۱۸ پاسخ

واقعا از خوشی نمیفهمید چیکار کنید بدبخت شوهرت و دخترت

یذره به خودت برس و برای خودت وقت بذار و خوبیای شوهرت رو بنویس. اگه تونستی هم مشاوره ی خوب برو، درست میشه

خدا نکنه خواهر همسر همراهی داری که متوجه اذیت شدنته پس حتماً از جان و دل دوست داره اون داره درست میکنه تو به هم نزن...اگه میدونی کمکت میکنه حتماً وقتی بچتون خوابید باهم حرف بزنید بهش بگو که خسته شدی و ازش کمک بخواه.اصلا اسم طلاق رو نیار پیش همسرت که باعث سردی اونم میشه.
طبیعیه حست از خستگی زیاده
اگه کسی رو داری بچه رو بزارین پیشش برین یه دوری بزنین یه بستنی بخورین خلاصه واسه هم باشید ب یاد قدیما.اگه مثل من پیش کسی نمیزاری لااقل خوابید برو پیش همسرت بگو منو بغل کن بچسب بهش مثل دوران نامزدی😍
شما قبلاً بودین دو نفر الان با حاصل عشقتون شدین خونواده تو راس اونم خودتی.آهنگ مورد علاقه گوش کن غذای مورد علاقتو بپز .اگه میتونی کش مو لباس راحتی تو خونه چیزی بخر حالت خوب شه
فیلم عروسی نامزدی اگه خاطره خوبین دارین ببینید یاد آوری کنید چقدر همو دوس دارین.دیگه حرف ط.ل اق...نزن

چه حرفی میزنی مگه بچه فقط تورو میخاد افسردگی بعد زایمان و اینکه آدم رو واقعا بچها خسته میکنن همینکه وقت نمی‌کنیم واسه خودمون وقت بزاریم سعی کن ویژگی های مثبت شوهرتو ببینی حق نداری به تنهایی به طلاق فکر کنی چون الان بچه دارین بچها بی نهایت وجود پدرشون رو رشد رو آداب اجتماعیشون رو حتی اخلاقشون تاثیر میزاره میخای با طلاق ی بچه ی افسرده ببخشیدا عقده ایی تحویل جامعه بدی

چقد نازک نارنجی همه ی بچها اذیت میکنن کدوم بچه اذیت نمیکنه تو ک انقد حساسی بچه نیاز

عزیزم
با شرایط فیزیولوژیکی و روانی که شما و همه ی ما مادرا بعد زایمان و فشلرهای بچه داری تجربه میکنیم، این احساسات تا خدیش میتونه طبیعی باشه
تا حدیش
حالا شما میتونی بهش اجازه بدی غرقت کنه میتونی سعی کنی جلوش رو بگیری
شما خسته ای
میخوای فرار کنی و دم دست ترین فرد ممکن همسرته
ولی این نه تنها راه حل نیست که قطعا مشکلات و‌حال بدت رو‌چندین برابر میکنه
من شما رو‌کامل درک میکنم چپن به شدت تحت فشارم با بچه داری و واقعا تصور هم نمیکردن این مشکلات رو داشته باشه
دیشب هیرو رو‌که خوابوندم به همسرم گفتم مراقب باش بیدار نشه
رفتم روی پشت بوم و نیم ساعت بلند بلند هق هق کردم و برگشتم
خوب شدم؟ نه! کمی سبک شدم فقط

باید تخلیه کنی احساساتت رو
گریه کن
با همسرت بشین فیلم ببین بعد خواب بچه
با هم برین بیرون سه تایی
با هم برای بچه کتاب بخرین و....

تمام حال و احوال و زندگیت رو‌خلاصه نکن تو چند سی سی شیر بچه
این روزا میگذره
بچه چه بخوره چه نخوره بزرگ مبشه
میمونی شما و عواقب کارهایی که توی این احساساتذبد و به هم ریخته انجام دادی
پس مراقب باش حال بدتچ امروزت، که میشه مدیریتش کرد، فردات رو‌خراب نکنه
فرادتون رو‌خراب نکنه
همسرت هم انسانه به فکر ایشون و خودت هم باش ، متعاقبش به فکر ثمره ی زندگیتون♥️

عزیزم مشکل احتمالا جدا از گریه و اذیت بچه س
باهم صحبت کنین و از احساساتت باهاش بگو
اگه اوضاع خوب نشد حتما با یه مشاور صحبت کن❤️

این احساس شما نشونه های افسردگی بعد زایمان و خستگی شدید که دوس دارین این شرایط و تغییر بدین و راه حل شما فرار .....عزیزم درکت میکنم نه قضاوت....چون من خودم عاشق شوهرمم و تا سه ماه بعد زایمان افسردگی شدید داشتم و دائم به فکر طلاق و فرار میوفتادم
بدون این حال و این روزا گذراست اون بچه نهایت تا یکسال اذیت خواب دار بلاخره میگذره و مستقل تر میشه تو هم راحتتر میشی اینروزا و قوی باش عزیزم

