بستگی به ادمش داره .
که ایا میتونی بینشون فرق نذاری؟
آیا قد بچه ات دوسش خواهی داشت؟
ایا اون بچه نوزاده یا بچه بزرگ ( چون بزرگ باشه همش حسادت میکنه و غصه میخوره و حس میکنه فرق میذاری )
ایا شوهرتم مثل تو موافقه و فرق نمیذاره؟؟
یکی از اقواممون بچه دار نمیشد اصلا
یکی از اقوام دیگه مون نیت کرده بوده بچش به دنیا اومد بدن به این خانواده
بچه دنیا اومد اصلا خانومه نگاهش هم نکرد که مهرش به دلش نشینه
فورا تو بیمارستان دادن به اون خانواده خیلی خوشحال بودن
که بچشون شده حتی شناسنامه هم به اسم اینا براش گرفتن
تا اینکه بزرگ شدو رفت مدرسه تا کلاس چهارم بود
با بچه ها دعواش میشه و بهش میگن تو بچه ی اینا نیستی تو رو خریدن بزرگت کردن
خلاصه بچه افسردگی گرفت ترک تحصیل کرده با رفیق های ناباب گشت
الانم پدر و مادر اصلیش اومدن بودنشون پیش خودشون
اگه همون موقع از اون محل میرفتن تو شهر دیگه ای واسه زندگی اینجوریه نمیشد. باید از تموم آشنا و اقوام دور موند
چون عامل فتنه همیشه همین خودیا هستن
بنظرم ادم نمیتونه بچه کسه دیگه ای رو. مثل بچه خودش دوست داشته باشه
هرچیم نخاد بازم اون حس ترحمه هست که بچه رو اذیت میکنه و متوجهش میشه
منکه نمیتونم 🥲
چون حس میکنم اذیت میشه 🫠
نمیدونم واقعا
ولی اگه هر دو نوزاد باشن بهشون نگین که اون یکی بچه ی شما نیست
و باهم بزرگ بشن هیچ مشکلی نداره
من رو بچم خیلی خیلی حساسم برای همین هیچ وقت همچین کاری نمیکنم چون میترسم ک فرق بذارم
برای انجام این کار باید دل خییییلی بزرگی داشت
من همسرم دوست داره یه بچه رو به سرپرستی بگیریم خیلی توفکرشیم
من دوتا فرزند معنوی دارم که هزینشونو میدم اما حاضر نیستم بچه ای رو بیارم بزرگ کنم، ب هزاران دلیل که حوصلم نمیکشه بگم اینکارو نمیکنم
منم خیلی دوست دارم میدونم که همسرمم موافقه
از اینکه بینشون فرق باشه یا نه هم مطمئنم اگه نوزاد باشه بیارمش و دخترم ندونه که تنی نیست از دل و جونم دوسش دارم
پدر و مادر فقط این نیست که به دنیا بیارنت
بعضی وقتا یکی با تربیت درست و حس اصالتی که بهت میده ده هیچ از اون کسی که دنیا میارتت جلوعه
متاسفانه تازگیا شرایط رو خیلی سخت کردن آدم نمیتونه بره جلو
شما پرسیدید شرایطش چه طوریه ؟
بنظرمن خیلی خیلی سخته
اگه بچه رو بزرگ کردی و به حرفت گوش نداد چی؟
میتونید مثل بچه خودتون همش اشتباهاتشو ببخشین؟
ضمنا اینم در نظر بگیرید که بچه خودشم همیشه خودشو قیاس میکنه
آدم به بچه خودشم دعواش میکنه ولی فرزندخوندگیو اگه دعوا کنی به دلش میاد میگه من فرزند خوندم برا همون دعوام مبکنن درحالی که آدم ممکنه بچه خودشم شلوغی کرد بزنه یا دعواش کنه ولی اونو هرگز نمیتونی چون تو دلش غوغا میکنه
من مادر خودم فوت شده و نا مادری داشتم اون دعوام کردنی خیلی خیلی ناراحت میشدم
بعدش الان میفهمم خب شاید مادر خودمم بود باهام دعوا میکرد سر اون قضیه و...
