خب خب
چرا این چند وقت نبودم؟
چون نوحا شنبه عمل داشت
این تاپیکم میزارم بمونه که برای بقیه تجربه بشه

نوحا از وقتی بدنیا اومد هیدروسل داشت یعنی دوره بیضه هاش اب جمع شده بود که خیلی هم بین نوزادان پسر شایع هست و بعضی ها تا یکسالگی خوب میشن که نوحا نشد و هیدروسلشم شدید بود
با سونوگرافی معلوم شد فتقش بازه که علت هیدروسل هم همین بود اب از شکم میومد تو بیضه هاش و برعکس
دکتر بهمون گفت خیلی عمل راحتیه ولی نبود
من بیمارستان خصوصی رو انتخاب کردم
از اول که بهش انژیوکت زدن این بچه جیغ کشید تا شب
ساعت دو بستری شد سه عملش کردن دوازده شب هم مرخص شد
از ساعت هشت صبح باید ناشتایی غذا میبود و ساعت دوازده شیر خودمو میتونستم بهش بدم

تو بغل خودم بیهوشش کردن ( حالا بماند که چقد بچه گریه کرد و جیغ کشید )
بعد عمل هم من خودم تو ورودی اتاق عمل بودم که اوردنش ریکاوری و چون باز داشت گریه میکرد یه پرستار مهربون اوردش پیش من و تو بغل من زمان ریکاویرشو گذروند
محل زخمش هم دوتا برش دو و نیم سانتی روی ه و ر ن ی یا همون هفتی زیر شکمش هست و ختنه هم کردن
البته که ا ل ت ش فرو رفته که دکتر گفت کم کم درست میشه و هنوزم ب ی ض ه هاش متورم و اینم دکتر گفت درست میشه

بعد عمل هم اول شیر خودم بعد مایعات و بعد سوپ مجاز بودیم بهش بدیم ولی تا چندین ساعت گیج بود و خیلی هم درد داشت
بعد اولین جیش هم مرخصمون کردن
امروز بعد سه روز تازه داره راه میره روزای قبل ترجیح ‌میداد دراز بکشه و البته تبم داشت
دیگه همین اگه سوالی داشت بپرسین

تصویر
۳۵ پاسخ

الهی سلامت باشن 🤲🏻♥️

وای عزیزم بغضم گرفت 😥
الهی هیچوقت تنش محتاج طبیب نشه

عزیزم خدا سلامتی بده .خدارو شکر که گذشت .منم پسرم کوچیک بود بخاطر تنگی مجاری ادرار عمل شد

ان شاءالله هر چه زوتر خوب بشه ❤

الهی عزیزدلم خدا بهش سلامتی بده همیشه آخرین باری باشه ک این لباسو میپوشه🩵🩵

عزیزم خداشفا بده إن شاالله

عزیزم حتما ترس پسرت رو بگیر

سلامت باشه تنش

عزیزم ایشالله زودتر سلامتیشو بدست بیاره حتما آناناس بهش بده زخماش زودتر خوب میشن،،پسر منم هیدروسل داره ولی دکترش گفت احتمالا جذب میشه من ک اصلا متوجه نشده بودم دکتر خودش بهم گفته بود ک ببرمش اورولوژیست اونم فرستادم سونو ک تشخیص هیدروسل داد ،،ولی بهم وقت دادن برای جذبش که هنوز دکتر نبردم فتق هم مطمعنم نداره چون دکترش هربار چک می‌کرد ولی اون بار اول ک بردمش سونو اجازه نمیداد راحت سونو انجام بده،،الان نگرانم نکنه عمل بخاد🫠🫠🫠

الهی عزیزم...ایشالله خدا سلامتی بده.
شماهم خسته نباشی مامان خانمی.

الهی فدات شم جوجه

آخی عزیز دلم چقدر بچه ها گناه دارن انشالله هر چه زودتر خوب بشه 💋💋❣️❣️

سلام‌خوبی چخبر پسرت الان خوبه شد

وای عمل بچه خیلی سخته ... من روز عمل آوش انقدرررر گریه کرده بودم ... تا چتد روز بعدشم حرفش میشد چشمام پر اشک میشد .. عمل راحتی بود اما از لحاظ روحی خیلی اذیت شدیم ..
ریکاوریشم بغلم بود اون گریه من گریه .. دکتر حرف میزد من گریه ....

الهی بمیرم چقدر اذیت شده بچه

الهی که همیشه تنش سلامت باشه
همه بچه‌ها ان شالله ❤️❤️
خدارو شکر خوب شدی گل پسر عزیزم 😘

عزییییزم چقدر سخت گذشته به خودت و بچه...

