاشم برای اینه فقط دعوا میکنی و سرگرمش نمیکنی ب جاش باهاش بازی های هیجانی کن بذارش تو وان حموم اسباب بازی بریز کف بازی چ میدونم هرچی براش جذابه
بچه ی منم همیشه بدغذا بوده هممممه نوع مدلی درست کردم و ریختم بیرون و نخورده ولی هیچوقت زورش نکردم شده تا دوساعت با بازی و دنبالش دویدن تونستم فقط دو سه تا قاشق بهش غذا بدم ولی ب جاش اگ‌نخورد سیب زمینی سرخ کرده میدم مغزی جات میدم بستنی میدم میوه میدم چیزایی ک دوس داره میدم میبرمش پارک ۹۰ درصد وقتمو باهاش بازی میکنم تا حداقل بدغذاس ولی روحیه اش خوب باشه و بچگیش و کنه
چه اینا غذا بخورن چه نخورن بچن و نیاز ب آرامش دارن منم ب شدت حساس بودم و خودمو غذاب میدادم ولی دیگ شل کردم و بیشتر ب فکر سلامت روان خودم و بچمم گفتم بزرگ شد درست میشه الان بازیگوشه فقط ب فکر شیطنته
دیگ غذاش و میذارم جلوش با بازی و بعضی وقتا تلویزیون و اینا کم کم میخوره الانم غذا تو حیاط خوردن و دوس دارم میبرمش تو حیاط یکم ب گربه غذا میده یکم خودش میخوره
وقتی بیخیال باشی و اصرار نکنی خودش کم کم درست میشه

گلم ب اعصابت مسلط باش
گشنگی بچه خیلی بهتر از اینه ک صدامون براشون ببریم بالا
از صبح دخترم فقط تخم مرغ اونم اب پز خورد
منم کلی کار خونه داشتم
همه رو انجام دادم
اصلااااا ناهار نخورد
هرکاری کردم هر قولی بهش دادم نخورد
الانم خوابیده
ولی دیگه بیخیال باش سعی کن سرش داد نزنی وگرنه در آینده گلم اول برای خودت بعد هم واسه خودش بده

عزیزم منم سر پسر اولم اونجوری بودم سنم خیلی کوچیک بود ولی سر این یکی دیگه اونجوری نیستم من هنوز میزدم و الان پسرم خودش هم عصبانی و دست بزن داره خودم از خودم حالم بهم میخوره

عزیزم ما همگی خیلی اتفاق ها رو برای بار اوله ک تو زندگی تجربه میکنیم ...باور کن بچه های منم ک خوبن تقریبا تو غذا خوردن گاهی چنان کلافه م میکنن ک تف و لعنت میکنم خودمو داد میزنم و عصبی میشم ..جدیدا معده درد شدم از بس اعصابم خراب شده ..اما هم اونا تازه دارن تجربه میکنن زندگی کردن رو هم ما ..منم مثل تو شبها میرم رو قضاوت خودم و کلی گریه میکنم اغلب بخاطر رفتارام ..قول میدم ب خودم فردا درست رفتار کنم اما.....باز روز همان و روزگار همان🥺

بچه منم از صب فقد خود ب خود گریه میکنه الانم داره زر میزنه همچنان معلومم نیس چشه

بچهاولداداش بزرگم ، زیاد طبیعی نبود خیلی خرابکاری میکرد ، بقیه بچه ها رو اذیت میکرد تا بزننش ، نمیدونم چه بیماری بود ولی یه دوره به داداشم خیلی فشار اومد ، توی مهمونی های خونه مامانم دو سه بار دیدم بچه رو برد توی اتاق گفت اجازه نداری بیای بیرون ، منم اون موقع بچه نداشتم و بی تجربه بودم به خودم میگفتم نباید دخالت کنم ، ولی برادرزاده خیلی عزیزه نتونستم جلوی خودمو بگیرم رفتم توی اتاق پیشش که تنها نباشه ولی حرف داداشم هم زیر پا نذارم ، بعدا رفتماز داداشم عذرخواهی کنم گفت راستش اون لحظات فقط از بیچارگی بچه رو میبرم اتاق و آرزو میکنم کاش یکی بیاد جلوم رو بگیره یکی بیاد بچه رو بغل کنه 😔 متاسفانه بعد خودم این حس رو تجربه کردم ولی کسی رو نداشتم بیاد بچه مو نجات بده

دختر منم ی ماهه غذا نمیخوره داره دندون درمیاره
شاید دختر شماهم از دندونه بی اشتها شده

من هیچوقت گزینه دوم و سوم و ... برا غذا درست نمیکنم . یه مدله و اگر دوست داشت بخوره اگر هم نخورد یه ذره شیر میخوره و میره تا وعده بعدی. بسیار وقتا هم پیش میاد که به هر دلیلی غذا نخورده . مثلا خسته باشه نمیتونه چیزی بخوره باید اول یه خواب خوب بکنه . بهش سخت نگیر. بزرگ میشه خوب میشه

والا بچه های ما هم همینن بچه نیستن ک بچه هم بچه های قدیم یدونه رو نمیتونیم نگه داریم

عزیزم ۲ سالگی بچه شروع میکنه به اینکه استقلال خودشو ثابت کنه.مثلا میفهمه میتونه در مقابل خواسته های تو واسته و بگه نه و به نوعی تازه کاربرد نه رو فهمیده.من خودم خیلی وقتا عصبانی میشم و داد میزنم اما در اصل الان بچه مثل دوربین داره واکنش های مارو ثبت میکنه تا دو روز دیگه تو زندگی وقتی با مشکلات مواجه میشه به این شکل ما واکنش نشون بده.به نظرم کتاب هایی که درمورد رفتار بچه ۲ساله و راه های مقابله باهاش هستس رو بخون خبلی کمکت میکنه.و درضمن مادر خوبی هستی که داد زدن هات باعث ناراحتی خودتم میشه❤️

منم این کارها رو کردم بعد نشستم گریه کردم ، بخاطر استرسه ، نگرانیم غذا نمیخوره مریض میشه حتی می‌ترسیم از دستش بدیم ، بعد هر راهی که به فکرمون رسیده رو رفتیم و نتیجه نگرفتیم و از بیچارگی و راه جاره ای نداشتن میرسیم به خودزنی


شاید بقیه که بچه عادی دارن و این فشارها رو نکشیدن درکت نکنن و برات سخترانی کنن ولی مطمئن باش چرند میگن ، کاش ما هم مثل اونها بی درد بودیم

من انصافا صبورترین مادریم که همه دیدن اطرافمون،اما اماااا انقدر بدغداست انقدر بدغذاست که حد نداره،تازگیام هیچی هیچی نمیخوره،واقعا اعصابم خورده،میترسم مریض شه،داد نمیزنم ولی واقعا حالم خوش نیست،ولی دیگه کارش ندارم میزارم جلوش یکم بازی تا بخوره نخورد تا نیم ساعت برمیدارم ولی خود الان از عصبانیت فقط سکوت کردم نشستم،واسش تلویزیون وا کردم ببینه چون حوصلشو ندارم
ولی اینجوری که تو کردی میترسه بیشتر و اصلا نمیخوره و اینکارارو بدتر میکنه که

بخاطر غذا خوردنش انقد حرص نخور بزار جلوش خودش خواست میاد میخوره اون میدونه اگه نخوره هم تو بهش میدی برای همین بیخیال غذا هست

عزیزم همه ما تحت فشار روانی هستیم سخت نگیر ب خودت و بچه

دقیقا مثل دختر من

بچه های این دوره بچه نیستن بخدا هیولااان

سوال های مرتبط