عزیزم برنامه طاقچه رونصب کن وپادکستهای کتابگردش روگوش بده موقع کارکردنت خیلیییی کمکت میکنه وکتابهای صوتیشم میتونی بزاری موقع کارواستراحتت گوش بدی به من که خیلیییی کمک کرده الهی حال دلت خوب باشه وبچه ات کنارتون به آرامش وعشق برسه این خالتم طبیعی وفقط هم خودت میتونی به خودت کمک کنی وسرت روباچیزی که دوست داری گرم کن ویه وقت کوچیک برای خودت بزارسعی کن کمترتوی آشپزخونه بمونی وکاراضافه انجام نده وبزاروقت اضافی واسه خودت بمونه ودرازبکش وبدنت وکش وقوس بده وبانینی قشنگت بازی کن قلقلکش بده یادالی موشه باهاش بازی کن تابخنده وصدای خنده اش روبشنوی وبهت آرامش بده ولذت ببری کنارش وکمترحساس بشو به حسهای مادرانه ات وفقط مادرمهربونی باش براش بدون وسواس که آرامش خودت روبگیری وآرامش داشتن مادرخوانواده یعنی آرامش داشتن کل اعضای خانواده پس فکرهای خوب بکن وانرژیهای موبت برای خودت وبچه ات وشوهرت بفرست وبگوانرژیهای آدمهای خوب ومهربون وپرآرامش وباعشق بیاد تو وجودمن وخانواده ام وبرای چند دقیقه هم که شده پاهات روتوی شکمت جمع کن ودستات روبزار روی زانوهات ودم وبازدم کن وچشمهات روببندوبه چیزهای خوبی که دوست داری فکرکن مثلاخاطرات گذشته یاصدای دریا یاجایی که دوست داشتی بری مدیتیشن کن وگوگل سرچ کنی آهنگهاش مییاد بزارتوخونه پخش بشه ناخداآگاه آرومت میکنه عزیزم الهی کائنات کمکت کنه تو ومادرهای دیگه به روحتون وجسمتون آرامش وحس خوب روبرگردونید🩷❤️🧡💛💚🩵🤍❣️🫰😊🫶😍😘☺️😌🌻🪷🌺🌸🌼🪐💫🌈☘️🍀🍃🌱🎋🦋

الهی عزیزم، عمیقا درکت میکنم... به بعضی از کامنت های اینجا که قضاوتت میکنن توجهی نکن اصلا؛ بعضیا شعور دلداری دادن ندارن که هیچ، شعور سکوت کردن هم ندارن

بیچاره کمکت هم میکنه
جای من باشی چی کمکت نمیکنه بد دهنی هم میکنه البته قضاوتت نمیکنم ولی خودت داری میگی شوهرت خوبیه پس قدرشو بدون سه تایی برید بیرون

عزیزم بخاطراذیتای بچست عصبی میشه خسته میشی چاره ای نیست منطقی فکرکنی یابری دکترشایدافسردگی داری اینجابیشترشماتت میکنن چون خودشون این احساسات رونداشتم نمیتونن درکت کنن

افسردگی بعد از زایمان طبیعیه برای هرنفر یه جوری خودشو نشون میده از خستگی و تغییرات هورمونی میاد
برو دکتر یا مشاور حتما کمکت میکنه
خداروشکر همسرت همراهه
راستی من میخواستم برنامه نویسی رو شروع کنم به بادگیری اگه مایل بودی باهم یکم درموردش حرف بزنیم

حتما برو پيش پزشك خيلي كمكت ميكنه عزيزم
منم خيلي اوايل اينطور بودم خيلي ناراحت و غمگين ولي خيلي بهتر شدم البته خودم به خودم كمك كردم دكتر نرفتم
ولي بعضي افراد كه به اين درجه ميرسن كه فكر ميكنن طلاق اخرين راهه دكتر بري خيلي كمكت ميكنه ميتوني اول بري مشاوره عزيزم

اگه مشکل دارین چرا بچه میارین اگه مشکل ندارین بچه اذیت میکنه چه ربطی به طلاق داره
بیچاره اون مردا که تو این اوصاع دارن زحمت میکشن کار میکنن تو این اوضاع گرونی و جنگ چندتا دیگه
این بچه افیرده میشه خو
بچس ادیت داره اول بازد هوای شوهرتو داشته باشی بعد بچه
این بچه یه نادر شاد و پراترزی میخواد
من خداروشکر افسردگی بعد زایمان نگرفتم اما حتما با نشاور مشورت کن

وای این افکار منفی ول کن
بلاخره بچه هست دیگه
دمنوش بابونه بخور خیلی برای ارامش اعصاب خوبه
حق داری بلاخره سخت
ولی خوووو
خودت باید به فکر زندگی و بچت باشی
افسردگی بعد زایمانت هنوز مونده و سختیهای زندگی که هم دیگه هیچ
🤧🤧🤧🤧

منم همین حس ها رو تجربه میکنم گاهی اوقات؛ با این تفاوت که شوهر من هیچ کمکی تو بچه داری نمیکنه؛اتاق خوابشم عوض کرده شب ها راحت بخوابه، یعنی هیچ تغییری تو روتین زندگیش ایجاد نشده و من مخصوصا وقتایی که بچم اذیت میکنه شدیدا احساس نابرابری میکنم و شوهرم بیشتر از قبل از چشمم‌ میفته؛ میگم کاش از اول باهاش ازدواج نمیکردم

منم مثل توووو
منم برنامه نویسی می‌کردم الان خیلی غصه می‌خورم چون تازه شروع کرده بودم.
چه زبانی کار می‌کردی؟ من فرانت شروع کرده بودم.

سوال های مرتبط