۱۰ پاسخ

عزیزم نباید بچه رو وسط بزاری خو من میزارم کنارم ولی سمتی ک شوهرم نیس خودم وسطم درمورد اسم هم کاملا حق با شوهرته اسم قدیمی نمیشه ک هرکی هرچی دوس داره میزاره منم علی اکبر گذاشتم هرکی یچی میگ ولی من اهمیت ندادم توام ب خدت برس دلبری کن شوهرتو خودت باید با ناز وادا بکشی سمت خودت

عزیزم خب حق داره نیاد تو اتاق با مامانتون بخوابه چون بلاخره راحت نیست.الآنم بچه وسط شماست چجوری نزدیک بشه؟ یه شبایی که بچه آرومه بیرون از اتاق بذارش و برو کنار شوهرت گوشیت رو بذار روی آلارم برو به بچه شیر بده و برگرد. درباره اسم هم هرچی بذاری مردم حرف میزنن اهمیت نده مهم اینه خودتون دوستش داشته باشید.

بارداری و زایمان از نظر مردا یه پروسه پیچیده اس تا کنار بیان یکم زمان میبره 🥲انشالله ب زودی همه چی ب حالت عادی برمیگرده نگران نباش
اسم دخترتونم خیلی شیک تر و اصیل تر از الیناس🥰🧚🏻‍♀️

عزیزم بقیه کلا دهناشون بازه
ول کن خودت وشوهرت هرچی دوست دارین بگذارین به بقیه کار نگیر
مردا نمیدونم چرا اینجوری ان
من با اینکه پسرم 3سال ونیمشه هنوز همسرم گاهی وسط خودمون میارش اونم عادت کرده
نزار عادت کنه
هم شوهرت هم بچه به مرور بزرگ میشه دیگه اصلا نمیتونی جداش کنی
ومیشی مثل من

عزیزم این ناراحتیا مال هورمونها هم هست هممون تو همین حالیم الان منم همش گریه میکنم
شوهر من که ۹ ماه حاملگی بهم نزدیک نمیشد بعد زایمان هم دقیقا تا ۳۸ روز اصلا سمتم نمیومد انگار نه انگار منم ادمم بعد هم من رفتم سمتش
اصلا انگار سرد میشن

المیراهم قشنگه مامان جان. اتفاقا زیادم نمیزارن ک خیلی تکراری بشه
اما ادم ازشوهرش توقع محببت داره بعد از اون همه سختی بارداری و زایمان ادم توجه و محبت شوهرش خیلی براش مهمه

من بعد زایمان قبلی تا نزدیک 4 ماهگی بچم جدا می‌خوابید 💔 خب منم خیلی نسبت بهش سرد شده بودم ازش دیگ متنفر بودم همه کارا بچه و گریه هاش تنها رو دوش خودم بود بعدشم دیگ بعد کلی دعوا اومد سرجاش

منم ک زایمان کردم شوهرم کنارم نمیخوایید تا چند هفته الانم برای جشن بچه پدر مادرش برام تعیین میکنن ک کجا بگیر کیو دعوت کن کیو دعوت نکن منم باهاش بحث کردم زندگیه فقط کلش داستانه فقط تو نیستی عزیزم منم حالم گرفته هستش

راست میگ اسم بچه رو مدر ومادر انتخاب میکنن من اسم نی نی آریان انتخاب کردم اطرافیان هزارتاعیب وایراد گرفتن منم اصلا بحرفشون نمیکنم‌مهم دل خودم وشوهرم هستیم

الهییی میدونم بعد زایمان خیلی آدم حساس میشه من که همش دلم پر میشد بی دلیل 🥹💔

سوال های مرتبط

مامان دختری وپسری🩷🩵 مامان دختری وپسری🩷🩵 ۹ ماهگی
دیگه واسش اسم انتخاب کردم گذاشتم آوینا اسم دختر بزرگمم ساریناهست دیگه خلاصه هرکی منو دید گفت بهت میخوره پسرزا باشی یه سریا گفتن زشت شدی دختر میاری ولی من سپردم به اون بالایی خلاصه که رفتم لباسای دخترمو ازانباری اوردم یه سریاشو شستم اتو کردم یه سری رفتم خریدم ساک وپتو وحوله واین چیزا اسم براش سفارش دادم توهمین گهواره تارسید من ب خاطرانزیم کبدم ک مختل بود دکتر۳۷هفته ختم داد بهم روز ۱۲مهررفتم واسه زایمان همه کاراموکردم بادکترم هماهنگ شدم رفتم بیمارستان دستار دکترم بامن اومد همه کارامو کرد ساعت۸زغتم اتاق عمل تاوارد شدم تکنسین اتاق عمل گفت بچه ات چیه گفتم دختر گفت اسمش چیه گفتم آوینا بعد دکترم اومدکلی باهام صحبت کرد آرومم کرد گفت راستی اسم دخترتو بگو موقع دنیا اومدن توگوشش بگم گفتم آوینا دیگه کارامو شروع کردن ساعت ۹نی نی دنیا اومد ولی باکلی تعجب وسوپرابز که اونروز کل بیمارستان باهاش عکس انداختن وفثقتی بچه رو دراوردن میخواستن تمیزش کنن یه پسر تپلی وخوشگل خدا به من هدیه داده بود
مامان فندق مامان فندق ۴ ماهگی
خونواده شوهرم رسم دارن اسم بچه رو بابا بزرگ شوهرم توی گوشش بگه
اسم پسرمو باباش انتخاب کرد منم دوست داشتم قبول کردم ولی من کلا اینکه دوتا اسم تو گوش بچه میگن دوست ندارم
موقع اذان گفتن توی گوشش بعد از اینکه اسمشو گفت یهو مادرشوهرم اومد گفت من میخوام اون گوششو یه اسم مذهبی بذارم من هیچی نگفتم با اینکه خیلی ناراحت شدم که قبلش از من نپرسید شاید من اصلا میخواستم اون گوششو خودم انتخاب کنم

