۱۳ پاسخ

آفرین به مادر آگاه. من خودم کادرمانم. بعضی خانواده ها خیلی مقاومت میکنن و فک میکنن با مرور زمان مشکل حل میشه، غافل از اینکه باعث مشکلات بیشتر بچه میشن

عههه
پسره منم باید دستشو بگیرم یه دستشم میگیره به دیوارازپله میره بالا ولی پایین اومدنو هنوز بلد نیس یعنی مشکل داره من فک میکردم خودش یادمیگیره کم کم
ازسرسره هم تا حدودی میترسه😢😢😢

وا دختر منم اینجوریه یعنی چیییی

پسر منم نمیتونه تنهایی بره بالا یا بیاد پایین
فکر کردم چون تمرین نکرده و میترسه اینجوریه
یعنی مشکل داره؟؟؟

وای دختر منم از ارتفاع خیلی می‌ترسه .از سر سرسره پایین نمیاد .از چهار پایه بالا نمیره می‌ترسه .تو بغلم یکم بلندش کنم می‌ترسه .یعنی مشکل داره ؟؟

دقیقا همینطوره عزیزم ، من سه ماه کل زندگیم تو کاردرمانی گذشت متاسفانه اینجا وقتی بچه هایی با علایم پسرم میبینم میگم ببرین کاردرمانی گارد میگیرن ولی واقعا نجات دهندست پسر منم هنوز نمیتونه مستقل پله بالا پایین بره ولی کاردرمانگرش میگه فقط تمرینش بدم و عجله نکنم چون پله رفتن مهارته باید کم کم بتونه خودش بدستش بیاره

پسر من بیش حسی شنوایی داشت تاخیر گفتار هم کار بردم هم گفتار
فعلا دراستراحتیم بازم میخام ببرم

ازمون تکامل خیلی مهم تو نت هم رایگان هست من همه مراحله اص انجام دادم

پسرمنم میترسید

شماره متخصص هم لطف كنيد بهم بديد ممنون ميشم ازتون
دختر من نارس بدنيا اومده ٢٩هفته منو ببرم خيالم راحت بشه چون هنوز نميتونه وايسته يا راه بره ميترسه

عزيزم
ميشه لطفا شماره كاردرمانى رو به منم بديد

خب نرده اینا نمیگیره بره بالا؟

🙏🏻🙏🏻🙏🏻خدا حفظ کنه گل پسرتو

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
سلاااام
اومدم یه موردی و باهاتون به اشتراک بزارم که بسیار برای خودم مفید بوده.
قطعا شده که بچه هاتون یه رفتار یایه عادت بد داشته باشن که هرچه قدر هم بگین نکن،نریز و....تاثیری که نداره هیچ بدترم میکنه شرایط و.
حالا راه کار چیه؟
خیلی ساده و خیلی دوست داشتنی.
قصه گفتن!
بله دقیقا همینه، قصه بگین براش.اونم نه دقیقا وقتی اون کار یا عادت و انجام داد،بزارین توی یه فرصت آروم و مناسب. قبل خواب ظهر،قبل خواب شب،
قصه چه جوری ساخته میشه؟ مثلا دختر عادت داره اسباب بازی هاش و میشکنه!
قصه این شکلی جون میگیره، یه دختر خوبی بود که بابا بابا و مامانش توی یه خونه قشنگ زندگی میکردن، فضای قصه باید رنگی و دلچسب باشه،بعد به اسباب بازی هاش جون بدین، که دردشون میاد و کم‌کم از خونه میرن.
در واقع واقعیت هارو در قالب داستان بگین، تاکیدن بدون ترسوندن.بدون برچسب پسر بدی بود دختر بدی بود. در آخر هم به خاطر کار خوبش تشویقش کنین.
این روش معجزه میکنه. کیف میکنی وقتی میبینین تاثیرش و. قصه رو بار ها و بارها بگین براش.میبینین کم‌کم موقع شکستن اسباب بازیش خواهد گفت الان بشکنم دردشون‌میاد! میرن... و دیگه تکرار نمیکنه کارش و