صبح بخیر 🌞
دیروز یه بحث جدی داشتیم. یه مواخذه ای شدم که احساس کردم بی عدالتیه محضه بهش گفتم: اگه قراره هم رو ناراحت کنیم پس بیا درست حسابی همدیگه رو ناراحت کنیم بعد اندازه ۵ دقیقه در نهایت ادب و مراقبت از حریم های مهم و چارچوب های زندگیمون بدون سانسور خودم بدون در نظر گرفتن اینکه ممکنه ناراحت بشه حرف زدم! صحبتم که تموم شد رفتم دوش گرفتم و بعدش هردو برگشتیم سرکار های روزمره یه بی توجهی انتخاب شده حرف هایی که زده شده یه جور سکوت الزامی! شب راس ده خوابیدم و یک بیدار شدم و همه ی اون سکوت شبیه نشخوار اومد سراغم رفتم یکم قدم زدم رو کاناپه دراز کشیدم تا ۴ و نیم صبح که ۷وابم برد و راس ۶ با صدای رز بیدار شدم! دوبار همسرم اومد بیرون چک ام کرد تا صبح یکبار گقت میخوای حرف بزنیم؟ چرا نمیخوابی و وقتی ردش کردم فقط صبر کرد تا صبح! حرف نزدم فعلا حرف نمیزنم و قهر هم نیستم صبح صبح بخیر گفتم با رز بازی کردم صبحانه و قهوه آماده کردم و گپ زدم قهر نیستم هیچ وقت قهر نکردم فقط ساکتم چون میترسم تو عصبانیت و دل شکستگی کلمه ی اشتباهی بریزه رو اعتماد و عشقمون!
میخوام بگم مراقب حالتون موقع حرف زدن باشید موقع قضاوت کردن تصمیم گرفتن توقف کردن یا حرکت کردن!
امشب مهمان هستم و فردا نهار هم قراره حسابی استراحت کنم چون برای رز کلی کمک دارم و خودم رو جمع و جور میکنم برای یه گفت و گو درست🌱
#فرزندپروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک

تصویر
۲۷ پاسخ

صبح بخیر عزیزم ❤️ متنی که فرستادی اول صبحی من و یه تکون محکم داد... قبلا مثل شما سعی میکردم دعوا و بحث رو مدیریت کنم ولی الان یه مدته حس میکنم دارم خیلی زشت و بی پروا بحث میکنم😢 دیروز یه کتابی می‌خوندم نوشته بود اگه بدی های یه نفر و زدی تو سرش خوبی هاش هم قاب کن بزن به دیوار...دیروز تا حالا داشتم بهش فکر میکردم که الان هم نوشته شما رو خوندم و واقعا تصمیم گرفتم توی رفتارم به همسرم تجدید نظر کنم🫠

خیلی خوبه شوهرت با درکه و بحثو دراز نمیکنه انشالله که مشکلتون حل بشه زودی

صبح خیلی جا خوردم این پست رو دیدم! چدن دیشب دقیقا منم چالش داشتم و اتفاقا داشتم به شما و زندگی تون فکر میکردم و ...
چیزی که توی نوشته تون خیلیییی به چشمم اومد اونجایی که گفتین اعتماد و عشق بینمون بهم نریزه!!!!
تنها چیزی که وسط بحث و دعواهامون اصلا بهش حتی فکر نمی‌کنم همینه!
سریع بی اعتماد میشم!
سریع متنفر و پشیمون از انتخابش
شاید چیزی نگم
ولی حس های بد حمله میکنن بهم
من کلا آدم خود کم بینی هستم و اوایل رابطه مون یه سری ضعف ها رو گفتم به همسرم! فاز اینو داشتم که ما باید با هم دوست باشیم و با هم بتونیم خیلی راحت باشیم! (در حالیکه اون خیلی بلده مدیریت احساس شخصی خودش رو داشته باشه و ضعفی پیش من نشون نداد و نمیده) و متاسفانه گاهی حتی فکر میکنم شاید بعضی جاها حتی به ضررم میشه و شده!

