۷ پاسخ

ما رفته بودیم عروسی بعد دختر من هر وقت خوابش بیاد حتما باید تو جای خودش باشه وگرنه گریه میکنه خوابش میومد اون ساعت ها چرتی میزنه بیدار میشه بعد نوه خواهر شوهرم هیچی نمی‌گفت ساکت نشسته بود
واقعا خیلی روانی هست من بعد متوجه کارش شدم همش ب دخترش میگفت برو بچه رو بده باباش گفتم چیشده گفت داره اذیت میکنه نگاه کردم بچه ساکت نشسته بود اصلا هیچ اذیتی نمی‌کرد
احمق فک کرده چون بچه من داشت گریه میکرد مال اونا ساکت بوده ما چشم میزنیم بعد فهمیدم منظورشو.اخه من یکی اصلا فقط حواسم ب بچه های خودم بود ب من چ بچه های کسی دیگه 😐😐😐

دست دخترم در رفت دکتر بودم

ای جانم عزیزم خیلیم عالی انشالله همیشه خوش باشین

چه جای قشنگی

کدوم‌کافه هست

ماهم امروز علی رو بردیم بیرون یکم قدم زد گربه ها رو دید اومدیم خونه الان لالا کرده😁
معمولا علی آقا ها خیلی خوبن

😍😍😍خوش بگذره

سوال های مرتبط