۸ پاسخ

واقعا نظرم برای بچه ی دوم منفیه! هم بخاطر شرایط کشور هم بخاطر اینکه با وجود یه بچه ی کوچیک توانایی ش رو ندارم با اینکه برعکس شما کاملا بارداری و زایمان بسیار راحتی داشتم.

عزیزم به نظرم الان اقدام کن برای دومی اره فاصله سنی خوبه هست ..باهم همبازی میشن میتوند باهم بازی کنند ...ولی اگر اختلاف سنی زیاد بشه همه اش درگیری و جنگ و اعصاب

اره الان فاصلشون خوب میشه بیاریکی بدرد نمیخوره خوب آبجی داداش داشته باشه هم بازی خیلی خوبه

توی موقعیت الان واقعا کار عقلانی نیست یدونشم زیاده بچه بیاری با بچت بری تو دل جنگ ک نا امنی

من دخترم سه سالشه حامله هستم، سختیای خودشو داره ولی لااقل باهم بازی میکنن فاصله سنیشون خوبه باهم رفیق میشن

بنظرمنم فاصله سنی کم خوبه من خودم اگه ناخواسته برادومی باردارنمیشدم میزاشتم دختربزرگم 3سالش ایناشدنی دومی روبیارم ولی خب خدایچیزدیگه خواست دخترم5ماهش بودحامله شدم برادومی کلا1سال ویک ماه فاصله علاوه برسختی های خیلی زیادشیرینی هاشم زیاده ولی ازوقتی یکم به خودشون اومدن دیدن دونفرن وخیلی صمیمی وهمبازی هستن باهم، هربارداری یکی نیست ممکنه تودومی اذیت نداشته باشی، من خودم اصلاتوبارداری هام اذیت نداشتم راحت بود

من کلا تو این شرایط جدا از گرونی اعصاب. وروان داغون و استرس هرروزه و ....با آوردن بچه دوم مخالفم
اما کلا دوتا خواهر یا دوتا برادر خیلی بهتره تا تک باشن جفت همیشه بهتره من خودم زمانی بخوام بیارم میزارم ۱۰،۱۱سال آینده که نفسی بکشم و این دخترم کمک حالم باشه چون من بارداری فو ق العاده خوب و زایمان راحتی داشتم اما بچه داری بسیار زرزر سخت

من پسر اولم ۳سال و ۳ ماه بود دومی باردارشدم تا دنیا بیاد ۴ شد از تصمیم راضیم فاصله خوبی بوده مشکل سختی نداشتم باهاشون باهم خوبن

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
وای سر صبی این چه فکری اومده تو ذهنم داشتم گهواره گردی میکردم یه تایپیک راجت تفاوت سنی بچه ها دیدم مامانایی که تفاوت سنی بچه هاشون زیاد بود مثلا ۶ یت ۷ سال میگفتن اگر برمی‌گشتند عقب زودتر دومی رو میوردن تا بچه اولم تنها نباشه هم بازی بشن تفاوت سنی زیاد انگار کار دوباره ظلم در حق بچه اول هم هست چون موقعی نیاز به هم بازی داشته نیومدی الان دیگه بزرگ شده هم بازی نمیخواد بلکه باهم نمی‌سازن مثلا میگفتن یه بار اذیت میشی دوتا باهم بزرگ میشن خلاصه بازم فکر نی نی رو انداختن تو سر ما منم راستش همیشه میگفتن دیگه بچه نمیخوام تک فرزندی خوبع اما می‌بینم دخترم خیلی بچه دوسته بعدشم چون خودم تنها بزرگ شدم یه داداش دارم اما خب الان اگر دوستا خواهر برادر داشتم خیلی بهتر بود دلم نمیخواد بچمم بزرگ شد احساس تنهایی بکنه یعنی یه جورایی دلم میگه بیارم باهم بزرگ بشن از طرفی میترسم دخترم صدمه ببینه نتونم درست به هردوتون برسم محبت کنم چون دست تنهام از طرفیم مستاجرم دلم میخواد خونه خودم داشته باشم بعد فکر بچه بکنم میترسم نتونم خواسته هاشو به جا بیارم از طرفیم اطرافیان میگن نیار خودتو اذیت نکن بزار این مدرسه ای بشه فکری بکن چون دخترمم من زود حامله شدم ۲ ماه بعد عروسی خودمون می‌خواستیم اما خواهرشوهرم ایما میگفتن باید اول زندگی عشق حال میکنی بچه نداشتی بهتر بود اکرم الان بیارم با تمام سختی هاش سر ۳۰ سالگیم من آزاد آزاد میشم بچه ها بزرگ شدن مستقل خلاصه فکرم درگیر شده اونم دم رفتی مشهد میگم نکنه امام رضا به دلم نگاه کنه از مشهد برگشتم حامله بشم سر دخترمم دقیقا بعد مشهد حامله شدم 🤣🤣🤣