۵ پاسخ

عزیزم باهات همدلممم منم امروز از دست پسرم گریم گرفته بود همش میگم خدایا اسیبی بهش نرسه فقط🥲🥲خیلی استرس میگیرم از کاراش

وای منم له میشم
ولی خونه رو کامل امن کردم پسرم رو رها میکنم😂
اونم هی میچرخه هی میاد پیشم
گاهی هم میخوره اینور اونور دیگه سفت شده خودش بلند میشه بعد چند ثانیه
گاهی هم گریه میکنه میرم بالا سرش بوس و بغل و اینا دوباره میره ادامه مسیر
بخوام دنبالش بدوام واقعا میبرم همینطوریشم بدن درد و زانو دزد گرفتم

امروز خونم ترکیده بود گفتم جمع و جور کنم صبح نوروان اینقدر اذیت کرد و بهونه گرفت زنگ زدم به مامانم که توروخدا بیا یکم نگهش دار منم به کارام برسم دستش درد نکنه امد تا غروب نگه داشت وگرنه دیوانه میشدم

خونه رو سالم سازی کن عزیزدلم
چیزای دکوری شکستنی اسیب زدنی رو جمع کن
مثلا جلوی ورودی آشپزخونه یا جاهایی که خطر داره پشتی بذار پتو بنداز
خونه از خوشگلی درمیاد ولی اعصابت اروم میشه

خداقوت مامان مهربون

سوال های مرتبط