پسر خاله شوهرم جوونم هستن ۳۷،۸سالشونه بچه دار نمیشدن یه بچه ۱۶روزه رو آوردن الان نزدیک ۳سالشه انقد دوسش دارن ماشالله یه زبونیم داره😍😍
من خودم فرزندخوندم.
بعد اینکه از اطرافیان شنیدم (در سن 17سالگی) کاملا نابود شدم.
حس کمبود و ناتوان بودن و پایین بودن از بقیه تا ابد با بچه ای ک بعدا بفهمه باقی میمونه.حتی تو زندگی اینده و کار و تحصیل و............
بهترین کار از نظر روانشناسی و از نظر تجربه افرادی مثل من، اینه که از اول ی مشاور خوب پیدا کنید و باهاش در ارتباط باشید.من خودم وقتی فهمیدم ، بیشتر از قبل مادرمو پرستیدم ولی اولین جمله ک بهش گفتم این بود: چرا خودت از اول بهم نگفتی!!!
ب بچه در اولین فرصت ک عقلش کشبد بگید همه چیو.
ب بچه خودتونم بگید.
بچه های اونجا شاید ی مقدار خلقیات کجی داشته باشن ولی همش از بی مهری هایی هست ک اونجا دیدن.یکی دوسال ک بگذره و محبت و عشق رو که ببینه، از بچه خودتونم بیشتر بهتون محبت میکنه.
اطرافیان مادرم همیشه میگن دختر شما از بچه های ما ک از خونمون هستن هم بیشتر ب شما محبت میکنه.کاش بچه های ما یکم مثل دختر شما بودن و مارو بی قید و شرط دوست داشتن و احترام میذاشتن.
فرزند خودتون هم ک خودتون بهتر میشناسید.اگر فرد مهربون و ارومی باشه ، شاید الان ک کوچیکن زیاد متوجه نشه، اما در بزرگسالی از خواهر و براردرای تنی هم، بیشتر همو دوست خواهند داشت
من که ارزومه و واقعا تو خودم میبینم عین نیوانم دوستش داشته باشم و حتی دختر و پسرش هم برام فرقی نداره ولی به خاطر شرایطی که هست قبول کردن مسئولیت یکم سخته و همسرم میدونم شرایط قبول کردنش رو نداره
من خودم خیلی دوست دارم این کارو انجام بدم
اما فوانین سخت و تقریبا نشدنی داره
ما اگه شرایط اقتصادی خوبی داشتیم حتما میاوردیم دیگه خودم بچه دار نمیشدم
خدا توانشو بده انشالله میخوام همین کارو کنم 😍😍😍عاشق اینم یه بچه رو زندگی برگردونم خدایا حودت کمکم کن بتونم 🙏
بهتون نمیدن عزیزم چون خودتون بچه دار میشین خیلی سخت میگیرن. ما هم دوست داشتیم بیاریم 😥
عزیزم من خودم کارمند دارالایتام هستم ما تو مرکزمون ۳۰ بچه داریم از ۵ سال تا ۱۸ سال واقعا باید دل بزرگی داشته باشی بتونی یه بچه رو نگه داری
اره چه اشکالی داره من از خدامه
من همسرم ی پسر داشت باهاش ازدواج کردم
و یه پسر هم باردارم
عزیزم اگه میخاین بیارین هیچ کس نبایدخبرداشته باشه دخترت که بماند اطرافیانت اگه بفهمن وای ویلاس به بچه آوردی میگن تومادروپدرت اینانیستن دخترخاله مامانم بچه دارن نمی شده بنده خداتا18 سالگی نفهمیده وقتی فهمیده دخترتمام دیوونه شده به حرفشون نمیکنه میگه شماخانواده ام نیستین باوجوداینکه این قدر براش زحمت کشیدن دررفاه کامل بوده
من احساس میکنم زیادی به بچه ترحم داشته باشم و محبت کنم طوری که پسر خودم حسودی کنه نمیتونم اصلا این تفاوتو قائل نشم