این بار از اول گفتم دختر بود بچم‌اسمش نغمه است
باز مادرشوهرم هربار میومد یه اسم پیشنهاد میداد و من ک میگفتم اره قشنگه ولی من میخوام بذارم نغمه
تا چندروزپیش که مادرشوهرم اومد دیدنم و من داشتم با جاریم درمورد اسمایی که مناسبتی پیش میاد و انتخاب میشه حرف میزدیم‌ گفت خب حالا بچه ات دختره اگه پسر بود باید میذاشتی علی یهو مادرشوهرم گفت خب الانم شب قدر بوده اسم‌مناسبتی داره گفتم چی مثلا گفت فاطمه
گفتم‌اهان اره
دیشب به شوهرم گفتم من ک فعلا بیرون نمیام از خونه اقاجونتم ک نمیاد پس اسم بچه چی میشه؟ گفت تو اسمشو بگو تو گوشش ما هروقت شرایط اوکی بود میگیم اقاجونم اذانشو بگه ولی نمیگیم ک چیکار کردیم😂😂
بقیه اش کامنت میذارم

#شیرخشک#فرزندپروری#نوزاد#ادرار
مامان مامانِ خوشمزه مامان مامانِ خوشمزه ۲ ماهگی
پارت ششم ...






گفت اکسسوری هرچی داری در بیا ساعت گردنبند و .....در آوردم با لباسام بردن دادن ب همراهیم (مادر شوهرم ) و منو با خودش برد طبقه بالامامانم تو نماز خونه بود بهش گفتم که دارم بستری میشم گفتن دهانه رحم ۵سانته سریع به ماما زنگ بزن با آسانسور رفتیم بالا گفتن ماما همراه داری من گفتم آره دیگه خودشون زنگ زدن گفتن بیا مریضت ۵سانته ساعت ۸نیم زنگ زدن بهش ساعت ۹ماما اومد ........
ماما رو ک دیدم یکم دلم گرم شد داشت اتاق رو آماده می‌کرد چند تا اسانس آورده بود پنبه رو آغشته میکرد ب هر رایحه ای می‌گرفت جلو بینی می‌گفت بو کن نفس عمیق بکش پنبه رو بو میکردم یه حس خوبی می‌گرفتم ولی درد همچنان بهم فشار آورده بود فقط میگفتم خیلی درد دارم اصلا داد و هوار نمیکشیدمفقط ب ماما میگفتم یه کاری کن توروخدا درد دارم هرچی میگفتم آمپول بی دردی بزنید می‌گفت تو این بیمارستان ندارن بازم ماما بیمارستان ک اومد بهش بگو .
خلاصه ماما هربار پنبه رو ب یه اسانسی آغشته میکرد و میگف بو کن و نفس عمیق بکش .درد جسم رو تسکین نمی‌کرد ولی رو روح آدم بی تاثیر نبود.
دلم میخواست دردام کم بشه هی اصرار داشتم ب ماما یه کاری برام..........
مامان علیسان👼🏻💙 مامان علیسان👼🏻💙 ۶ ماهگی
سلام خانوما میشه کمکم کنید 🥺
چند روزه اصلا حالم خوش نیست از اول زایمان حس خوبی نداشتم اینکه چطور قراره از پس بزرگ کردن بچه بربیام دو روز قبل هم رفتیم شناسنامه گرفتیم به اسم علیسان
قبلش بگم من از بارداری شاهان میگفتم ولی همسرم قبول نمیکرد میگفت باید مذهبی باشه من از امام رضا خواستم تا اینکه چند روز قبل گفتیم علیسان بذاریم اطرافیان همش میگفتن علیسان خوبه شاهان چیه اسم ماشین هست و نمیدونم چیه و رفتیم شناسنامه به اسم علیسان گرفتیم بعد اون یه نفر دیگه گفت علیسان شبیه اسم دختره نمیدونم فردا بزرگ شد میتونن اقا شاهان بگن ولی آقا علیسان نه وای ازون روز مرده متحرکم هرکاری میکنم نمیتونم کنار بیام نه شب تونستم بخوابم نه روز همش گریه رفتیم اسمش رو عوض کنیم مراحلش رو گفتن نگران شدم که دادگاه اسم شاهان رو مجوز نده راضی شدم که اسم علیسان بذاریم اینم بگم علیسان اصلا بین اسم ها انتخابی نبود و یه دفعه ای شد
اینم بگم همسرم باز شاهان رو دوست نداشت بخاطر گریه و ناراحتی من قبول کرده بود.
الان اصلا نمیتونم اسم بچه رو صدا بزنم به شناسنامه نگاه کنم توروخدا بیایین یه حرفی بزنین حالم بهتر بشه
از تجربه هاتون بگین از اسم هایی که دوست داشتین بذارین ولی یه اسم دیگه لحظه آخر گذاشتین