ما واقعا با وجود همه ى علاقمون يه وقتايي خيلي ميريم رو مخ هم ديگه و دعواهاى جديدمون از بعد بچه دار شدن اينه كه چرا من برا همه چيز قانون دارم و محدود كنندم
مثلا دوست ندارم يه چيز جديد به بچم بدم وقتى دارم تست يه چيز ديگه رو ميگيرم دوست ندارم اون چراغ بالاي سر تخت بچمون باشه كه يوقت نيفته يا مثلا چرا ميرم دستمو ميشورم قبل از شير دادن به بچه و اينكه ميگه بعدا بچمونم هرچى بخواى گير بدى بدتر ميشه ازت ياد ميگيره در صورتى كه من به نظرم فقط نگران بچمم البته كه به نظر منم خيلى كاراى اونم اشتباهه با همه ى احترامى كه برا هم قائليم ولى واقعا خسته كننده شده برام و خيلى سرد شدم🫠🥲

چه متن خوبی ممنونم که این نکات رو میگین بعضی وقتا لازمه این حرفارو هم بشنویم

منی که امروز میشه دقیقا یک ماه که باهم قهریم و تا تونستیم بهم دیگه بی احترامی کردیم😥
واقعا دیگه نمیتونم تحمل کنم که خانوادشو به زندگی خودش ترجیح میده

من وقتی سکوت میکنم ک حرمت از بین نره..فک می‌کنه بلد نیستم جوابشو بدم میگه کم آوردی دهنت بستی !!!! و من تو ذهنم هی حرف میزنم هی میکشم حرفا رو. بعضی وقتا دیگه حوصله بحث رو ندارم فقط سکوت حتی سه روز..

چه طوری این قدر خودتو اروم و قانع میکنی من عصبانی میشم دیه اصلا نمی تونم کنترل کنم فقط صدامو میببرم بالا

منم اینجوری ام زمانی که خیلی عصبانی هستم سعی میکنم کمی سکوت کنه که مبادا حرفی از چهارچوب خارج بزنم

بنظرم ادما میبایست توی زندگی مشترک یه جنبه بالغانه داشته باشن که همیشه جلوی اون جنبه کل شق ،بی تربیت ،عصبی، خشنشون رو بگیره تااون زندگی پایه هاش از بین نره..که اگه این اتفاق برعکس بشه اون دوبار سرزدنای طرف مقابل توی نیمه شب جاشو به یه بیخیالی میده

به نظرم بهترین کار ممکن هست این نوع برخورد منم دقیقا همین کارو میکنم 🌹آدم‌نباید چشممو به روی همه چیز ببنده باید با حوصله و افکار جمعو جور شده صحبت کنه به عنوان یک انسال بالغ

من سکوت میکنم همسرم با رفتاراش یا زیادی روی هاش صبر و تحملمو تموم میکنه و منو جری تر میکنه ... واقعا خیلی سخته برام تحمل سکوت

و اينكه ميشه يه عكس از جو دوسر پرك كه واسه صبحانه درست ميكنيد بزاريد من ببينم چه برندي هست؟

خبه شما سکوت میکنین منطقی قهرمیکنین‌
منو همسرم پنج دقیقه قهرمیکنیم چش توچش میشیم خندمون میگیره
واخلاقی که همسرم داره باعث میشه قهرنکنیم شوخ طبعی میبینه ناراحتم جلوم میرقصه یاادا درمیاره ک بخندم

عزيزم يه سوال بي ربط شما واسه رز تلويزيون روشن ميكنيد در طول روز تو خونه ؟ من نميزارم پسرم تلويزيون ببينه و خيلي خسته كننده ميشه طول روز واسم ميخواستم ببينم شما چيكار ميكني؟

