واقعا ما زن ها خیلی قوی هستیم
یه سری روزا نمیدونم این همه جون و توان رو از کجا میارم🥲مثلا دیروز همسرم مرغ و گوشت و ماهی خریده بود ، همرو شست منم بسته کردم
برای پاشا پای مرغ گذاشتم پخت و ریختم تو قالب فریز کردم، براش بلدرچین شستم و بسته کردم
کلی میوه و سبزیجات خریده بودیم که همرو شستم و مرتب کردم تو یخچال و خریدای سوپرمارکتی رو جا به جا کردم 🙄 بعدش یه تمام لباسایی که تو این ۲ماه شمال بودن استفاده کردیم و یه بار دیگه شستم و خورد خورد گذاشتم خشک بشه که سخت ترین قسمت همین لباسا بود 😫
ناهار و شام درست کردم ، ۳تا وعده پاشا رو آماده کردم ، حتی مواد ۱ماه سوپش رو هم آماده کردم و گذاشتم فریزر
کارای پاشا هم که این لا به لا میکردم بماند
این وسطا تمیزکاری خونه و جاروبرقی به عهده همسرم بود وگرنه قطعا میرفتم زیر سرم 😂
داشتم به این فکر میکردم مامانایی که ۲یا ۳تا بچه دارن چجوری میتونن هندل کنن واقعا سخته
خلاصه که واقعا خداقوت داریم
باشد که همسرانمان بیشتر قدر بدانند🤌🏽😅

#فرزندپروری
#سیسمونی
#رفلاکس
#کمکی

تصویر
۲۹ پاسخ

چقدر خوبه که همسر آدم قدر بدونه و کمک و همراهی تو امور خونه و بچه داری داشته باشه.
متاسفانه من از بارداری تا الان یکی از بزرگ ترین معضلاتم وجود پسریه که مادرشوهرم زاییدش😂🫣

همسرمن که دست به سیاو سفید نمی زنه بعدشم که شامو نهار گاهی وقت دیر شه میگه مگه کل روز چه کار داری که دیر شد من سه تا بچه دارم البته پسرم پیشم نیست فعلا ندوتادختر یکش دوسالش هست یکش سه ماه

اصلا قدر نمیدونن عزیزم درخواست میدی

درخواست میدی قشنگم من پرم🥰

اره واقعا بنطرم خدا وقتی بهمون بچه داده خبلی توانایی زیادی هم داده
منم کارای خونه و کارای یچه رو تو ی روز ک انجام میدم اخرشب بیهوش میشم باز فردا همین روند انجام میشه
بقول شما اگه خرید خونه هم روش باشه ک باید توان ۱۰۰۰ داشته باشیم
ولی من ب این رسیدم ک بچه خیلی ب زندگی ادم نظم میده

من همسرم قبل بدنیا اومدن مانیار اصلا کمک نمیکرد البته خودمم انتظار نداشتم چون حجم کاریش خیلی زیاده سه تا شغلو باید باهم هندل کنه هم کارای نظام مهندسی هم دانشگاه هم دادگستری اماا یه شانسی که اوردم دانشگاه مجازی شد و میتونه تقسیم کنه حداقل شبا به دادم برسه من یکم استراحت کنم و بخوابم

باتک تک سلولای بدنم درکت میکنم😂

من دخترسومم ۷ماهشه ..میشه گفت کاملا پوستم کنده شده..شوهرم کلا ۱ساعت ظهرخونس میره شب ۸اینامیادخسته س ..توحاملگی خیلی کمک می‌کرد ولی الان ن 🫠🫠

من همسرم نباشه با یه بچه فلجم بخدا خدا خیرشون بده

خدا قوتت ستایش جان.این وسط،مسطا ی شات کافی هم بزن. بهت افتخار میکنم♥

ستایش جون خدا قوت واقعا منم بعضی وقتا نمیدونم این انرژیو از کجا میارم😂

من با دوتا بچه واقعا وقت کم میارم

عزیزدلممم مواد سوپ میپزی میزاری فیریزر ؟؟؟خراب نمیشع؟

مامان بودن سخت ترین بخش ماجراست…
خدا قوت عزیزدلم🌈😘

مامان پاشا میتونی خواهرانه کمکم کنی شدیدا نیاز به مشاوره دارم

وای بخدا من با سه تا بچه از صب تا حالا پدرم درومد الان نشستم زمین🥱الان شام درست کردم برا بچها ی جور واسه شوهرم قرمه سبزی واسه هلیا سوپ🥹هنوز خودم‌ هیچی نخوردم بماند هنوز لباسای ک شستم رو مرتب نکردم 🥲آخرشم میاد خونه میگه چیکار کردی همش خونه ای 😴

