۱۵ پاسخ

دوغ دوست داشتم ماهی بدم میومد الان ماهی میخورم

کباب ماهیتابه ای و مام امبرلا رنگ ابی پاستلی از هر دو متنفرم با گذشت ۲ سال نیم

من نسبت به مرغ ، بوی گل رز و سرویس قابلمه صورتی حالت تهوع میگرفتم😂😂😂😂 یه عطر داشتم اول بارداریم خریده بودم بوی رز میداد دادمش خواهرم و گفتم تا پیشتم اصلا نزن. یه سرویس قابلمه صورتی رنگ خریده بودم تازه از فکر کردن بهشم حالت تهوع میگرفتم. گوشت قرمز کلا دوست ندارم از مرغم بدم میومد دیگ. ولی عاااشق کشک، دوغ ،بستنی و میوه و آب بودم کلا خوراک من اینا بود. بارداریم توی تابستون بود و میوه ای نبود نخورده باشم همش تا میومد نوبرونه میخوردم. از ویارم بوی رز مونده حالت تهوع میگیرم

من املت بدم مياد و ترشى از استانبولى هم بدم ميومد دارم خوب ميشم

من اول هنوز نمیدونستم حاملم هوس بال کبابی کردم هنوزم هستم یمدت از شوهرم و گوشیم بدم میومد میگفتم برو بیرون تاشب نیاخونه😂😂گوشیمم پرت میکردم میگفتم بشکنه راحتشم وای اصلا یجوری بودم خیلی بد بود 😁😁

به بوی تاید و مایع سافتلن ویار داشتم الانم بوش بیاد حالت تهوع میگیرم یه بادی اسپلش هم داشتمم کلا انداختمش دور ولی بوش از یه کشو هنوز هم میاد😭

وای ی مایعه دسشوی داشتیم بعد خونه پدرمو پدرشوهرم فقط میگفتم باید صابون بزنین یعنی حتی گذری از پیش ظرف اون مایع رد میشدم بوش میخورد بهم میوردم بالا ی مدت مثلا معدم سنگین میشد ک بیارم بالا ولی نمیتونستم میرفتم اونو بو میکردم درجا میوردم بالا الانننم همینطوررم😂

من سر پسرم وقتى ميخواستم ابغوره بريزم تو غذا اول ازش ميخوردم، اصن در يخچال و باز ميكردم اونو ميديدم ميخوردمش، بعدش اره يه وقتا دريخجال باز ميشد ناخوداگاه دلم ميخواس بخورم🤣

من اولای بارداریم هوس ساندویچ کردم ،رفتیم خریدیم دست و پام داشت میلرزید،همونجا یه باگت باز کردم توش چند تا کالباس با سس سفید بدون خیارشور…هنوزم عاشق ساندویچ با کالباس خشکم و عاشق سوپ جو و هندونه بودم

من عاشق توت فرنگی شده بودم و دوغ آبعلی...
و از بوی عطر شوهرم متنفر شده بودم که هنوز متنفرم

من تو بارداری عاشق خیار و دوغ بودم دوغم حتما عالیس😂
هنوزم عاشق جفتشونم

اره انگار رو آدم میمونه
من سر دخترم از شیر موز و قرمه سبزی بدم میومد
سر پسر از خامه صبحانه
سر هردوتا هم عاشق آب معدنی

من کلا هیچی دلم نمیخواست یکبار ویار چیزی رو نکردم😕از بوی نونی که تو خونه گرم میشد،از رب،لیمو،گوشت و مرغ و پیاز بیزار بودم،و جالبه هنوز صبحا تو خونه نون گرم کنم و از بوی لیمو صبحا خوشم نمیاد😁

عاشق ماست و حلیم و آش بودم از مرغ و گوشت هم حالم بد میشد

سلام خواهر خوبی
من طی بارداری اصلا ویار و حالت تهوع و هوس چیزی نداشتم

سوال های مرتبط

مامان مارشمالو👶 مامان مارشمالو👶 ۹ ماهگی
من همیشه از اون آدم هایی بودم که بدون برنامه ریزی کاری رو پیش نمیبردم…
برای بدنیا اومدن فرزندم هم کاملا پلن ریخته بودم که از اول بارداریم چه کارهایی انجام بدم و تا آخر بارداری و جشن ها و زایمانم و دکترم و بیمارستانم و….راجب تک تک لحظاتم فکر کرده بودم…
یکسری پلن هم بود که باید انجام میشد تا بخوام به بچه فکر کنم…
از اونجایی که همسرمم خیلی دلش نی نی میخواست اما من اصلا دلم نمیخواست 😅اما پلن هامو که گفتم با حمایت هاش همرو دونه به دونه انجام داد
و درنهایت برای زمان بدنیا اومدن فرزندمونم کاملا برنامه ریزی و فکر کردیم که چه تاریخی باشه و در چه ماهی…
و از قضا خدا هم حسابی همراهمون بود😍هم مطابق با خواسته هام همه چی پیش رفت و هم فوق العاده بارداری و زایمان خوبی داشتم…
اصلا در دوران بارداریم تا نه ماهگی نمیفهمیدم باردارم از بس همه چی عادی و نرمال بود😅(اخه همیشه فکر میکردم بارداری آدم بی حال و بی انرژی میشه یا همش حالت تهوع داره یا ویار یا افسردگی)من هیچکدومو شکر خدا نداشتم
حتی زایمانمم عالی بود(با اینکه بسیار آدم حساس و وسواسی هستم،همه چی مطابق با سلیقم پیش رفت)
کلی بگم عاشق دوره بارداری و زایمانمم😅😁ه