وای من اینقدر دوسدارم اصلا حوصله دوباره باردار شدن زایمان و واکسن و بیخوابی نوزادی و … ندارم😂😂😂😂
مادر بزرگم ۷ تا بچه داشت زنداداشش ک سر زا فوت شد بچه رو کسی نمیخاست مادربزرگم ک عمشه اورد پیش خودش بچه ک پنج سالش شد مامان بزرگم فوت میشه وبچه میمونه پیش پدر بزرگم اینقدد بهش محبت میکرد ک الان بیشتر بقیه بچهاش اونو دوست داره الان هم پسره ۳۵ سالشه وکیل شده ولی بازهم پدربزرگم با اون مثه یه بچه ۵ ساله رفتار میکنه
نه عزیزم اینطوری نیست ، تا کجا میخای دورش کنی که یوقت نفهمه؟ همیشه باید این ترسو داشته باشی که یوقت هیچ آشنایی بویی نبره و به بچه نگن؟ اینطوری خودت داغون میشی، ولی اگه از اول هی بهش بگی مامان بابا چیه ، اصن مهم نیست که حتما کسی زایمان کنه تا بشه بچش ، مثلا مامانه من همیییییشه میگفت فلانی مثه دخترشه ، اندازه ی دخترش دوسش داره ،تو همه ی دنیای مایی ، تو همه ی دارو ندار مایی، انقددددر بهم عشق دادن و گهگاهی مثال های اینچنینی میزدن و حتی اون موقع نمیدونم چرا پر شده بود تو سریالا از این قضیه که بچه ی خودشون نبود و بعد میفهمید و دادو بیداد میکردو... همونجا مامان بابام سریع میگفتن چقدر بی شخصیته ینی زحمتایی که براش کشیدن تا الانو ندید گیر داد به همون که اینو به دنیا نیاوردن؟ انقدر مهربون بودن بهش عشق دادن به اینجا رسوندنش مهم نبود؟ اینارو هییییی برام تکرار میکردن دیگه واقعا برام مهم نبود میدیدم خب راست میگن مگه بچه بزرگ کردن آسونه ؟ همه ی زندگیشونو گذاشتن حالا اصن بچه ی بیولوژیکیشون نباشم؟ خب که چی؟ از صدتا مامان بابای خونی برام خونی تر بودن همیشه ... دیگه از سن ده دوازده سالگی وااااقعا خودم اصن جذب اون فیلما میشدم آلبومای عکسو میدیدم که از بارداریه مامانم اصن عکسی نبود ، یه حدسایی زده بودم که بازم برام فرقی نداشت همون موقع اگه میگفتن مامان بابای طفلکم چندسال کمتر استرس میکشیدن 😬😬😄
منم بعد سیزده سال بچه دار نشدم دخترک رو به فرزندخواندگی گرفتیم که چهار روزش بود بعد یکسال و نیم دوقلوعام با رحم اجاره ای دنیا اومدن که الان دختر بزرگم ۴/۵ سالشه و دوقلوهام سه سالشونه. هر کی میبینه فکر میکنه سه قلو هستن.
دخترم خیلی بلا و شیرین زبونه بیشتر از سنش میفهمه من براش قصه میگم که تو از قلب من اومدی از شکم یه مامان دیگه اومدی دید من بچه ندارم داد تو رو به من که شدی همه چیز من و بابا....
خودشم تکرار میکنه که تو نمیتونستی منو دنیا بیاری خدا منو بهت داده.
ولی خوب همیشه یه دلهره ای داری که نکنه رهات کنه، نکنه بفهمه عکس العمل بد نشون بده حتی شوهرم میگه بزرگ بشه خودم باهاش میرم دنبال پدرمادرش . اون حق داره اونا رو ببینه. البته اگه بخواد. مگه ما مالک بچه ایم که حقشو ازش بگیریم.