منم پسرمو ت ۹ ماهگی عمل فتق انجام داد ولی خداروشکر براش راحت بود و زیاد اذیت نکرد 🥲

پسر من به دنیا اومد تو همون روز اول دکتر هیدوروسل داره که رفع میشه تا یکسال
با این که من یادمه از اول طبیعی بود و بزرگ نبود
الان چندین بار بردم چکاپ پیش یه دکتر دیگه ولی چیزی نگفته
به نظرت ببرم پیش همون دکتر اولی ؟ یه چک بکنه ؟

بیچاره پسرمون 😥😥😥
عزیزم آب سیب بده بهش بخوره بدنش تمیز بشه
تب از عفونت هست
مواظبش باش❤️ان شاءالله این سختی ها میگذره و دامادش میکنی

پسر من ۳۰ روزگی این عمل رو انجام داد چه روزای بدی بود یادش که میفتم دلم کباب میشه براش. ایشالا پسر شمام زودتر خوب میشه

پسر منم تازه تشخیص دادن که عمل داره
عمل اش سخته ؟؟
عمل اش چه قدر طول کشید؟
خیلی نگرانم

اینم بگم که علی ۸ ماهه که بود متوجه شدیم این مشکل رو داره
یعنی قبلش هربار که چکاپ قد و وزن میبردم معاینه میشد و دکترا میگفتن خداروشکر اصلا مشکل فتق نداره
ولی یک شب خیلی خیلی گریه کرد و جیغ زد،آخر شب بردم بشورمش دیدم که بله،شد چیزی که نباید میشد🥲
هنوزم همه دکترا متعجبن که چجوری تو این سن اینطوری شده

انشاالله هرچی زودتر خوب بشه همسرمنم بچگی عمل کرده

علی جانم هم این عمل رو داره🙂
نوحا جان دردش در چه حد بود؟!
از درد نمیتونست راه بره یا ترسیده بود؟
خیلی خیلی نگرانم برا پسرم

انشالله سلامت باشه
فقط میگم خسته نباشی سخت گذشته بهت

اخ خدااااا عزیزم ایشالله زودی خوب میشه چقدر بهتون سخت گذشت واقعا درکتون میکنم من بعداززایمان یک ماه بیمارستان بودیم بخاطر اینکه دخترم زوددنیااومده بود

می‌خوندم تا به این برسم با گریه هاش گریه میکردی ولی انگار ماشالا مامان قوی هستی خدا حفظش کنه پسرتو

انشالله خیلی زود خوب میشه و این روزای بدو‌فراموش می کنید

عزیزم انشالله زود خوب بشه

آخ عزیزم ایشالا به زودی زود بشه

خدا بهش سلامتی و شادی بده عمل سنگینی بوده براش ،خیلی خیلی مواظبش باش و چیزای مقوی بده بخوره جون بگیره

ان شالله حالش زود زود بهترتر بشه کوچولو🥹

انشالله زودتر خوب بشه😙🩵
خیلی سخت گذشت ک🥺بیچاره بچه

عزیزم انشالله سلامت باشه از کجا متوجه همچنین چیزی شدی ؟ ما دکتر بردیم برا ختنه اگه همچنین چیزی بود متوجه می‌شد ؟