چقد خوب گفتی 👌
ولی متاسفانه من دست خودم نیست تو عصبانیت حرفایی میزنم که بعدش مجبورم از دل طرف دربیارم
البته من اين رفتار ریشه تو گذشته ام داره، مشاور رفتم، کتاب میخونم اما فایده نداره

اوایل اگه تقصیر شوهرم بود میگفتم موضوع اینه از این ناراحت شدم کاری کا کردی اشتباه بوده یه بحثی رله میانداخت که همه اش تقصیره تو . منم چند سال هر بار که بحثی پیش میومد میگفت از چی ناراحتی بهم بگو و فلان میگفتم بخدا چیزی نشده خودم بی حال و حوصله ام . یبار پیش مادرش حرف زده بود که خانمم اینطوری ناراحت میشه و حرف نمیزنه و هی میگه حال و حوصله ندارم . منم برا مادرش توضیح دادم که وقتی تقصیر و مشکل از اونه ولی قبول نمیکنه و همه رو می اندازه گردن من اگه هزار مشکل هم داشته باشم هیچ وقت ازش حرف نمیزنم . خلاصه چند سال اینطوری گذشت تا آخر یه روز در موردش بحث کردیم و الان واقعا این مورد تغییر کرده هرکی تقصیر داشته باشه می پذیره و عذر خواهی میکنه و از دل هم درمیاریم

دقیقا منم قبل بارداری تموم حریم ها رو نگه میداشتم حتی سعی میکردم با درست ترین کلمات حرفم رو بگم ولی دقیقا یک مدت هست اصلا رعایت نمیکنم
اینجا خوندم ادم موقع دعوا نمیتوانه منطقی حرف بزنه و حتما باید سکوت انتخاب کنه از این به بعد باید سعی کنم سکوت رو یاد بگیرم هرچند برای‌من سکوت سخته
کاش این تاپیک رو زودتر گذاشته بودین

خیلیم عالی این که موقع عصبانیت حرفی نمیزنی که بعدن پشیمون شی یعنی به بلوغ فکری رسیدی کاری که من نمیتونم انجام ندم🤦‍♀️اون لحظه انقدر عصبی میشم که فقط دوس دارم بچزونم😂البته همسرم دیگه فهمیده بنده خدا میدونه چون عصبانیم حرف الکی میزنم

من چند ماهی هست اصلا موقع دعواهامون دست خودم نیست بعدا پشیمون میشم 🥲🥲🥲

منم همینطورم سکوت میکنم چون اخلاق دور ازجون شما گند خودمو میشناسم یهو همه چیزو بهم میریزم میگم و فریاد میزنم فریاد میزنم و میگم انجه که نباید.. واسه همین سعی میکنم خفه شم اون لحظه و بعدش حتی.. ادم تو عصبانیت نباید سعی کنه منطقی حرف بزنه چون نمیشه اون لحظه نغز هرچی بهش برسه رو میاره رو زبون...

من در اینجور مواقع ساکت میشم بعد که همسرم زد بیرون تمام عصبانیتم و حرفام تو پیام بهش میگم یعنی بقولی لال میشم اون لحظه.🥴

چه خوب خوب شوهرمنکه ناراحت بشه دیگه هیچ کس رونمیشناسه هرچی ازدهنش میادرومیگه این فرق تربیت درست واشتباهه

سلام عزیزم ببخشید به تاپیکت ربطی نداره ولی یه مشورت میخواستم❤️
دخترمن شیر شبش قطع شده ولی یه مشکلی که هست ۸شب میخوابه ۴صبح برا شیر بیدار میشه
چون قطع شیر شب یعنی۶تا۸ساعت نخوردن شیر و دخترمن تاساعت۴ یعنی۸ساعت دووم میاره بعدش شیر میخواد ولی۴صبح خیلی بدموقع ست🥲بنظرتون چیکار کنم ک تا ساعت۷صبح بخابه برا شیر بیدار نشه