ولی خوب وقتی اذیتم میکنن سرش داد میزنم بیشتر عذاب وجدان دارم
من خودم مرکز کودکان بی سرپرست دارم و الان هم یکی از دخترهای مرکزمون به عنوان فرزند خوانده کلا تو خونه خودمون نزدیک به دو سال هست که زندگی میکنه. یه موضوع خیلی جدی و مهم که وجود داره این هست که قبل از اقدام حتما حتما با روانشناس صحبت کنید و از خود کارشناس های بهزیستی حتما مشاوره بگیرید در این خصوص. چون برای اون بچه ها تو هر سنی که باشن خیلی مهمه، اگر زمانی از کارتون پشیمون بشید ضربه خیلی بدی میخورن. من خودم الان دوتا کیس دارم که از فرزند خواندگی برگشتن و الان با اینکه 5، 6 سال میشه که تو مرکز من هستن ولی هنوز در موردش صحبت میکنن. این تصمیم واقعا خیلی مهمه و نباید از روی ترحم یا صرفا علاقه به این کار دست به این اقدام بزنید. حتما مشاوره های لازم بگیرید و یه طرح تقریبا دو سال میشه که وارد بهزیستی شده با عنوان طرح میزبان، یعنی شما یه بچه رو به طور موقت و مهمان میبری خونه ، زمانش هم دادگاه براتون تعیین میکنه و اینطوری تصمیم برای خودتون هم راحت تر میشه.
چرا همه نوشتن هیچ کس خبر نداشته باشه و خود بچه خبر نداشته باشه،اما رویه ی جدید بهزیستی اینه که بچه از همون اول متوجه بشه که فرزند خونده ست،قبل قطع شدن اینترنت من چند تا پیج تو اینستا داشتم،و چند تا خانواده که فرزند خونده داشتن،و هم اینکه به خانواده هایی که فرزند دارن هم ،میدن ،باید داخل سایت ثبت نام انجام بشه
منم خیلی دوست دارم چنین کار کنم هم خودم هم همسرم یکم شرایط مالیمون خوب نیست اجاره نشین و...و🥲🥲🥲
کاش بشه ماهم اینکارو کنیم،یه دختر🎀😍
اولویت با خانواده ایه که ندارن و بچه دار نمیشن خیلی دوندگی داره زمین باید به اسمش باشه ماشین باید به اسمش باشه و یا حساب باید براس باز کنید هر ماه مبلغی رو به حسابش بزنید یکی از آشناهای ما میخواست بگیره ندارن کلا گفت یکسال هی باید بری بیای و شرایطی که بهت گفتمو گفت
نه بنظرم بچه داری چ نیازی داری
ما فامیل فضول زیاد داریم. دلم میخاد بچه ک ب فرزندی میگیرم نوزاد باشه ک بعدا تو ایندش فامیلا فضولی نکنن ب گوشش برسه ک فرزند خوندس
آره عزیزم خاله من بعد از پسر خودش یه پسر دیگه آورد اصلا هیچ کس بینشون فرق نمیذاره حتی این یکی خیلیم دوست داشتنی تره اصلا ازین فکرا نکن
من با افتخار مادریک دختر کوچولو شدم از قلبم
روزیکه از بهزیستی تماس گرفتن و دخترمو معرفی کردن بهترین روز زندگیم هست و با یاداوری اونروز اشک شوق میریزم
الان ۴ سال از اون روز میگذره دخترک سه ماهه که به دنبال آعوش مادری بود و منکه با تمام وجود او را میخواستم که بشه آرامش من
وقتیکه من و همسرم در اناق منتظربودیم یک خانم با یک دختر کوچولو در بغل یک تل به سرش اومد و داد بغلم با نگاهش عاشقش شدم و بعد بیست روز دوندگی و دادگاه روز دختر اومد خونه خودش
