۱۰ پاسخ

کلا شرح حال منو توضیح دادی
کلا بعضی ها از نظر روحی خیلی تمایل دارن به نمایش دادن هرچی به نحو عالی یا شاید واقعا بچشون بیش از اندازه آروومه ولی فکر میکنم ۹۰ درصد مثل ما هستن

معمولا شبا بچم ده و نیم دیگه خوابه من کارامو تا دوازده یک میکنم حالا غذا باشه کابینت پاک کردن باشه یا هرچی. یبارم گذاشتمش خانه بازی یساعت اومدم خونه سرویسا و بالکنارو تمیز کردم که بوی مایش بچه رو اذییت نکنه. وقتی شب کار میکنم روز خیالم راحته و به بچه میرسم. داره دنبالم راه میاد لباس پهن میکنم و خونه رو جم میکنم اینکه همش درخدمت بچه باشم که زندگیم داغون میشه

دختر منم خیلی اذییت میکنه ولی عاشق جارو برقیه پس راحت میکشم. برا غذا درست کردن میزارمش سر سینک ظرفشویی چون عاشق اب بازیه یه ذره ابو باز میزارم بالیوان برمیداره میریزه رو پاهاش مهم نیس برام که کلا خیسم بشه چون نهایت یه دست لباس عوض کردنه. اینکه میگی مثلا شیشه ربو میخواد منم دخترم دسشو دراز میکنه ولی من هی میگم نه خطرناکه اه اهه خودشم تکرار میکنه یا راستشو بخای زود کارمو انجام میدم و میزارم سرجاش و به گفته بچه اهمییت نمیدم دوثانیه ای یادشون میره. برا کارام الان میگم تو کامنت بعدی

بچه من ته ته اش ۵دقیقه با خودش بازی کنه اونم نمیشه تازه همش مبگه تو باید باهام بازی کنی….

پسر منم همینه همش چسبیده به من
منم عادت کردم همونجا کنارم بهش یه چیز میدم مشغول شه
یا بغلش میکنم
ولی خیلی خسته میشم شبا تمام بدنم درد میکنه

دقیقا منم تو وضعیت شمام😑صبح که چشماشو با میکنه اولین کاری ک میکنه با انگشتش د و نشون میده که منو ببر بیرون تاااا اخر شب، حالا هوا خوب باشه میبرم میگردونمش، ولی خب واقعا نمیشه که تا شب بیرون موند، تا برسیم خونه ادا هاش شروع شده😑یجوریم گریه میکنه که یک آن میگم شاید ی چیزی نیشش زد یا جاییش درد گرفت 😐😂

ننم دقیقا همینم ک گفتی

بازی میذارم جلوش
ده دقیقه سرگرم میشه باز میاد میچسبه بهم.
کُند پیش میره کارهای خونه، اما خب مجبورم انجام بدم.

دقیقا در وضیعت شما
همش بهونه بیرون میگیره و اجازه هیچکاری نمیده کلا تو خونه دنبال منه و تو همه کارا میخواد نقش داشته باشه من فقط کارتن میزارم که بتونم غذا درست کنم جالب اینجاس بجز پپا هیچ برنامه دیگه ایی هم دوست نداره

دقیقا وضعیتی مشابه

سوال های مرتبط

مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
مامانا شما درمورد آزادی دادن و قانون گزاشتن و...چطور عمل میکنید?
اصلا بنظرتون مرزش کجاس?!
من خودم اینو قبول ندارم که میگن بچه تا فلان سن پادشاه خونست و همه چیز باید فراهم باشه و....
اینم که همش بگی نکن نکن خب بنظرم بدتره
رفتار خودم با ایرمان اینطوریه که آزادی میدم تو محدوده ای که خودم براش تعین کردم یعنی در حدی که به خودش و چیزی آسیب نزنه
مثلا خونه در اختیارشه که بدوعه بازی کنه کابینتارو بریزه بیرون اما مثلا اجازه نداره هرجا دلش خواست رو دیوار و میز نقاشی بکشه
الان جایی هم بریم خونه کسی میدونه که اونجا فرق میکنه و به هرچیزی نمیتونه دست بزنه نگام میکنه و منم میگم اینجا نه مامان
از طرفی زیاده روی نمیکنم که وسواسی نشه مثلا میتونه با دست غذا بخوره و کل لباساشو موهاشم کثیف کنه و کیف کنه ولی قرار نیست ظرف ماستو خالی کنه رو فرش و قطعا تو این موارد من ری اکشن میدم بهش که کار اشتباهیه
اگر الان حد و مرز و قانونا رو تعیین نکنیم و بعدا یهو تصمیم به این کار بگیریم قطعا نمیپذیرن!
حالا شما در چه حد آزادی میدین و در چه حد قانون?
مامان Andia مامان Andia ۲ سالگی
سلام مامانا دختر من یک سال و نه ماهشه راستی میخواستم راجعه موضوعی ازتون سوال کنم ما هر سه چهار روز مثلا خونه مادرشوهریم اینایم، سه چهار روز هم خونه خودمونیم و این که دختر من خیلی به پدر شوهرم و مادر شوهرم وابستن، اون‌ها هم آدمای خیلی مهربونی هستن از موقعی که بچه هم به دنیا آمد همه شو پیشیمون بودن کمک کردن، نگه‌داری کردن خیلی بهش محبت میکنن من از این موضوع خوشحالم اما مثلا ما هر وقت که میاییم خونشون بچه هم دیگه من و پدرشو اصلا تحویل نمیگیره اصلا پیشمون نمیاد یا بغلمون نمیمونه و توی خونه خودمون به من و پدرش مامان و بابا میگه مثلا ماما، بابا صدا میکنه اینجا هم پدرشوهرم و بابا صدا میکنه و مادرشوهرم و مامان صدا میکنه خوب؟ یعنی دیگه من و پدرشو را اینجا صدا نمیکنه فقط میره پیش اونا و همه کارهایی خوابش و شیر و بازی و همه چیز دیگه با همون هست و من از یه وقت خوشم خیلی بد دلم میگیره ناراحت میشم میگم یعنی چیه الان بچه من؟ میفکر میکنم دو تا مامان و بابا داره اینجوری تقسیم شده مثلا آنها رو بیشتر از ما دوست داره مامان و بابا پیشمون میکنه فکر میکنه آنها هم مامان و باباشن و اینجوری که آنها رو صدا میکنه آنها رو هم صدا میکنه دلم خیلی میگیره