۱۴ پاسخ

عزیزم کاملا میفهممت
حق داری
من شاغلم ، دیسک کمر و آرتوروز گردن داشتم قبل بارداری ، تو بارداری ورم مفاصل گرفتم
بخوام صادق باشم روزی حداقل ۳بار به فروپاشی روانی میرسم ، بچه هام از دیوار راست بالا میرن ولی چاره ای نیست جز صبوری
فقط تو ۶ ماه گذشته ۱۸ کیلو کم کردم از بس دویدم دنبالشون و پختم و شستم

من یک سال بعد از زایمانم فتق از دو طرف پاره شد آنقدر بغلشون کردم بعد از عملم پا نگرفتم 37 سالمه یه پسر 5 ساله هم دارم هر شب گریه میکنم، از خدا کمک میخوام نمیدونم چکار کنم فقط با این دل شکستم دعا میکنم برای شما راحت باشه

سلام عزیزم منم سه ماه پیش مامانم بودم بعد اومدم منم تنها بودم دوقلوها و یه دختر دیگه الان ک میگی بدنم درد میکنه اینا کاملا درکت میکنم چون منم مثل تو بدن درد داشتمو دارم هنوز ولی خب ببین با اینهمه درد و اینا اگه تو شرایط عادی بودیمو دوقلو نداشتیم باور کن یه روزم نمیتونستیم سرپا وایسیم باهمه اینها باز خدا خودش کمک میکنه نمیدونم پیش اومده واست یا ن یه وقتا با تمام خستگی ک دارری نگاه میکنی میبینی کلی کار انجام دادی تو زمان کوتاه تندتند این یعنی خدا کمک کرده ببین خودتم سعی کن ویتامین اینا مصرف کنی بدنت جون داشته باشه چون فعلا اول راهی هی بزرگتر میشن درسته گریه ها کمتر میشه ولی خب چالشای دیگه اضافه میشه همین درست کردن غذا نخوردن غذا نخوابیدن دعواکردنا بهم ریختنا جیغ زدنا پس سعی کن این لاب لا ب خودتم برسی حتی شده چند دقیقه بچه ها ی منم واقعا گریه میکردن شدبد بعد یه مدت بد میخوابیدن نق میزدن میخوام بگم درکل همه این دورانو میگذرونن حالا یکی ماشالا بچه هاش ساکترن یکی مثل مال ما گریه و نق اذیت ولی میگذره همشون

وای توروخدانگین من میگم بزرگترشن شرایط بهتر میشه.من ۳۸ سالم دخترم بزرگ و کمک دستمه بازم دارم میمیرم از خستگی

نمیشه یه مدت با مادرت بری شهرشون؟ منم مادرم فوت کرده خودم تنها دارم بزرگ می‌کنم

سلام عزیزم
اول خداقوت‌ خسته نباشی
خیلی سخته درک می‌کنم
من ۲۶ سالمه‌
بچه‌ کلاس اول دارم
و فقط دوماه کمکی داشتم بعدش تنها بود و با مدرسه دخترم یکی شد
خیلللللی اذیت شدم و اذیتم‌

من ک 22 سالمه حتی بچه نوزاد تو عمرم ندیدم چی بگم
کمکی ام ندارم اولین بار تو زندگیم خدا دوتا داده

سلامعزیزم شما یهتر بود از اول به ننو سنتی عادت میدادی منم دوقلو دارم از اول تنها بودم فقط ۱ ماه اول مادرم پیشم بود الانم فقط اخر هفته ها میرم خونشون ولی سعی کن خودت به ی سری چیرا عادتشون ندی مثلا رو پا خوابوندن یا بقل کردن اصلا عادت نده

من سنم کمه ولی توان بدنی ندارم و دارم میمیرم یه پسر ۶ ساله هم دارم از وقتی ۲۰ روزه بودن من تنها بودم چیکار کنیم مجبوریم مگه چاره ای دیگه ای هم هست.

ببین منم ۳۷ سالمه و واقعا این حس خستگی که میگی رو درک میکنم اما بخوام صادق باشم دندونشون که دراومده انگار آروم تر شدن. میشینن خودشون بازی میکنن، دارن سعی میکنن مستقل بشن، بهتر میخوابن‌. قطره هاشونم که فقط یک قطره آهن+مولتی هست که ترکیبیه، راحت تره. فقط غذا درست کردن اضافه شده که اونم روزی یکباره. من همونو یک ظرفم فریز میکنم برا وقتایی که شلوغم و وقت ندارم.

من تنها نگه میدارم از روز اول

با بدبختی عزیزم پدرم در اومده

من ۲۵ سالمه شکم اولم دوقلو ۲ روز دیگه میشه ۵ ماهشون
من فقط ۲۰ روز مامانم پیشم بود بعدش تنهام
شوهرمم صبح که میره عصر میاد بعدسم انقد خسته هس کلا کمکم نمیده
و اخر هفته ها فقط میرم خونه مامانم یا مادرشوهرم
خیلی سخته درسته واقعا منم مث قبل نمیتونم به خونه برسم مثلا هر روز تمیز
فقط به ناهار و شام میرسم
دیگه سعی میکنم بچه هام همش اروم باشن تا اذیت نشم

عزیزم خیلی سخته درکت میکنم من ۳۴ ساله هستم یه پسر ۶ ساله و دوقلوی ۵ ماهه دارم
کمک میکیرم از مامانم و مادرشوهرم
شما فامیلای همسرتون کنارتون نیستن کمک بگیری ازشون ؟
همسرتون باید حمایتتون کنه و کمک کنه
خیلی سخته ولی نشدنی نیست الان که ماشاالله بزرگتر شدن دیگه بیقراریاشون کمتره اما به هرحال خر طور شده از اطرافیانت کمک بگیر

سوال های مرتبط