من خیلی دوست دارم اینکارو کنم شرایط مالیش دارم ولی بهم نداد ن گفتن بچه، داری بهت تعلق نمیگیره
قطعا بخواد میتونه 😍
من و همسرم قبل اینکه بفهمم باردارم تصمیم داشتیم حالا مصمم تر هستیم ❤
منم دوست دارم بچه بیارم شاید مسخره باشه ولی اگه بچه نوزاد نباشه، پی پی شستنش چندشم میشه
منم خیلی دوست دارم یه دختر بگیرم خیلی
ولی می ترسم
از اینکه بفهمه بچه ما نیست و غصه بخوره
😔😔
قطعا چالش داره ولی اگ فرق نذاری خدا کمکت میکنه کلی هم ثواب و خیر و برکت ب زندگیت میاد
من چرا اومدم گهواره مامانا
گم شدم
اول از همه این بچه ها بچه دادستان هر شهرستان حساب میشن یعنی دادستان حکم پدر داره براشون دوما باید خونه یا ماشین یا مبلغی پول که خود بهزیستی میگه به حساب بچه واریز بشه که به عنوان پشتوانه حساب میشه که خدای نکرده اگه یه روزی شما شرایط نگه داری از اون بچه رو نداشته باشین بچه یه پشتوانه داشته باشه
من خودم فرزند خونده ام خانوادهای واقعیمم میشناسم ولی کارهای که پدر و مادرم برام کردن حتی برای بچه هاشون نکردن همه هم اینو میدونن که پدر و مادرم منو بیشتر از برادرام دوست دارن
خب برو طرح میهمان شرکت کن ببین تواناییش رو داری
عزیزم اول که باردار هستید و خبری از سختی بعد زایمان ندارید از افسردگی بعدش از گریه ها و دل دردهایی ک وروجک داره دیوونه میشید
من با وجود اینکه خیلی دوست داشتم دوقلو دنیا بیارم ولی تک شد
الان تو همین یکیش هم موندم
شب بیداری داری دوسه روز در حد یه ساعت خوابیده داری کلا از زندگی چیزی متوجه نمیشی خلاصه بگم فکر بچه دیگه نکن اونم چی وقتی از خودت نباشه
میتونی کمک مالی بهشون کنی آخر هفته ها بری با اسباب بازی خوشحال کنی اونا رو ولی بچه بزرگ کردن سخته
بعد چون خودتون بچه دارید به سختی بهتون تعلق میگیره تعداد درخواست ها زیاده بچه کمه
من از قبل اینکه باردار بشم یه فرزند معنوی دارم ندیدمش اما خیلی دوسش دارم الانم که خودم بچه دارم هیچ فرقی برام نکرده
اره میتونی
نه مشکلی پیش نمیاد بستگی به خودت و همسرت داره
ما یه درصدم فرق نمیزاریم و خداروشکر خیلی روابط بچها با هم خوبه یعنی واسه هم جون میدن
من ۳ تا پسر دارم😉
چه کاری قشنگتر از این؟!
به سرپرستی گرفتن مثل فیلما نیس چندین نقر سالهاست تو نوبت هستن. اگر فرزند دارین شرایط رو براتون خیلی سخت میکنه، بچه بی سرپرست که تقریبا پاش به بهزیستی نمیرسه، معمولا بد سرپرستا میرسن اونم شرایط اموال داره، که بعدها حتی با نامه دادگاهم مشکل ساز میشه،
بچه های بد سرپرست معمولا شرایط خیلی بدی داشتن از لحاظ روحی حیلی اسیب میبینن. منظورم اینه بیسترشون سلامت روان ندارن نیاز به صبر و حوصله زیادی هست تا درمان بشن.
اگرم نیتتون به سرپرست گرفتن نوزاد باشه اونم اوووف میانگین سن و درامد و دارایی ... فرمول های سختی دارن.
