۱۲ پاسخ

وای امروز دخترمو بردم پارک ! همش بهش میگم که مامان باید نوبت رو رعایت کنیم مدام فرهنگ پارک رو بهش یاد میدم بعد بچه ها میان بچه منم هل میدن میزنن تو صف ! مادرش هم مدام میخندید به بغل دستیش میگفت بچم چقدر زرنگه😐😐😐

پره از این جور بچها هر جا که میریم نمیشه که خونه نشین بشیم

منم لئو پارک بردم چنبار دوست نداشتم هم فضاش حس خفگی بهم میداد هم وسایلاش جالب نبود هپی لند و بیشتر میپسندم

عه لئو پارکه

وااااا چ عجیب

من خانه بازی که میبرم حدود نیم ساعت رانندگی میکنم ولی جا خوب میبرم اگه دوست داره ببر جا دیگه

بزار از پس خودش بربیاد البته دورا دور حواست باشه آسیب نبینه

اشتباه از شما بوده عزیزم. یکبار که از دست بچه ت گرفتن باید می‌گرفتی ازشون میگفتی پسرم هنوز داره باهاش بازی می‌کنه شما حق نداری اینجا چیزی رو از دست کسی بگیری، وقتی بچه ت رو میبردی جای دیگه اونا هم پرو شدن. خودت باید از حق بچه ت دفاع کنی ، اینطوری پسرت هم ازت یاد میگیره نزاره کسی بهش زور بگه. اتفاقا خانه بازی خیلی جای خوبیه بنظرم

اوه پره بابا خانه بازی سعی کن کمتر ببری بچگی مریض میشه هوای آزاد بیزون خوبه

منم سری پیش بردم دخترم توپارو میزد دهنش اوردم خونه فرداش اسهال شد دیگه نبردمش

چقدر بدم میاد از پدر مادر این بچه ها

منم این سری بچه ها رو بروم اصلا دوس نداشتم یکی از بچه ها سرفه میکرد مدام‌میومد پیششون مادرش فقط نگاه می‌کرد من دوس نداشتم

سوال های مرتبط

مامان آنیسا و علیسان مامان آنیسا و علیسان هفته بیست‌وچهارم بارداری
سلام خانوما میگم هرکی هرچی میدونه راجب این مشکل من بهم بگه ناراحت نمیشم
من تازگیا یعنی یکسالی میشه که خیلیا رو شبیه هم میبینم مثلا دوتا بازیگر متفاوت رو فک‌میکنم یه نفر بعد بقیه بهم میخندن میگن اینا اصلا شبیه هم نیستن چه برسه یه نفر باشن بعد توضیح میدن با تمسخر که این فلانیه این فلانیع
بعد دیروز تو یه مهمونی بودم به یکی گفتم اینا خواهر دوقلو هستن انگاری شیبو از وسط نصف کنی گفت اصلا اینا باهم فامیل نیستن چه برسه خواهر دوقلو کلی هم خندید بهم
بعد امروز رفته بودیم پارک با خواهرم بچمو برده بودم از این پارک های سرپوشیده یه دفعه من گفتم یا خدا آبجی این دختره که اون طرف بود داشت بازی میکرد الان قبل ما نشسته تو استخر توپ گفت آبجی یعنی نیک ساعته تو متوجه نشدی اینا دو تا خواهر دوقلو هستن گفتم آبجی اینا خیلی شبیه بهم هستن از کجا بدونم گفت خواهر خودتو مسخره کردی اینا زمین تا آسمون فرق دارن
من چه دکتری باید برم چرا اینجوری شدم خودمم میترسم ولی رو نمیکنم
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
مامانا یه سوال خیلی ذهنمو درگیر کرده
دیروز عصر پسرمو بردم خانه باری خیلی خلوت بود یه دختر بچه ۵،۶ ساله بشدت شلخته موهاش چرب ریخته بود رو صورتش پیرهن و حوراب شلواریش چرک
من خودم دوس ندارم پسرم نزدیک همچین بچه هایی که بهداشت فردیشون برای خانواده مهم نیست بشه
خلاصه پسر من خیلی اجتماعیه دوس داره با همه بچه ها بازی کنه
نتونستم جلوشو بگیرم ولی گویا اون دختر از لحاظ رفتاری هم مورد داشت
داشتن رو سرسره بادی بازی میکردن یهو دیدم یه تنه زد به پسرم بعد هلش داد شانس اوردم سرسره بادی بود و چیزی نشد گفتم چرا هل میدی شاید اتفاقی بیفته ادم هیچکسو هیچ جا هل نمیده دست پسرمو گرفتم اوردم استخر توپ
باز پسرم داشت بازی میکرد دیدم پسرمو داره بیرون میکنه که تو اینجا باری نکن
نمیدونم خونواده کوفتیش کجا بود یه بچه رو انداخته بودن اونجا رفته بودن بچه هم بشدت پرخاشگر بود باز من وارد عمل شدم پسرم هنگ کرده بود تا حالا همه بچه ها هر خانه بازی رفته بودیم باهاش بازی کرده بودن تعجب کرده بود بچم
الان میگم باید به بچم یاد بدم از خودش دفاع کنه من وارد عمل نشم بلاخره ممکنه این رفتارا بعدا تو مهد یا مدرسه هم پیش بیاد شما بودید چیکار میکردید یا کتابی هست ادم بخونه بتونه اموزش بده به بچه؟