چن سری اومد در رو باز نکن
یه بار بگو حموم بودم
یه بار بگو خواب بودم
یه بلر بگو کپشیم سایلنته
یه بار بگو آشپزی میکردم
بگو خونه نبودم و..............
آخه درکت میکنم خودمم این مشکلات رو دارم
ذیگه منکه اینجوری میکنم دیگه نمیان
ببین من به جات بود موقعی که میومد میفرستادم خرید نونوایی ازش کار میکشیدم دو بار اینجوری کنی دیگه نمیاد
من انقد رکم که میگم نیا عزیزم داداش خابه بیدار شد خودم زنگ میزنم بیای
بعد دیگه زنگ نزن بگو ای یادم رفت
دوبار اینجوری کنی دیگه نمیاد
یا اگه پروام بود اومد جلودر باز نکن بعدا بگو حموم بودم یا خواب بودم
اون تو سن وحشتناک حساسیه اصلا نباید بیاد به شوهرت گوشزد کن اینو
پسر تو این سن نمیتونه جلو غرایزش رو بگیره ببخشید انقدر رک گفتم
حس خوبی ندارم از اومدنش خونتون بنظرم یجوری پاشو ببر کمتر بیاد
منم برادرشوهرم همین سن بود مدام میومد خیلی سختم بودیسال بعد فوت شد الان آرزومه یبار دیگ درخونم بزنه بیادخونم دنیا ارزش نداره کااش سخت نگیریم
در باز نکن
یا به شوهرت بگو خودش شخصا به داداشش بگه
شوهرت باید به مامانش بگه
منم همین مشکلو دارم منتها دختره
خودشم ینی سرش نمیشه ک هی نباید بیاد؟ ۱۵ سال کم نیست ک
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.