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
حالا در مورد شیر دادن و قطع کردن شیر الان خیلی هاتون میبینم میگید که ما شیر شب میدیم دکترا چرت و پرت میگن که شیر شب قطع بکنی ماها قبلا می‌خوردیم چیزمون نشده پس ما هم به بچمون میدیم و هیچیش نمیشه .اصلا سیاه شدن دندون و اینارو من میزارم کنار کاریش ندارم
بچه بعد یکسالگی تازه شروع میشه وابستگیش به شما و همش می‌چسبه بهتون میخواد هی شیر بخوره اون جیغ میزنه سینه میزاری تو دهنش داد میزنه سینه میزاری دهنش که هیچی نگه این الان روش آروم کردنه؟واقعا این کار درسته؟شما باید تایم بزارید قبل یکسالگی هر دو ساعت ۳ ساعت یکبار بهش شیر بدید بعد ۶ ماهگی اگر تو تایم دندون دراواردن نیست شیر شب رو کنتر کنید تا یکسالگی که قطع کنید شیر شب رو چون بعد یکسالگی نابود میشید .من قبل یکسالگی از ده ماهگی تا یکسالگی به یک نوبت رسوندم بعد تو تایم دندون دراواردن شد دقیقا روز تولدش دندونش نیش زد و هر چهار تا دندون تو ۱۲ ماهگی دراوارد خب من یک ماه صبر کردم بعد که آروم شد شروع کردم همون یکی دو نوبت رو قطع کردم تقریبا بگم یک ماه زمان برد تا شیر شب قطع کردن گریه جیغ زدن پرت کردن شیشه همه چی داشت من خودم رو آماده کرده بودم بزای نخوابیدن و تمام این رفتارها بجای شیر بهش شیشه که آب داشت میدادم قند هم نمینداختم حالا بغل میکردم راه می‌بردم حتی تو کوچه می‌بردم لالایی میخوندم رو پام نمیمونه رو تاب نمیمونه تمام این یک ماه تو بغلم بود و جیغ میزد ولی خب کمتر میشد جیغاش ولی داشت چون شدیدا وابسته بود تا الان من شیر روزش هم شروع کردم کم کردن تا الان که دیگه با شیر نمیخوابونمش تا ۸ یا ۸.۳۰ شب شیر میدم و تمام میره تا فردا صبح که حالا ۶.۳۰ یا ۷ صبح بیدار بشه شیر بخوره و بخوابه
مامان ماهان مامان ماهان ۵ ماهگی
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم مثلا پنج ماهگی که غذا خور شد شام می‌دادم بعد نیمساعت شیر و بعد نیمساعت خواب و بعد به ترتیب از نزدیکترین تایم به وعده غذایی شروع به خذف کردم مثلا ده شب رو آب میدادم یک یا دو بامداد رو شیر میدادم بعد کم کم تایم گرفتم از ۱۵ دقیقه شروع کردم و هر سه شب دو سه دقیقه کم کردم تا تایم ۵ صبح که طرفای شش ماهگی بود و واسه دندون و مشورت با متخصص خواب این وعده تا حوالی یازده ماهگی ادامه داشت تا حذف کلی با همون شیوه قبلی شیر روز هم دخترم پنج‌وعده می‌خواد که با بازی و … دو نه دونه حذف کردم البته دخترم خودش تایم شب قبل خواب رو اول حذف کرد چون غذا و آب می‌خواد دیگه شیر تمایل نداشت و کم کم شیر پاستوریزه توی لیوان نی دار بهش دادم تا حس نمیدن درش ارضا بشه و سینه نخواد
البته دختر من یکساله ک شد پنج وعده در ۲۴ ساعت شیر می‌خورد که با آمادگی خودم و دخترم و با توجه به تحقیقات که شیر بعد یکسالگی ارزش غذایی نداره و صرفا یک عادت هست این پنج وعده رو شروع به کم کردن کردیم چون بچه یکساله نهایتا سه وعده شیر باید بخوره و کم کم با پیشنهاد جایگزین مثل میوه های آبدار و خنک و شیر گرم پاستوریزه تو لیوان نی دار و بازی و سرگرم کردنش وعده ها رو کم کردیم و سیزده ماهش که بود خودش کلا دیگه شیر نخورد و الان شیر پاستوریزه می‌خوره
مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
خب بعد از ۲۴ ساعت که از واکسنش گذشته بیاین براتون تعریف کنم ، چون دیگه فکر نمیکنم علائمی داشته پیدا کنه
من همه ی اینایی که اینجا گفتم رو مو به مو اجرا کردم از یه هفته قبل شروع کردم به تقویت کردنش
صبح واکسن غذای مورد علاقه اش رو دادم البته نذاشتم زیاد بخوره که معده اش سنگین نشه چون ممکنه بعد واکسن حالت تهوع بگیرن
قبل واکسن اصلا مسکن ندادم واکسن که زدیم اومدیم خونه شربت پاراکید نصف وزن بهش دادم
و شروع کردیم به بازی کردن و کارای مورد علاقه و دنبال بازی این وسطا مرتب بهش آب و مایعات دادم ، هندونه ، آب هویج ، آب انار و انگور دیروز دادم خورد ، شیرش هم از روزای دیگه بیشتر دادم به جاش حجم غذاشو کم کردم ولی مقوی دادم .
از ساعت ۱۰ که اومدیم خونه تا ساعت ۲ یه سره داشت راه میرفت منم هر دوساعت وقتی مینشست آب سرد میریختم تو کیف ای سرد و از روی پاچه شورتش میذاشتم رو حتی واکسن