کلا پرسه ی سختیه
البته محال نیس ما یکی از نزدیکانمون تونست به سرپرستی بگیره. خیلی هم همه چی خوب پیش رفته تا حالا
بله که میشه خیلیم قشنگه ولی بهتره از یه مشاور کمک حرفهای بگیری که بتونی به بهترین شکل پیش ببری
اره میشه ، دوست من دوتا دختر داره ، دوتا پسر هم برداشته
من عاشق این کارم همسرمم همینطور
ولی انقدر مسئولیت سنگینیه که میترسم
احساس میکنم یه ظرف بلور خیلی حساس قراره بدن دستم، میترسم انقدر که روی این بچه حساسم که مبادا اسیبی ببینه چون یه امانته بین فرزند معنویم و فرزند خونیم فرق بذارم
چون فرزند معنوی واقعا مسئولیت سنگینیه
اما خوش به حال کسی که روح بزرگی داره و این کارو انجام میده
نه من خودمم اگه شرایط کاری همسرم بهتر بشه میارم
جدا چقد تعجب کردم چقد مردم ما دل بزرگی دارن واقعا هرکی این کارو کنه خیلی آدم بزرگیه🥲
خالم بعد از18سال که بچه دارنشدن پارسال یه پسر 6ماهه رو به فرزند خواندگی قبول کردن اینقدری این بچه عزیزه و مهرش به دل کل فامیل نشسته هیچ کس فکر نمیکنه که بچه اینا نیست همه یه جور خاصی دوسش دارن
خواهر زنداییم باردار نمیشد
اسمش زیبا هست
جاری زیبا ۳ تا بچه داشت
دوباره باردار شده بود
بچه۴ رو داد به زیبا
الان بچه کلاس ۱۱هست هنوزم نمیدونه
و حتی جلوی داداش اصلی خودش حجاب میکنه
وای منم چقدردوسدارم یکی ازاین بچه هامال من بشه.بادخترخودم بزرگ بشن.یدفعه ام خواب دیدم یه دخترباچشمای رنگی قسمتم شد
اگه هر دو زنو شوهر موافقین چرا که ثوابم داره
بشرطی اینکه اونی که فرزند خونده هست سنش کم باشه بچه خودتم تا متوجه نشده یعنی به سنی نرسیده که بخواد درک کنه بیاری
یه طوری به همه بفهمونی دوست نداری هیچ کدوم بچها بفهمن
فامیل خودم همین کارو کرد کیان پسرش الان ۱۶ ساله از نوازدی آوردش خیلی دوستو فامیل دارن به همه گفت تا بمیرم نفهمم که کسی بخواد حتی از دهنش در بره که کیان بچه ما نیست
من یه خونواده ای میشناسم یک دختر رو به فرزندی قبول کرده بودن ..دختره بزرگ شد چون تو ناز و نعمت و غرق پول بود و دلشون نمیومد بهش بگن بالا چشمت ابروه دختره تو ۲۰ سالگی چند بار از خونه فرار کرده بود یه لشکر دوست پسر داشت عجیب و غریب از نظر اخلاقی مشکل داشت ..پدره فوت کرده بود و مادره همش میگفت کاش میتونستم برش گردونم
اگ شرایطشو داری عالیه
من خیلی دوس داشتم یکیو به سرپرستی بگیرم، همسرمم مدام میگه چون دوس داره، ولی از وقتی بچه دار شدم حس میکنم نمیتونم، چون مثلا افسردگی بعد از زایمان داشتم دوس داشتم بچمو یکی ببره برای خودش، ولی چون بچم بود احساس مسیولیت میکردم نسبت بش، ولی حس میکنم بچه بیارم اگه اذیت کنه نتونم تحملش کنم و دلم میسوزه یهو اینجور باشم😭
من یکی از آرزو هامه
منم تو فکرشم منتظرم خونمونو عوض کنم و اقدام کنیم ایشالا
