الان چند روزه که خیلی بی حوصلم...
هرچقدر میشینم فک میکنم که چمه دردم چیه بیشتر حالم خراب میشه...
پر از استرس پر از کلافگی و خستگی و از همه مهم تر تنهایی...
هی میرم اون ته ته های گالری عکسای قبل بارداری و زایمان رو که نگاه میکنم با خودم میگم چقدر زشت شدم چقد بزرگ یا بهتره بگم پیر شدم...
موهایی که خیلی وقته رنگ نشده...
ابروهای پهنی که یادم نمیاد کی تمیزشون کردم...
اصلا آخرین بار کی به خودم رسیدم کی از دیدن خودم لذت بردم...
کی مثل قدیما تونستم واسه خودم اهنگ گوش بدم و لم بدم و با خیال راحت سرم تو گوشی باشه....
نمیخوام ناشکری کنم از وجود بچه و بگم اخ و آوخ
علی همه‌ی زندگی منه وقتی میخنده وقتی گریه میکنه وقتی خوابه وقتی بیداره همش نگاش میکنم ....
با خودم میگم این فسقلی پسر منِ....
یعنی مال خودِ خودم...

کاش تو شهر خودم زندگی میکردم
کاش یه خواهر داشتم که الان کنارم بود باهاش میرفتم بیرون و با خیال راحت و بدون استرس علی رو برای چند ساعت که شده بهش میسپردم و به یه کاری می‌رسیدم....
کاش مادرم زنده بود؛کاش....
کاش آقایون یکم درک داشتن و وقتی خسته بودیم درکمون میکردن نه اینکه ولمون کنن به حال خودمون و یه غری هم به جونمون بزنن....

ببخشین دلم گرفته بود گفتم یکم اینجا بنویسم خالی شم....
میشه بگین وقتی عصبانی میشین چیکار می‌کنین که آروم شین...
حس میکنم دارم افسرده میشم😕


حرف دل
فرزندپروری
دورهمی

تصویر
۱۲ پاسخ

منم دقیقا همین حسو دارم🥲

عزیزم من خواهر دارم دوتا ولی هرکس پی زندگی خودشه...یادم نمیاد کی دیدمشون

یعنی واقعا بچه داری سخترین کار دنیاس ولی میگذره
بهرحال خداروشکر

من دلم میخواد یک وعده فقط یک وعده با آرامش غذا بخورم نه اینک تند تند فقط قورت بدم ،دلم میخواد یک شب عمیق بخوابم ....خداروشکر میکنم بابت وجود بچه هامون ولی کاش یکی هم بفکر ما بود بچه هامون یه مادر شاد میخوان نه افسرده

خب عزیزم همینایی که نوشتی به خودت نرسیدی رو به خودت برس یکم سرحال تر شی

عزیزم حرف دل هممون زدی 🥲 مامان خوشگل بیا همو بغل کنیم🥹❤️‍🩹کاش میشد واقعا یکم دست جمعی گریه کنیم خالی شیم :((( واقعا دارم از حس فروپاشی میترکم…
اما امااا امااااا …. خدایا بازم شکرت
چی بگیم واقعا
خسته ایم
میدونم میگذره
مچاله شدم تا گذشته تا همین جاشم
خدا به هممون تن سلامت ، حال دل خوب بده ،صبر و حوصله بده تا قوی باشیم🩷
ماها مامان شدیم ولی دختر کوچولوهای درونمون یه گوشه ای از وجودمون زنده هستن

اجی جان شهر غربت خیلی سخته بخصوص کسی کنارت نباشه
بشو ادم قبلی ب خودت برس
اهنگ بذار
علی رو بذار تو روروئک تااونم کیف کنه
موهاتو رنگ کن
چندتا دوست پیدا کن

من وقتی حالم بده میرم خرید😅😅

قران گوش بده یابخون
ارومت میکنه

دقیقا منم الان تایپینگ گداشتم سفره دلمو باز کردم
منم از تنهایی مینالم خیلی سخته با بچه کوچیک دست تنها باشی

تقریبا اوضاع هممون همینه قربون شکلت برم
کاملا میفهممت
بچه داری خیلی سخت تر از چیزی بود که تو تصورم بود
خیلی از حس هامون مشترکه
من فقط وقتی به این فکر میکنم اینم میگذره و موقته یه کم آروم میشم

حق داری بخدا منم کلافه ام ولی با هر نگاه به بچم به خودم میگم ارزششو داره، عصبانی هم که میشم پامیشم کیک درست میکنم فارغ میشم از دنیا

سوال های مرتبط

مامان نینی🩷🩵 مامان نینی🩷🩵 ۱ ماهگی
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
خدایا نمی‌دونم چمه همش سردرد می‌خوابم سردرد بیدار میشم سردرد کلا خستگی وقتی خوابمم خسته میشم البته پسرم خیلی بدخوابه شاید به این ربط داره قبلا ها مامانم و بابام خیلی بحث و دعوا داشتن حرسم می‌گرفت از دست مامانم ولی خودم الان از مامانمم بدتر شدم به شوهرم همش گیر میدم سرش همش غر میزنم دعوا میکنم تو بچه داری کسی نیست که حتی موقع دسشوییی رفتن بزارم پیشش پسرمم نمی‌دونم ازم چی میخواد کلا به خودم چسبیده شاید باور نکنید بخدا اصلا حتی رو زمین نه میشینه نه دراز می‌کشه رو شکم میخوابونمش که حداقل سینه خیز رفتن رو یاد بگیره همین که میزارمش گریه می‌کنه و جیغ میزنه که برش دارم وقتی میخواد با اسباب بازی هاش یکم بازی کنه هم باید بین پاهام بشینه و بازی کنه وگرنه نمیشینه تا شب بدجور خسته میشم بعدش با شوهرم دعوا میکنم که کمکم نمیکنی اونم باهام دعوام می‌کنه که درکم نمیکنی کارام سنگینه ولی باز وقتایی که بتونم کمکت میکنم منم خسته میشم . اصلا به کمک شوهرم احتیاجم ندارم فقط دلم میخواد که شبا حداقل وقتی خستم و از خستگی بغض کردم بهم یکم آرامش بده بگه می‌دونم خسته می‌دونم تو هم تو این زندگی زحمت می‌کشی ولی بجاش شبا که پسرم خوابه میگه نوازشم کن تا خوابم ببره منم وقتی میگم خسته بهم میگه فلانی میگه زنم هرشب نوازشم می‌کنه تا بخوابم منم شروع میکنم به جیغ داد که من آشغال به درد نخورم برو با هرکی دلت میخواد ازدواج کن و .....