من چون شوهرم ی وعده غذا خونس
روزی ی بار اسپزی میکنم
لباساشو میشورم
هر روز جارو گردگیری میکنم
خیلی خسته میشم
با اینکه ی روزایی شوهرم کمک میکنه
ولی میگم اگر بچه بیاد چقد قرار کند بشه یا انجام نشه کارام

و منی ک دوقلو دارم 😭

هعییی...من دوتا هم پشت دارم خواهر خداقوت

وای گل‌گفتی من دیگه جونی برام نمونده خداشاهده میرم رو ترازو دوسه روز ی بار دوکیلو کم میشم دیگ دارم کم کم آب میرم😂🤦🏻‍♀️مامانم امروز بهم گفت بازم میگی بچه میارم گفتم اره😅گفت خیلی رو داری😉خب به هرحال با همه این اذیت ها و خستگیا الانم خیلی بیشتر دوست دارم و خداروشکر میکنم بخاطر وجود پسرم🥹

وااای خواهر پس من چی بگم دوتا دختر پشت سرهمی دارم که خداروشکر بزرگ شدن ولی هیللللللی سختی کشیدم تابزرگشون کردم خیللللی الان با این پسرم هم خیلی کم کمکم میکنن شوهرم که اصلا کمک نمیکنه یا سرکار یا میاد خسته میخوابه استراحت میکنه
هگه کهرا موند رودوشم بخدا هر روز از صب تا شب فقط کار وتمیزی و مرتم و اشپزی دیگه جون برام نمونده 🥺🥺
همه ی این کارو که گفتی من هر روز دارم خدا سرشاهده فقط🤦‍♀️🥺
ولی بازم میگم خداروشکر که هممون سالمیم و اینک۶ یه زن قوییم .من میتونم تا اخر ادامه میدم🥰

خداقوت عزیزم 💖💖

منم هرروزم شلوغه
یه دختر ۲سااونیم و یه پسر ۸ماهونیم دارم
حالا فک کن همسرمم یه هفته شبکاره یه هفته روز
اصن پووووودرم پودر
باز کمک میکنه ها
ولی این تایم کارش خواب بچه هارو بهم میریزه

خدا قوت عزیزم. من از تصور اینا که گفتی خسته شدم😅😍😍
مخصوصا امروز که ازون روزاس که لش کردم به خاطر دریا و باباش نبود از جام بلند نمی‌شدم. همسران بیچاره هم که دارن کار میکنن وقت نمیکنن قدر بدانند😅😅

من با تموم این کارها دوتا بچه پشت سر هم دارم 🥲😂

من سه تا دارم بزرگه پنج سالشه الان داغونم 😕🤦🏻‍♀️

من یه دختر۷ساله دارم یه پسر۷ماهه
باورت میشه یه روزایی حتی وقت نمیکنم موهاموشونه کنم یادش بگیرم
این وسطابماندک شوهرم همش میگه من۲تاپسردیگه میخام😂