عزیزم من خواهرمو خانواده عموم چون بچه دار نمیشدن به فرزندخوندگی گرفتن اون الان بزرگه بچه هم داره ولی هرچقدر فامیل میخان بهش بگن هنوز که هنوزه خانوادم اجازه نمیدن حتی زنعموم اجازه نداده پسرشو عروس متوجه بشن میخام بگم همه چی دست خودته
یکی از اقوام ما 20 سال بچه دار نشد رفت یه نوزاد رو به فرزندی گرفت . سر تولد یکسالگی این بچه خانمه باردار شد حالا از این اتفاق 15 سال میگذره و بچه اول همه ی زندگیشونه انقد که دوسش دارن و قدمش خیر بود براشون . دختر هم بودن دوتا بچه ها
من و همسرمم خیلی دوس داریم ولی به نظرم بچه ها بزرگشن بهتره یه بچه پنج شیش ساله میاریم که خودش بدونه اگه بدن برادر خواهر یا دوتا خواهر یا دوتا برادر میاریم
واقعا به ما که بچه داریم بچه میدن ؟؟
عزیزم یه تجربه بهت بگم
یکی از فامیلهای ما بچه دار نمیشد و یه دختر گرفت، بعد از اینکه دختر رو آوردن خونه بچه دار شد، حالا بماند که چه مشکلاتی داشتند، تا دو سال پیش که دختره یکی بهش زنگ زد و گفت دختر این خانواده نیستی، خیلی اوضاع بدی براشون پیش اومد، دختره خانواده رو مجبور کرد که خونشون رو بفروشن و سهم این دختره رو بدن، ولی بابا هه لج کرد و گفت این دختر من نیست و هیچی هم بهش نمیدم، دختره واقعن اذیتشون میکنه و حالا هم که با یکی ازدواج کرده که داماد سرخونه شده، بچه دومشون رو هم خیلی اذیت میکنه، البته همه که شبیه هم نیستن ولی فقط گفتم که بدونی
اصلا اینا به کنار که میتونی بینشون فرق نزاری یا نه، مگه میدن بهت؟ کلی دنگ و فنگ داره به این راحتیها نیست، باید مشکل ناباروری تایید بشه تا بتونی بچه به سرپرستی بگیری
بنظرم اره چرا که نه
مخصوصا اگه شرایط مالی خوبی داشته باشی
شوهرمنم چندباری گفت فرزند خونده بگیریم،ثبت نام کردیم توی سایت ولی نمیدونم بهمون بدن یاندن😕
منم خیلی به این موضوع فکر میکنم
اگر از نظر رفتاری منظورتونه،همش بستگی به خودتون داره..
ما خیلییییی دوس داشتیم فرزند خونده داشته باشیم،چون دوبار سقط داشتم،و تصمیم داشتیم اگر ایندفعه هم نشد،دیگه به سرپرستی بگیریم..که خدا دخترمونو داد،
هنوزم دوس دارم اینکارو کنم،ولی از لحاظ مالی یکم نگرانم شرایط سخت باشه..
چون قبلا سالها پیش شنیده بودم باید خونه بنام بزنیم،الانو نمیدونم
ااز کجا میخایدد بیارید واقعا اگر شرایط مالی دارید چرا ک نه
من خیلی دوست دارم این کارو بکنم اما همسرم راضی نمیشد از اول
من و همسرم قصدمون بچه بیاریم بزرگ کنیم اگه بشه دوتا
دوتا از خودم دوتا فرزند خوانده
از نظر قانونی بله میشه و جنسیت فرزند خوانده باید هم جنس فرزند خودتون باشه یعنی اگر دختر دارین فقط میتونی دختر بیارید
از نظر عاطفی هم اگر میتونی تفاوتی قائل نشی و آسیب روحی ایجاد نکنید چرا که نه خیلی هم خوبه
بهزیستی خودش هم نظارت داره روی فرزند خوانده
من پسرخونده دارم ک از ۹سالگی خودم بزرگش کردم و الان مهندسی شده برا خودش...از پسرخودمم بیشتر دوسش دارم الانم دیگه مستقل شده و تونسته زندگیشو راه ببره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.