من از الان احساس میکنم افسردگی گرفتم ،ترس از جنگ ترس از زایمان ترس از این که اگه خیلی گریه کنه نتونم از پسش بر بیام
من فردا بچم یک ماهش میشه اما هنوز نتونستم خودمو پیدا کنم ، زیادی حس کلافگی و سردرگمی دارم ، فقط دعا میکنم قوی باشم تا این روزا بگذره
منم از دیروز دارم این حالتارو تجربه میکنم واقعا اون تایما اصلا نمیخوام هیجیو
سلام عزیزم شما دکترت ک زایمان کرد شهریار بود مطبش؟اسمشو میشه بگین ممنون
خداروشکر کنید بچتون تو آن ای سی یو نیست😭😭😭
منم انقد گریه میکردم شبا همه میخوابیدن بالا سر بچم میشستم گریه میکردم تا ۲و۳ صبح
مامان عزیز کاملا درست میگی و حق داری
خیلی مسئولیت سنگینیه در کنار اینکه خودت هم کاملا سلامت نیستی و نیاز به مراقبت داری در حالی که از نی نی که نه ماه با تموم وجود مراقبش بودی و فکر میکردی حالا دنیا اومده شرایط بهتر میشه اما الان نمیدونی باید چیکار کنی یا نکنی
درکت میکنم که حتی هرکی میاد نظری بده اینکارو کن یا نکن مقاومت میکنی یا خوشت نمیاد
همهی اینا کم کم محو میشه تا یک ماهگی چهل روزگی و بعد کمتر و کمتر تا سه ماهگی
شش ماهگی
یهو به خودت میای میبینی تو یه مادر تمام و کمال و بی نقصی برای نی نی
همه ی نگرانی یه راه داره غصه نخور
منی ک مادر دوتا بچه شدم خسته ترینم🥲
من سرپسراولم انقددددد گریه میکردم
درد بخیه م بیرون نمیتونستم برم شبو روزبیدار..
یچی طبیعی هست فک کنم
ینی بازم قراره تکراربشه افسردگی🥲
کاملا درکت میکنم دقیقاااا همینجوریم حتی وقتی شیر میدم ب جا اینکه لذت ببرم اذیت میشم خودم هنوز درد دارم ناراحتم میترسم از گریه کردنش
حق داری واقعا مسئولیت خیلی بزرگیه 😔
تنها نیستی عزیزم پسر من هم ده روزه شد و من از دیروز تا حالا گریه نکردم برای هر چیز کوچیکی گریه ام میگیره گریه های پسرم تا زردی و گرسنگی و شب بیداریش ، تا حالا تو زندگیم مسئولیت به این سنگینی نداشتم و واقعا جسمی و روانی خسته ام
فقط منتظرم با گذر زمان و بزرگتر شدن پسرم شرایط بهتر بشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.