۵ پاسخ

عزیزم به اوناربطی نداره ماباید خودمون مراقب بچه باشیم نزدیک غریبه هانره

دوتاشونم بچه بودن دیگ نمیشه گارد گرفت عزیزم اشکال نداره کاری ک شده اگر قرار باشه برا هر دعوا بچه هامون ماهم دهوا کنیم ک بابد با هیچکس رابطه نداشته باشیم
اینجور مواقع خیلی مواظب بچت باش خدایی نکرده اتفاقی نیفته

عزیزم دو تا بچه بودن حالا یکی کوچیکتر یکی بزرگتر اسمش روشه بچه
اونجا که محل خرید وگذر بوده حتی تو مهمونی خانوادگی خواهر برادری هر کی باید حواسش به بچه خودش باشه
به نظرم چیزی نبوده ذهنتون درگیر شه شاید اون مادر توقع داشته که شما حواستون بیشتر باشه و کوچولوتونو ببرید

احساس میکنم خیلی سخت گرفتی...
بچه ها هر دوره ای یه واکنش های خاص دارن.. خواهر زاده های منم از سر دوس داشتن پسرم دستاشو فشار میده.. اما من مراقبشم..
بچه شما هم بزرگتر بشه دقیقا همین واکنش رو ازش میبینی..
هر کسی مسئول بچه خودشه

وای دختر من بچه غربیه می‌ره سمتش میخواد بغلش کنه نمی‌دونم چطوری از سرش بندازم

سوال های مرتبط

مامان دلارا مامان دلارا ۱ سالگی
مامان رقیه زهرا مامان رقیه زهرا ۲ سالگی
امشب رفته بودیم مسجد، دخترم با خانمای ذیگ بازی می‌کرد ک یه پسر بچه یکی دوساله دید رفت بهش بيسکوئيت داد،
دوست داشت باهاش بازی ولی بعد اومد کنارم نشسته شروع کردیم به نماز خوندن،
سجده آخری بودیم ک یهو جیغ دخترم رفت هوا دیدم پسر پریده بطری آب دخترم رو بگیره اینم نداد موها دخترمو کشید ،از سجده زودتر بلند شدم و دخترم رو از دستش کشیدم بیرون(وای قلبم میخاد کنده بشه تعریف میکنم) حتی وقتی بغلم بود باز اومد سمت دخترم ک نذاشتم ،همچنان درحال نماز هم بودم،
تموم ک شد دخترم ذیگ آروم بود گفتم مامان نازت کرد، همه خانما ناراحت شدن بخاطر دخترم
پسره هم با مادربزرگش بود، دوباره یهو اومد چنگ زد به گردن دخترم و صورتش ک بی هوا جیغ زدم ذیگ مادربزرگش اومد گرفت بردش
،دیگ شیر دادم دخترم تا اروم شد بعد بلند شد اب بخور
اقا یهو پسره اومد سمت موهای دخترم و محکم موهاشو کشید،وااااااااای اشکم ریخت ،دوست نداشتم چیزی به بچه بگم چون نمفهمید ،
،نمیدونستم چ کنم،با باباش تماس گرفتم بیاد پشت پرده بگیره رقیه رو،
ذیگ آروم نشد باباش برد بیرون ،نماز نخوند،
ذیگ نماز عشا خوندم رفتم بیرون شوهرم گفت اونقدر عصبی شده بودم میخاستم بیام کسی ک این بچه رو اذیت کرد بکشمش،
جرات نکردم بگم چی شده ،گفتم پسر بخاطر آب رقیه موهاشو کشید گریه کرد،
بعد مادره پسره رفت داخل مسجد و خیلی راحت پسرش رو آورد بیرون و رفت، (خانمه اصلا مذهبی نبود)
تورو خدا هرجور شده اجازه ندین بچه هاتون مو کشیدن و چنگ زدن یاد بگیرن،
من اگر کوتاهی میکردم (حتی به مادرشوهرم محکم تذکر دادم ک موهاتون رو دست رقیه نذارید ک یاد بگیره) پس میشه به بچه یاد داد ک مو نگیره،

بهش فکر می‌کنم عصبی میشم و دستام میلرزه،