پارت چهارم زایمان

بالاخره تسلیم شدم و ترسیدم رضایت دادم ساعت یازده و نیم همینجور منو می‌بردند اتاق عمل دردهای اصلیم شروع میشد اما فاصله منظم نبود برام دو بار آمپول بی حسی زدن کمرم چون یبار سر نشدم جای اشتباهی زدن باز دوم هم فقط نیمه چپ بدنم بی حس اصلا کاملا بی حس نشده بودم که تیغ رو حس کردم و با درد و گریه گفتم درد دارم سریع بیهوشم کردن تا از ریکاوری اومدم بیرون ساعت یک و نیم بود
من دوشنبه ای مرخص شدم بچه ها توصیه ام اینه که کسایی که بچه ی دوم به بعدشون هست یا اول قصد طبیعی دارین حتما راجب سزارین هم برین دنبال اطلاعات من چون خیالم راحت بود که حتما زایمان طبیعی میکنم هیچ چیزی از سزارین نمی‌دونستم پس لطفاً توقع هر چیز غیر منتظره رو داشته باشیم خیلی دوست داشتم زایمان طبیعی داشته باشم اما نشد اما خداروشکر که سالم هستیم
وقتی داشتن منو می‌بردند اتاق عمل پرستار شیفت همش میگفتم این حیف بود همکاری خیلی خوبی داشت

۲ پاسخ

خداروشکر که سالم هستید

بچه اولت طبیعی بود

سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۶ ماهگی
پارت سوم زایمان


، ساعت چهار بدون درد رفتم بیمارستان خلیج فارس اونجا ازم پرسیدن برای چی اومدی چند هفته ای منو معاینه کردن دو سانت بودم با افاسمان سی درصد دوباره دکتر شیفت اونجا معاینه تحریکی انجام داد چون سر بچه پایین نیومده بود دستشون بیشتر میکردن داخل اما من خودمو شل گرفته بودم و نفس عمیق می‌کشیدم میشد تحمل کرد منو بستری کردن و دستگاه برای صدای نوار قلب و ضربان قلب بچه بهم وصل کردن و گفتن ایستاده حرکت چمباتمه نیمه نشسته رو زانو بزن البته پرسیدن که کلاس آموزشی رفتی یا نه گفتم به صورت مجازی
من ساعت پنج و نیم بستری شدم میخواستم آمپول فشار بزنن اما من کم کم درد داشتم نزدن بهم سر میومده پایین و ترشح های منم زیاااد و زیادتر میشد همین باعث می‌شد درد معاینه رو زیاد حس نکنم ساعت ده کیسه آب منو پاره کردن تا دردهام منظم بشه اما دیدن بچه مدفوع کرده گفتن یه ساعت زمان می‌دیم تو این یه ساعت بتونی طبیعی بیاری اینجا شده بودم چهار سانت با افاسمان شصت درصد اما دو بار بچه ضربان قلبش افت کرد و خودمم اکسیژن کم آوردم دکتر گفت سزارین گفتم تو رو خدا صبر کنید می‌خوام طبیعی بیارم گفت خانوم من احتمال میدم زایمانت چند ساعت دیگه طول بکشه و اگر تو این مدت بازم قلب بچه افت کنه با مسولیت خودت گفتن چون ضربان بچه در فاصله کوتاهی دو بار افت و خودتم داری نفس کم میاری
مامان آریا مامان آریا ۱ سالگی
مامان سایه های پزشک مامان سایه های پزشک ۱ سالگی
خب خب
چرا این چند وقت نبودم؟
چون نوحا شنبه عمل داشت
این تاپیکم میزارم بمونه که برای بقیه تجربه بشه

نوحا از وقتی بدنیا اومد هیدروسل داشت یعنی دوره بیضه هاش اب جمع شده بود که خیلی هم بین نوزادان پسر شایع هست و بعضی ها تا یکسالگی خوب میشن که نوحا نشد و هیدروسلشم شدید بود
با سونوگرافی معلوم شد فتقش بازه که علت هیدروسل هم همین بود اب از شکم میومد تو بیضه هاش و برعکس
دکتر بهمون گفت خیلی عمل راحتیه ولی نبود
من بیمارستان خصوصی رو انتخاب کردم
از اول که بهش انژیوکت زدن این بچه جیغ کشید تا شب
ساعت دو بستری شد سه عملش کردن دوازده شب هم مرخص شد
از ساعت هشت صبح باید ناشتایی غذا میبود و ساعت دوازده شیر خودمو میتونستم بهش بدم

تو بغل خودم بیهوشش کردن ( حالا بماند که چقد بچه گریه کرد و جیغ کشید )
بعد عمل هم من خودم تو ورودی اتاق عمل بودم که اوردنش ریکاوری و چون باز داشت گریه میکرد یه پرستار مهربون اوردش پیش من و تو بغل من زمان ریکاویرشو گذروند
محل زخمش هم دوتا برش دو و نیم سانتی روی ه و ر ن ی یا همون هفتی زیر شکمش هست و ختنه هم کردن
البته که ا ل ت ش فرو رفته که دکتر گفت کم کم درست میشه و هنوزم ب ی ض ه هاش متورم و اینم دکتر گفت درست میشه

بعد عمل هم اول شیر خودم بعد مایعات و بعد سوپ مجاز بودیم بهش بدیم ولی تا چندین ساعت گیج بود و خیلی هم درد داشت
بعد اولین جیش هم مرخصمون کردن
امروز بعد سه روز تازه داره راه میره روزای قبل ترجیح ‌میداد دراز بکشه و البته تبم داشت
دیگه همین اگه سوالی داشت بپرسین