خسته نباشی گلم

خسته نباشی عزیزدلم😍❤️🌱🌱
آره واقعا کاش بیشتر قدر بدونن 🫠

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۱ سالگی
به وقت غذای کمکی(عصرانه: پودینگ موزی)
چون ناهار به آوا سوپ داده بودم، تصمیم داشتم عصرانه دسر شیرین بدم بهش و از دیروز تصمیمم روی پودینگ بود.
تغییری که تو رسپی پودینگ دادم، به جای آرد برنج(چون تو وعده ناهار تو سوپش برنج بود و نخواستم دوبار در روز برنج استفاده بشه) از جودوسر پرک استفاده کردم. تمیزش کردم، شستم و با آب گذاشتم بپزه. یه مقداری بادام رو آسیاب کرده بودم، به قدری آسیاب شده بود که شبیه کره بافتش کرمی شده بود. یه قاشق کوچیک از کرم بادام درختی اصافه کردم و گذاشتم رو حرارت ملایم پخت یکم که غلیظ شد، یک سوم موز رو له کردم و گذاشتم باهاش چند تا قل زد(این کار رو انجام بدین تا بافت موز برای گوارش مناسب تر بشه).
در آخر هم با میکسر میکس کردم و آوا جون نوش جان کرد.
چون وعده ناهار خوب خورده بود انگار معده ش برای عصرانه سنگین بود. احتمالا باید وعده صبح و عصر رو با فاصله بیشتری بدم(من به فاصله ۵ شاعت دو وعده رو دادم امروز)
خلاصه یکم بازی کردیم و وسطش اب دادم بهش تا ۶ تا قاشق خورد
مامان آوا مامان آوا ۱ سالگی
به وقت غذای کمکی(ناهار: سوپ مرغ و کدو سبز و هویج و سیب زمینی)
همونطور که دیروز گفتم، تصمیم گرفتم چند روز انواع سوپ هارو به آوا بدم. هم ترکیب های مختلف رو امتحان کنم، هم مرغ رو تو این چند روز بهش معرفی کنم تا بهش عادت کنه بعد برم سراغ گوشت قرمز.
تفاوت سوپ امروز و دیروز توی برنج و کدو سبز هست. دیروز برنج ریختم و امروز تصمیم گرفتم کدو سبز بدم( عاشق خرید وسیله تو این مدت هستم. مثلا به همسرم میگم برو یدونه کدو سبز بگیر. یدونه هویج بگیر🤣‌ اونم خیلی سختشه ولی خب میره)
خلاصه برای سوپ امروز مرغ رو گذاشتم قشنگ پخت. تنها ادویه ای که ریختم توش زرد چوبه بود که مند روره استفاده می کنم. بقیه مواد رو هم پوست گرفتم و نگینی کردم و تو قابلمه دیگه با آب گذاشتم بپزه(فقط اینم بگم من تو غذاهای آوا آب جوشیده سرد شده میریزم). بعد از کمی پختن مواد، یه تیکه مرغ پخته رو با آب مرغ ریتتم تو قابلمه و گذاشتم یه کم دیگه با هم قل زدن. و بعد تو میکسر میکس کردم. این سوپم غلظتش از ماست بیشتر بود تا آوا بلعیدن این بافت رو هم یاد بگیره.
راستی امروز عصرانه قراره یه ماده جدید بهش معرفی کنم. منتطر باشید واکنشش رو اینجا میگم🥰❤️
مامان فرهان💚👼 مامان فرهان💚👼 ۱ سالگی
❌❌بالاخره پسر بد غذای من امروز اوتمیلی که درست کردم رو خورد همه مواد رو نداشتم سعی کردم با چیزای که دارم براش یه ترکیب مقوی درست کنم . حریره بادام و یه سویق حبوبات داشتم که گندم و جو و نخود و عدس اینا داخل بود یه قاشق هم از این با یه خرما پوست کندم هسته در آوردم له کردم تو این ترکیب با آب . بعدش یه زرده تخم مرغ کامل اضافه کردم گذاشتم رو حرارت بپزه با یکم روغن زیتون کره نداشتم . خلاصه دادم خورد یکی دو قاشق ولی خواستم یکم مقوی تر کنمش یه تیکه موز هم پوره کردم به این ترکیب اضافه کردم باورم نشد همشو خورد.
در ضمن من امروز از یه جا کتاب غذا که برای بچم آنلاین گرفته بودم پرسیدم بچم بد غذاهستش هیچی لب نمیزنه . گفت شیر شب حذف کنم بعد گفت نکنه شیر زیاد میخوره گفتم آره خیلی زیاد میخوره . گفت شیر روزش رو چهار وعده کنم . بعد گفت اگه شیرش رو یه وعده بیشتر کنی یه وعده از غذاها رو نمیخوره . خلاصه این ترکیب رو وقتی دادم که فهمیدم نزدیک شیر خوردنش هست و گرسنه شده و حالا ببینم وعده شیرش رو کم کنم بقیه غذا ها مثله سوپ که بدش میاد رو هم میخوره یا نه .