یعنی فقط خنکی اون میرسید به پاش ( هربار تا ده دقیقه میذاشتم باشه )
پاراکید رو دفعه های اول ۴ ساعت دفعه دوم ۵ ساعت تقریبا دادم تا شب بعدم دیگه از آخر شب تا حالا ندادم جون نه تب داشت نه درد
نصف شب هر نیم ساعت پاشدم تبش چک کردم که خداروشکر از ۳۷.۲ بالاتر نرفت
از شب که دیگه خوابید من شروع کردم هر یه ساعت پارچه گرم کردم گذاشتم رو پاش شب با شلوار خوابوندم و پتو رو پاش انداختم پارچه هم که گفتم هر یه ساعت گرم میگردم میذاشتم
خلاصه که خداروشکر راحت‌ترین واکسنی بود که گذروندیم
البته سر واکسن ۴ و ۶ هم خیلی اذیت نکرد ولی غر میزد
این واکسن نه غر زد نه تب کرد نه درد داشت حتی پاشم لنگ نمیزد و مثل همیشه تا الان مشغول بازی و بدو بدو کردنه
گفتم تجربه ام رو با شما هم در میون بزارم
مامان مهدیار مامان مهدیار ۲ سالگی
سلام به همتون
خواستم تجربه واکسن 18ماهگی مهدیار رو بگم
روز سه شنبه ساعت 11مهدیار و حاضر کردم بهش یکم ایبوپروفن دادم (به استامینوفن حساسیت داره) و رفتیم بهداشت از اول تا آخر که برگشتیم کلا گریه میکرد به خاطر این که از بهداشت می‌ترسه بعد اومدیم خونه باهاش کلی بازی کردیم تا پاهاش میگیره بعد خسته شد و خوابید بعد نیم ساعت از خواب بیدار شد و شروع کرد به گریه به خاطر پاش همون موقع بچه های خواهرم اومدن خونمون و چون خیلی بهشون وابسته شده خوشحال شد و درد پاشو یادش رفت همون‌طور که پاش لنگ میزد باهاشون می‌رقصید و بازی میکرد خلاصه کلی تحرک داشت تا شب که یکم بهونه گیری میکرد بعد جای آمپول و ایبوپروفن زدم ب بعد آروم شد و سر موقع هم بهش ایبوپروفن میدادم که تب نکنه یه کم سرش داغ میشد ولی با یه بار شستن صورت خوب میشد آخر شب هم که خوابید اما تا میخواست به طرف چپ علت بزنه پاش درد می‌گرفت م دوباره به طرف راست بر میگشت منم که تقریباً از ترس این که تب نکنه تا صبح بیدار بودم صبح هم که از خواب بیدار شد شروع کرد به راه رفتن و بازی کردن خودمم باهاش شریک میشدم تو بازی تا بهونه نگیره نزدیک ظهر هم با باباش بردیمش با ماشین دورش دادیم و اومدیم خونه همه چی خوب بود تا اینکه شب برق قطع شد مهدیار هم که بشدت از تاریکی متنفره و غر میزنه به خاطر همین نزدیکی خونمون مراسم شبیه خوانی بود رفتیم اونجا بعد با بچه ها کلی بازی و بدوبدو کرد تا خسته شدو خوابش برد تا الآنم که خوابه و خدارو شکر مشکلی ندارن
در کل مرحله سختی نبود واسه مهدیار امیدوارم واسه همه ی بچه ها آسون بگذره
۱۴۰۴/۵/۱۵
مامان آرین🩵 مامان آرین🩵 ۲ سالگی
سلام خوبین ؟
تجربه از شیر گرفتنم میزارم شاید بدردتون خورد
رفتم از داروخونه قطره تلخک گرفتم . گفتم واکسن پسرم بزنم خوب شد بعد می‌گیرمش چون وزنش کم بود دکتر گفت شیرت مثل آب قند هم داره دندون هاش رو خراب می‌کنه هم اثری روی وزن گیری نداره
خلاصه ما واکسن زدیم نگم که خیلی سخت گذشت (البته اینم بگم هر بچه ای فرق می‌کنه بعضیا اذیت نمیشن )
یک هفته از واکسن گذشت .
یک شب تا صبح شیر خورد تا ساعت ۶صبح دیگه تا ظهر همش بهش میوه غذا چیز میز میدادم تا ظهر شیر نخورد ظهر هم گفتم بزار تلخک بزنم ببینم واکنشش چیه اگه نخورد که نمیدمش . ظهر غذاش خورد وموقعه خوابش رسید (اینم بگم که پسرم فقط فقط زیر سینه می‌خوابید خیلی وابسته شیر بود )
رفتم دور از چشمش تلخک زدم به سر سینم و قهوه ای دورش
بعد پسرم گفت می می بهش دادم دو قلپ خورد صورتش کشید بهم گفت اخ .
چند بار تند تند زدم به سینم دیگه نخورد تا رسیدیم به شب
شب هم ساعت ۱۰غذاش دادم آب هم دادم موقعه خواب گفت می می زدم بالا دید تلخه نخورد یکم نق زد گرفت خوابید .ساعت ۳شب بیدار شد گریه کرد بهش غذا گرم کردم دادم خورد خوابید (از همون شب اول تو گهواره میزارم می‌خوابه وگرنه خودش نمی‌خوابه )
از اون شب هر وقت بیدار میشه سریع بهش غذا گرم میکنم می‌خوابه آب هم در طول روز بهش میدم چون زیاد اتش دارن
بعضیا هم نوار چسب مشکی و مو میزنن بچه ها میترسن ولی من زدم پسرم چسب کند شیر خورد دوباره چسبوندش😂
اینم بگم در طول روز همش باید بدید بخورن تا سمت سینه نیاد مقاومت کنید شب ها هم ندید چون بچه ها باهوشن