۱۲ پاسخ

خودت زنگ بزن بگو قرار نیست تولد بگیریم اگه میایید خوش آمدید(اینجوری توقع کیک و تجملات ندارن )

خب بهشون بگو بدنم نمیکشه دکترگفته کاررسنگین نکن

منم باردارم ولی شام نمیدم میخوام قبل شام بگم بیان کیک و اینا باشه
تو هم شام میدی بگو شوهرت کباب از بیرون بگیره بگو خودت نمیتونی سخته برات شام بزاریم بیاری جمع کنی

عزیزم اصلا لازم نیست خودتو تو زحمت بندازی یه کیک بگیر بیان بخورن برن. یا هم خودت درست کن با چایی بزار جلوشون تموم.

بگو بیاین خوش اومدید من حال ندارم خودتون تدارک می خوایم ببینید ببنید

زود ببرش آتلیه بچه را بعد بگو کمردرد شدم زنگ زدم دکترم گفته چند روز بخاب خطرناکه به شوهرتم همین و بگو واقعا هم بخواب که اگه اومدنم ببینن شرایط و شوهرتم یا زبون داشته باشه بگه نیاین یا اومدن از بیرون شام بگیره

عزیزم روز تولدش خونه نمون برو خونه مامانت یا برنامه بریزین با شوهرت و بچت سه تایی برین بیرون به مناسبت تولدش یه شام ساده بیرون بخورین تا اینا هم نیان یا اگه زنگ زدن بگین نیستین
چند روز بعدم ببر آتلیه

بگو بعد شام بیان یه کیکم از بیرون بگیر
بگو مریضم زیر دلم درد می‌کنه نمیتونم پاشم شام درست کنم

خودت بگو امسال قصد تولد گرفتن نداریم خیلی راحت !
بگو دکتر گفته نباید زیاد کار کنی

عزیزم قرار نیست دقیقا روز تولد ببری آتلیه
زنگ بزن دو سه روز دیگه بردار ببر آتلیه
گناهه بعدا بزرگ بشه میگی ۲ سال هم حوصله نداشتم برات تولد بگیرم آخه

وااا چه ماریه پیش دستی کن یه روز قبلش کیک تولد بگیر به فامیلاشون زنگ بزن بگو امسال شرایطم سخته خونه پدرشوهرت اینا تولد بگیر بذار بپزن جونشون درآد تو هم فقط بشین بگو شرایطم تا دوسال اینجوریه نمیتونم تو خونمون تولد بگیرم تا بچه ها یکم بزرگ بشن

کاش خانواده همسر من اینجوری بودن 😁

سوال های مرتبط