خوش به حالت شوهر من حتی مقصر هم باشه ده روز قهر می‌کنه ببین ما از 15 اسفند قهر بودیم تا 26 اسفند سر چی ؟ سر یه چیز بیخود
دوباره از یک فروردین تا هفت فروردین با من قهر کرده چرا رفتیم عید دیدنی من نگاه کردم این به کی نگاه می‌کنه باورت میشه
بعد اگه من برم سمتش بیا آشتی اون ده روز که قهر میشه پونزده روز همیشه هم من مقصر می‌دونه عروسی کرده بودیم چایی از دستم ریخت رو مبل ده روز قهر کرد باورت میشه (که چرا من بهش گفتم خودت دیروز چایی ریختی من هیچی نگفتم الان من چای ریختم دعوا می‌کنی) بخاطر این جمله ده روز با من قهر کرد

سکوت خوبه👌

انشالله ک درست بشه گلم...زندگی هممون ازین بحث و جدلا هست

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
یکی دوتاتون پرسیدید تایم بندیم برای رسیدن به کارام چطوریه؟ بعد فکر کردم واقعا تا حالا بهش دقیق نشدم ! پس امروز براتون نوشتم
۵ و ربع صبح رز بیدار شد شیر آماده کردم شیر خورد پوشک و لباس عوض کردم دوتایی صورت شستیم مو شونه کردیم مامان روتین پوستی کرد و بعد رفتیم سراغ جمع کردن لباس شسته ها بعد یه صبحانه برای بابا و مامان و یه صبحانه برای دختری بابا بیدار شد و رز خوابید 😶 ما صبحانه و قهوه خوردیم بابا تا دوتا تلفن زد مامان ماکارونی رو آماده کرد بدون روغن اضافه و نمک تا رز هم بخوره ! بعد هشمزخونه تمیز کردم رز بیدار شد لباس پوشوندم صبحانه اش رو برداشتم و راس ۸ زدیم بیرون برای پیاده روی تو ماشین صبحانه اش رو خورد بعد مدت ها 😋 بعد پیاده روی رفتم تره بار خرید کردم تو راه رز تو ماشین خوابش برد راس ده رسیدم خونه خریدها رو شستم خورد کروم خشک کردم جا به جا کردم برای نهار سالاد درست کردم آشپزخونه رو تمیز کردم همسر محترم هندوانه قاچ کرد و یک ربع یازده تا یازده هم استراحت و صرف هندوانه 🍉 ۱۱ رز رو سپردم بابا میان وعده بده و رفتم سرکار تا یک یک اومدم رز ده دقیقه بود خواب بود نهار خوردیم آشپزخونه رو جمع کردم الانم استراحت تا دو دو میرم مجدد سرکار تا سه سه رز رو تحویل میگیرم تا ۴ و نیم که باباش جلسه داره تو این فاصله نهار میدم بهش و خودم یه قهوه بخورم و یکم بازی باهاش کنم و بعد تحویل میدم میرم سرکار تا ۷ بعد هم میپوشم رز رو میبرم پارک سر کوچه یکم هوابخوره و بیارمش خونه و بعد روتین خواب و منم احتمالا بعد انجام کارهای خورده ریز خونه زود بخوابم 😄
دستور صبحانه رز رو میزارم چون بعد مدت ها طلسم غذا نخوردن اش رو شکست
شما از صبح چه کردید؟
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
امروز بدترین ورژن مرجان بودم
۶ و نیم با رز بیدار شدم با یه سر درد عجیب کل دیشب را کابوس میدیدم شیر دادم و پوشک عوض کردم بعد طبق روال آماده کردن صبحانه و قهوه و پیاده روی صبح و گوش کردن نصفه و نیمه پادکست جوری که وسطش با بداخلاقی قطعش کردم و به همسرم گفتم تمرکز ندارم باشه یه روز دیگه اومدم با رز خونه و اونم رفت دفتر رز خوابید نهار گذاشتم و به چندتا نرونده رسیدگی کردم بیدار شد هرکار کردم نهار نخورد حوصله بازی