و بالاخره تجربه زایمان طبیعی من

پارت ۱😍✨️✌🏻✨️

اول بگم من از ۳۷ هفته هر کاری میکردم ک زودتر زایمان کنم وزن بچه هم خوب بود یعنی مشکلی نداشت
شبی دوتا گل مغربی واژینال .پیاده روی.خرما.رازیانه.توپ ورزشیو....
اول ۳۷ هفته برای معاینه رفتم گفت دهانه رحمت سفته به زور ۱ سانت باز کرد اومدم کلی ورزش ولی خبری نبود باز اول ۳۸ رفتم گفت هنوز سفتی بعد به زور ۲ سانت کرد بعد دوباره اومدم کلی کار کردم ولی خبری نبود یکی یکی دو روز مونده بود بشم ۳۹ هفته حس کردم حرکات بچه کمه رفتم بیمارستان ان اس تی یه انقباضات ریزی رو نشون داد ولی حرکتش اونجا خوب شد ولی بخاطر انقباضات گفت بهتره معاینت کنم منم اوکی دادم معاینه کرد گفت ۱ سانت ۲۰ درصد خشکم زد انقدر ناراحت شدم چرا بسته شدم دیگه مرخص شدم اومدم خونه بیشتر از قبل رفتم اب گرم گرفتم اسکات زدم پیاده روی بیشتر از همیشه این وسطا هم بچه خودشو سفت میکرد ولی من نمیفهمیدم دقیقا انقباض چیه چون بارداری اولم بود اصلا بلد نبودم درده انقباض چیه بعد دیگه اول ۳۹ هفته دوباره رفتم مطب دکترم برا معاینه قبل اینکه نوبتم بشه نیم ساعت تقریبا پیاده روی کردم پله بالا پایین کردم این وسط هم صلوات نذر کردم و ناد علی خوندم و.....

۶ پاسخ

.........

یسوال...این اخرا ک هی باید بریم معاینه کنه دکتر هرسری باید پول ویزیت بدیم؟

منم نمیدونم انقباض چجوریع ولی این یکی دو روز بچه خیلی خودشو سفت میکنه پایین

منی که الان رو یک سانت گیرم 🥴🥴🥴

منتظر بقیه اشم😂

واقعا بارداری هم پروسه عجیبی هستش
اوایل هی باید مراقب باشی بچه طوری نشه طول سرویکس پایین نیاد و فلان
اواخر بارداری باید تلاش کنی همه اینا بیاد پایین🤦🏻‍♀️🤣

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۰ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان دخترمون مامان دخترمون ۵ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان 💢
من هفته های اخیر دیگه حسابی از بارداری خسته شده بودم و واقعا سنگین شده بودم و دیگه طاقتم تموم شده بود
تصمیم گرفتم ورزش هامو محکم تر و بیشتر انجام بدم
دو روز رفتم پیاده رویی ۱ ساعته ، روز سوم رفتم بالای پشت بوم و راه رفتم ، پیاده رویی تند
وقتی اومدم خونه یه ترشح موکوسیه بیرنگ دفع کردم
صبحش هم یه ترشح بزرگ تر قهوه ای دفع کردم ، و چون میخواستم برم خونه مامانم وسایل خودم که واسه بیمارستان جمع کردم ..
خلاصه رفتم خونه مامانم انقباض داشتم ولی منظم نبود ، از ساعت ۲ رفتم پیاده روی از ۲۰ دقیقه رسید به ۷۸ دقیقه ، و دردا بیشتر میشد و طولانی تر
ساعت ۵بود که دیگه قشنگ دردا ۵ دقیقه ای شد و با خواهرم رفتم بیمارستان
معاینه کرد و گفت دهانه رحمت بستست
ان اس تی گرفت و گفت انقباضات خوبه بیا دوباره معاینت کنم
منم از معاینه بدم میومد و میترسیدم ولی رفتم
یه معاینه کرد وجشتناک خیلی خیلی درد داشت ، جوری که بعدش به گریه افتادم و محکم میزدم رو تخت و التماس میکردم که دستشو در بیاره
ولی محل نمی داد
گفت شدی ۲ سانت ، برو نامه بستری بیار
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۴ ماهگی
مامان علیسام مامان علیسام ۸ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم