۶ پاسخ

دختر منم کولیک داره ولی واقعا قربونش برم از خدا ممنونم که آنیا و بهم داد

پسرت حساسیت به پروتئین گاوی نداره؟

لذذذذت ببر از تک تک ثانیه هاش 🥹🥹😍 من در حسرت اینم که دوباره چند دقیقه اینجوری بخوابه تو بغلم مثل ۱-۲ ماهه اولش ولی دیگه نمیمونه 😢😢

وای دقیقا همه ی اینا مشکلات منم هست🤧

ای جاااااااانم😍خدا نگهدارش باشه

چشم به بزنی بزرگ شدنش رو می بینی.من یکی دارم امروز تولد یازده سالگیش بود.من دوتا بچه زود رس بودن.هر کی میگه وای چه کوچلویه.میگم داداشش بزرگ شد اینم بزرگ میشه مردی میشه.الان ماشاالله پسرم اندازه خودمه .البته من قدم کوتاهه.بعضی اوقات با خودم میگم اینقدر زود بزرگ نشو.دلم تنگ بچگیشه

سوال های مرتبط

مامان سید یحیی مامان سید یحیی ۱۳ ماهگی
یک ماه شد که من برای اولین بار مادر شدم
سخت بود؟ خیلی!
شیرین بود؟ بسیار زیاد
پشیمون نشدی؟ به هیچ عنوان!
تنها دغدغه ام فعلا این روزا خواب خودمه, که میدونم زمانی میرسه که بچم ۶ ساعت هم بخوابه برای من کافی خواهد بود، فعلا هر دو ساعت گشنش میشه و من بیدار میشم و کم خوابی اذیتم میکنه
با هیچ چیز دیگه اش مشکلی ندارم و دارم از تک تک روزا لذت میبرم، کولیک نداره، رفلاکس پیدا و پنهان نداره، گاهی نفخ زیاد اذیتش میکنه و با ماساژ اوکی میشه، هم شیر خودمو میخوره هم کمکی، به نظرم داره خوب وزن میگیره و خدا شاهده که ناراحتم که انقدر زود داره بزرگ میشه
الان دلم برای بارداریم تنگ شده که توی دلم بود، میدونم بعدا دلم برای این اندازه کوچولو بودنش تنگ میشه
دلم برای تکون دادن سرش برای پیدا کردن سینه تنگ میشه، دلم برای چشمای گردش که نمیتونه یه جا رو متمرکز نگاه کنه تنگ میشه، دلم برای بوی تنش که چند وقت دیگه خبری ازش نخواهد بود تنگ میشه.
میگن بغلش نکن، بغلی میشه ،ولی آخه دیگه کی میتونم اینجوری توی بغلم لقمه اش کنم؟ یه روزی بزرگ میشه، قدش از من بلندتر میشه و وقتی تو دلم دارم قربون صدقه ی قد و بالاش میرم بگم مامان جان یکم خم شو و مامان بی نوات رو بغل کن
یه ماه به همین سرعت گذشت و من هیچ وقت به اندازه ی الان از گذر زمان متنفر نبودم💔
مامان لیمو کوچولو✨️🍋 مامان لیمو کوچولو✨️🍋 ۱ ماهگی
دلِ مامانی، دلیارِ قشنگم... 🤍🥹

باورم نمیشه یک ماه از اومدنت گذشته؛ انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و حالا یک ماهه که هر روزم با دیدن صورت کوچولوت قشنگ‌تر می‌شه. گاهی وقتی خوابی، فقط می‌شینم نگات می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم چطور ممکنه یه نفر انقدر کوچولو باشه، ولی این‌همه جا توی دل آدم داشته باشه؟

دلم می‌خواد این روزا رو خوب یادم بمونه؛ دستای کوچولوت، صورت بامزه‌ت، بغل کردنت و حتی همین لحظه‌هایی که بی‌دلیل نگات می‌کنم و دلم نمیاد چشم ازت بردارم. می‌دونم یه روزی بزرگ می‌شی و دیگه این‌قدر کوچولو توی بغلم جا نمی‌شی، واسه همین دلم می‌خواد تا می‌تونم از این روزای قشنگمون خاطره بسازم.

یک ماهگیت مبارک، دلِ مامان. ❤️
تو هنوز خیلی مونده تا بفهمی چقدر دوستت دارم، ولی اشکالی نداره عزیزِ دلم؛ فعلاً تو بزرگ شو، بخند، شیطونی کن و دنیاتو بشناس. مامانت هست که هر روز بیشتر عاشق تو بشه و با دیدن بزرگ شدنت ذوق کنه.

دلیارِ من، چه خوب شد که اومدی و من شدم مامانِ تو... 🤍
.
.
یه شرح حالیم بخوام بدم بعد تموم حرفام و گریه هایی که با این متن کردم ..
دخترم وزنش ۴۵۰۰ شده وزن تولدش ۳۸۰۰ بود
قدش هم زمان تولد ۴۸ بود الان ۵۱
شیر خودمم میخوره
اگه سوالی چیزی دارین هم بگین هم شخصی هم هرچییی بخواین جواب میدم