باهاش نداشتم و فقط براش وسیله ریخته بودم که کاریم نداشته باشه چشم به راه همسر اومد و رز رو تحویل دادم و افتادم رو تخت بعد پیشنهاد داد بریم بیرون دم دستی ترین لباسم رو پوشیدم رفتم و رز انقدر تو ماشین اذیت کرد که گفتم فقط برگردیم رسیدیم خونه هرکار کردم شامش رو نخورد سر بچه ام داد زدم و غذا رو ریختم سطل زباله همسرم برد خوابوندش و الان بدون مسواک روتین پوستی اومدم تو تخت خواب میخوام بخوابم
راستی کلی چیز ناسالم خوردم چیپس کیک برنج اضافه و ....
اینجور حالم خراب بود چرا؟ نمیدونم
این عکس ۸ ماهگی خودمه در حالی که به خاطر دندون به شدت حالم خراب بوده امروز دقبقااااا حال این عکس بودم
#شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
ظهر بخیر
رز شدیدا تب کرده دارم پاراکید میدم سعی میکنم هرجور شده آب بهش بدم چون شیر و غذا نمیخوره
زنگ زدم دایی همسرم که متخصص اطفال هستن و گفتنعقط تب رو سعی کن کنترل کنی دارویی نداره و یه دوره سه روزه داره
قرار بود امشب خانواده همسرم یرن خونه مادرم برای عید دیدنی و بعد شام بیان منزل ما از اونجایی که مامانم مسن هستن و آرتروز شدید دارن دیروز رفتم منزلشون رو مرتب کردم خریدهاشون رو کردم و اومدم
شب هم رفتم با همسرم خریدهای خونه خودمون رو کردم اومدیم همسرم رفت جلسه ساختمان و من رز رو خوابوندم و تا ۱۱ شب وسایل رو جا به جا کردم از ۵ صبح بیدار شدم به آشپزی کردن و جمع و جور و ساعت ۹ یکدفعه دمای بدن رز رفت بالا تن شویه کردم دوش گرفتم باهاش ولی تهش هنوز بالاست و من غمگین ترینم 💔
من خیلی زن محکمی هستم این رو همه ی اطرافیانم میدونن ولی در قبال رز بی نهایت ضعیف و زود کم میارم متاسفانه ...
حال دلم من اصلا امروز خوب نیست
تو کانال بله هم نتونستم چیزی بزارم رز بهتر شه مجدد کنارتون هستم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
صبح زود طبق روال بیدار شدم روتین پوستی قهوه مرتب کردن خونه و نهار
رز بیدار شد شیر پوشک و گذاشتمش تو اطاقش برای بازی و صبحانه آماده کردم بعد خوردن صبحانه رفتم دویدم و شوهرم اونجا اومد دنبالم رفتیم تره بار یکم خرید کردیم نون گرفتم و داروهای رز و یکم آب معدنی و آب جوشیده برای رز برگشتم خونه نهار خوردیم خریدها رو جا به جا کردم نهار رز رو دادم خونه رو مرتب کردم یکساعت جلسه کاری برگزار کردم و تمام
به خودم اومدم دیدم نیم ساعته دارم به دیوار عکس ها نگاه میکنم به انگشتر بابا و مهر مامان بزرگ که قاب کردم به خاطراتم و به جاهایی که الان انگار خیلی دورن ولی روزی توشون تو اوم لحظه لبخند زدم و شده عکس! گهواره هم شده مثل خیابون ها تلفن ها دیدارها پر از استرس و به همه مردم حق میدم و دلم براشون شکسته 💔
ولی به همسرم گفتم خونه تمیزه رز مشغول بازی یه قهوه درست کن بیا بشینیم خاطرات این عکس ها رو مرور کنیم
گفت خوبی؟ اضطراب ات بالاست؟
گفتم عزیزم زندگی در سال‌های وبا هم ادامه داشته اینم میگذره ....
#رفلاکس#بارداری#نوزادی#شیر خشک
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی