۱۹ پاسخ

به خدا منم هرجا میرم بعدش انگار تریلی از روم رد شده انقد اذیت میشم و می‌دوم و حرص میخورم🥺

خدایا شکرت آزاد شدیم 😂😂
راستی بچه منم همینه بیایم باهم غصه بخوریم 😂😂

وای تازه پسر من پله برقی ببینه بیچاره شدیم باید تا صبح بالا پایین بشیم

دقیقا دقیقا منم باپسرم توی همین حالتم یسری گقتم باپسرم نمیتونم برم بازار مامانا همه ریختن سرم واای یعنی چی حوصله بچتو نداری مگه چکار میکنی

ما هم همین داستان داریم عزیزم من تو خونه خودمون چون همه جارو ایمن کردم خدا نیاره بریم خونه کسی به همه چی دست میزنه عید که بیچاره شدیم هفت سین همه رو بهم ریخت رومیز تی وی کسی چیزی ببینه باید بره فضولی بیرون رفتنی هم فقط کافیه گربه یاسگ ببینه باید بمونیم اونجا خانوم هی بگه آپو پوشی فقط کافیه دورشیم از آپو یه گریه و جیغی میزنه همه بریزن سرمون.بخدا خونه موندنی آرامشم بیشتره چیکار کنم دلم طاقت نمیاره بخاطر شیطنت جایی نبرمش

پسره من امروز نزدیک بود اینه توی بوتیک و بندازه رو خودش

منم همينطور گرفتارم🥲

ما هم نیز اینجور اذیت های خوش رو داریم😟😂

هممون هم دردیم🤦🏻‍♀️

پسر منم

نه بچه منم دقیقا همینطوره
فقط زیاد با نی نی ها کار نداره
دنبال سطل آشغال و جارو و در مغازه ها و اینجور چیزاست

وای نگو دلم خووووونه

دخترم ک همشه بغلمه

بعد واکنشتون چیه ؟من پسرم شیطنت میکنه دیگه آخر سر یهوصدام روش بلندمیشه بعدم عذاب وجدان میگیرم😣

عزیزم

وای چقدر خوشحالم همه مثل همیم
من هر سری میگم دفعه ی آخر بود باز فرداش بیرونم با دخترم 🤧🤪

وای عین من.خیلی وقت بود مهمونی نرفته بودم با پسرم.خونه درجه یکا میرما.ولی مهمونی رسمی نداشتیم خیلی وقت بود.امروز رفتیم.دیوونم کرد.اومدم خونه کلی گریه کردم.۵ دیقه اروم بود.بدش پا شد میزارو زیرو کرد.بعد با اسباب بازی زد به سر بچه.بعد شمشو بشکون گرفت.پای اون یکی بچه رو گاز گرفت.دست منو خوهرمو.هر چی رو میز بود برمیداشت مینداخت زمین.واقعا روز خیلی بدی بود.همه هم از یه طرف میگفتن بخواب نش.هی میگفتم الان بیدار شده اوندیم😭😭

پسرمنم دقیقااینطوربعدکه بغلش میکنم جیغ میکشه ک منوبزارفضولی کنم

چقدر تو منی 😶
دقیقا منم امروز بردمش پاساژ روانی شدم برگشتم
تاپیک گذاشتم ولی تاپیکم ناپدید شده 😶

سوال های مرتبط

مامان نی نی🤰🏻👩🏻‍🍼🧚 مامان نی نی🤰🏻👩🏻‍🍼🧚 ۲ سالگی
خانوما یه مشورت
همسایه طبقه بالاییمون خیلی خیلی زیاد خانوم با وقار و‌خوبیه خیلی دوسش دارم باهم پارک میریم باهم رفت و امد داریم و یه پسر داره چند ماه از پسر من بزرگتره حدود ۶ ماه بعد واقعا رفتارای بچه عجیبه مدام درحال جییییغ زدن و گریه کردنه
بعد همش میاد تو راهرو پسر منو صدا میکنه میگه نی نی
بعد چند باری زنگ زد تایم خواب پسرم بود یا اینکه حموم بودم و اینا چندبارشم اومد خونمون
اونم بچست ها من اصلا از کاراش ناراحت نمیشم
موضوع اینه که پسر من به شددددت با سلیقه است با اسباب بازی هاش بازی میکنه جوری که هیچ آسیبی به چیزی نمیزنه و تا حالاپیش نیومده اسباب بازی خراب کنه اصلا و اینکه اصلا اهل زورگویی و جیغ و داد نیست
برعکس پسر همسایه یه دوبار اومد هربار دوسه تا اسباب بازی بچمو‌ شکوند
پسرم میخواست باهاش بازی کنه جیغ میزد بچمو هول میداد و فقط لجبازی میکنه بعد دیدم بچه ی منم انگار داره تاثیر میپذیره ازش دیگه هی میپیچونمش ولی میگم خدا قهرش نگیره🫠
مامان رزا مامان رزا ۱ سالگی
مامانا من هیچ وقت به دخترم قند مصنوعی ندادم کلا بعد زن داداشم دیروز خونه ی مامانم بودم کیک خیس درست کرده بود خیلی شیرین بود دخترم یه تیکه برداشت گفتم نه مامان جان اینو نخور بیا بهت میوه بدم
بعد زن داداشم برگشت گفت نه بزار بخوره گناه داره و من درست کردم ناراحت میشم
گفتم باشه اشکالی نداره یه کوچولو بخاطر زن دایی بخوره یکی دو تا گاز زد دیگه انداخت دور انگار چون هیچ وقت نداده بودم زیاد دوس نداشت
همون لحظه با شوهرم به همه گفتم اصلا بچه درکی از هله هوله نداره هیچی غیر از خوراکی های سالم نمی دیم
بعد کل روز رو همش میگفت چرا پوشک بچه رو باز نمیکنی اگه داری لز پوشک‌میگیریش،چرا طرف پلاستیکی اسباب بازی نیاوردی
من چون یه روزه رفتم شهرستان و برگشتم بخاطر کار اداری واقعا نیاز نمی بینم خیلی وقت بود خانواده دخترمو ندیده بودن همش باهاش بازی میکردن اصلا نیازی به اسباب بازی نبود هدفم این بود با بقیه بازی کنه
واقعا همه عاشق این بچه ن فقط یه دونه بچه داریم که تو این سنه