۱۳ پاسخ

بسپرش به شوهرت عزیزم و یکم استراحت کن

کیه که بچه رو بده خواهر مادر بزرگ کنن؟
اونا نهایتا کمکی هستن
پسر من کولیک رفلاکس داشت. کولیک شدید و وحشتناک
ماه اول مامانم پیشم موند
ماه دوم من رفتم خونه مادرشوهرم
از ماه سوم خودم بودم و خودم حتی شوهرم هم کمک نمیداد
وقت مریضی و اینا هم فقط اولین بار که کرونا گرفت مامانم اومد پیشم یه روز کمک
و برای واکسن های اولیاش
والسلام
تازه اینکه هر جفتشون هم کنارم هستن و نزدیک ولی مگه کسی بچه شو میده بقیه بزرگ کنند
مگه آدم می زاد که یکی دیگه بزرگ کنه؟

عزیزم من خواهر دارم خیلیم بیشتر از من مواظب دخترمه و دوسش داره ولی من تا خودم پیش بچم نباشم خیالم راحت نیس

اره واقن

عزیز دلم من خواهر و مادرم دو کوچه فاصله داشتن هیچ ککمی در کار نبود گاهی با کلی خجالت برا رفتن ب دکتر یا یه جای خیلی ضروری میبردم میذاشتم خونشون یا میگفتم مامانم بیاد پیششون کلی منت میذاشت😂
خواهرمم حوصله ی درست و حسابی نداشت اصلا ب بچه محل بده
اینم بگم خواهرم دانشگاهشو تموم کرده بود بیکار بیکار بودااا
مامانمم ک خانه دار

بعد دوستم ک زن عموم هم بود چندتا خواهر بودن ک اصلا بچه ی نوزاد رو نمیدادن دست مادرش اینقدرررر با جون و دل بچه ی همو نگه مبداشتن ادم حسرت میخورد🥲

عزیزم اولا خداروشکر برای سایه مادرت❤️منم تنهام بخدا همسرم ۸صب میره ۱۱شب میاد ن خواهری نزدیکمه ن مادری دارم ک حتی صداش رو بشنوم خیلییییی خستم خیلیییی ب استراحت احتیاج دارم حال روحیم داغونه ولی با این حال با عشق ب هلیا میرسم من خودم خاستم ک بچع داشته باشم خودم خاستم این شرایط رو پس با عشق کنار میام باهاش ب امید بزرگ شدن و عاقبت بخیری هلیا❤️

منم کمکی ندارم عزیزم خودمم و خودم مامانم که هزار کیلومتر دورتره یه وقتایی دلم میخواد گریه کنم از خستگی و فقط بخوابم ولی نمیشه کارای خونه کارای بچه واقعا نمیشه شوهرمم که صبح تا طهر سر کلاسه بعد از ظهرم یه ناهار میخوره مجبوره بره کلاس خصوصی بزاره واسه بچه ها از بس که حقوقمون کمه 🤦‍♀️

منم کمکی ندارم اگرم داشتم بازم خودم بزرگش میکردم با همه ی سختیا و خوشی هاش چون دوست دارم خودم با روشایی که خوندم تربیتش کنم

من الان س روز مادر شوهرم مشهد عزا دارم همیشه تا ظهر می‌خوابیدم ..🥹😭 مانلی یکسره پایین پبششونه

من برعکسم مامانم میگه بیار اینجا پیش ما،من میگم خودم کاراشو میکنم تا ۱۰ روز بیشتر نموندم آوردم خونمون خودم همه کاراشو میکنم

دقیقا ی دوست دارم بچشو از صب تا ظهر خواهرش مراقبت میکنه از ظهر تا شب هم مامانش شبم برا خواب بیشتر اوقات میخوابونه بغل دختر عمش ک تو بغل شوهرش راحت باشه🥲
اونوقت من از ۷روزگی همه رفتن خونشون و من موندم و دردام و بچه داری

همه مادرا خسته میشن عزیزم اما باید صبور باشیم دلمون برای این روزا تنگ میشه

سلام خانما من بچم ۷ماهشه دیرنشوندمش خیلی نگرانم

سوال های مرتبط

مامان علی 💙👶🏻 مامان علی 💙👶🏻 ۱۰ ماهگی
الان چند روزه که خیلی بی حوصلم...
هرچقدر میشینم فک میکنم که چمه دردم چیه بیشتر حالم خراب میشه...
پر از استرس پر از کلافگی و خستگی و از همه مهم تر تنهایی...
هی میرم اون ته ته های گالری عکسای قبل بارداری و زایمان رو که نگاه میکنم با خودم میگم چقدر زشت شدم چقد بزرگ یا بهتره بگم پیر شدم...
موهایی که خیلی وقته رنگ نشده...
ابروهای پهنی که یادم نمیاد کی تمیزشون کردم...
اصلا آخرین بار کی به خودم رسیدم کی از دیدن خودم لذت بردم...
کی مثل قدیما تونستم واسه خودم اهنگ گوش بدم و لم بدم و با خیال راحت سرم تو گوشی باشه....
نمیخوام ناشکری کنم از وجود بچه و بگم اخ و آوخ
علی همه‌ی زندگی منه وقتی میخنده وقتی گریه میکنه وقتی خوابه وقتی بیداره همش نگاش میکنم ....
با خودم میگم این فسقلی پسر منِ....
یعنی مال خودِ خودم...

کاش تو شهر خودم زندگی میکردم
کاش یه خواهر داشتم که الان کنارم بود باهاش میرفتم بیرون و با خیال راحت و بدون استرس علی رو برای چند ساعت که شده بهش میسپردم و به یه کاری می‌رسیدم....
کاش مادرم زنده بود؛کاش....
کاش آقایون یکم درک داشتن و وقتی خسته بودیم درکمون میکردن نه اینکه ولمون کنن به حال خودمون و یه غری هم به جونمون بزنن....

ببخشین دلم گرفته بود گفتم یکم اینجا بنویسم خالی شم....
میشه بگین وقتی عصبانی میشین چیکار می‌کنین که آروم شین...
حس میکنم دارم افسرده میشم😕


حرف دل
فرزندپروری
دورهمی