۱ پاسخ

ممنون که داری تجربه ات رو میگی❤️
چرا نرفتی برای طبیعی؟
چرا کیسه آب نشتی کرد؟ کار سنگین داشتی

سوال های مرتبط

مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۰ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۲ ماهگی
#تجربه سزارین
من قرار بود ۲۳ اردیبهشت سزارین اختیاری بشم هزینه ی دکترم رو داده بودم باید یک روز قبل میرفتم بیمارستان تشکیل پرونده میدادم. دکترم گفت ۲۰ ام برای اخرین بار برم پیشش رفتم همه چیز چک شد اما نوار قلب جنین بالا بود و ثلبش تند میزد همون موقع ارجاع شدم بیمارستان بازم ضربان قلب جنین بالا بود به دکترم زنگ زدن گفت ختم بارداری و اومد ساعت ۱۱ شب بردنم اتاق عمل همه چیز خیلی خوب بود تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد سوند بود واقعا اما بی حسی درد نداشت اصلا زایمان کردم ساعت ۵ صبح گفتن مایعات رو شروع کن و اومدن سوندم رو کشیدن و گفتن راه برو واقعا واقعا خیلی راه رفتن سخت بود رفتم دستشویی و برگشتم در کل درد نداشتم تا خوابیده بودم شیاف برام کافی بود و نیاز به پمپ درد نداشتم و تا وقتی دراز میکشیدم درد نداشتم فقط راه رفتن سخت و دردناک بود انگار نفسم بالا نمیومد اما به مرور بهترم و اینکه راه که میرم کمر درد بدی میگیرم فک کنم بخاطر بی حسی هست اما درکل اگه برگردم بازم انتخابم سزارین هست
مامان پناه مامان پناه ۱ ماهگی
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۶ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان آریل کوچولو💎 مامان آریل کوچولو💎 ۳ ماهگی
سلاااام من از روز ۶ اردیبهشت که زایمان کردم تازه الان سر پا شدم
بیاین از تجربه زایمانم بگم ما خدا بهمون رحم کرد واقعا من طبق انتی ۳۷ هفته ۶ روز بودم ،۳۵ هفته هم سونو دادم همه چی عالی بود دیگه تو تاپیکای قبلیم گفتم که خانوما میخوام طبیعی بیارم و دهانه رحمم ۲ سانت باز بود اما درد نداشتم کیسه آبمم پاره نشده بود تا اینکه ۶ اردیبهشت باز رفتم معاینه ۴ سانت باز شده بود و دکترم تازه با دودلی گفت بیا بیمارستان که دیگه بستریت کنم نمیخواد وایسی دلت درد بگیره یا کیسه آبت پاره شه رفتم بستری شدم برای زایمان طبیعی و دهانه رحمم ۷ سانت شد. و وقتی کیسه آبمو پاره کردن فهمیدن کلی مدفوع کرده و اگه دیر میکردن خدایی نکرده خودمو بچم از بین میرفتیم سرشم تو کانال زایمان نمیومد دیگه سزارین شدم هفته های آخر مدام سونو بشید خانومایی که باردارین چون من فک میکرد بچه ۴۰ هفته به بعد مدفوع میکنه و گفتن نه بچه تو زود تر رسیده و تونسته مدفوع کنه
الان خداروشکر که برای به خیر گذشت
مامان ویهان و کیهان مامان ویهان و کیهان ۱۶ ماهگی
اینم تجربه زایمان طبیعی فیزیولوژیک(بدون برش) من
از ساعت ۱۱شب ۱۶فروردین دردام رتمیک شد اما منظم نه تا ساعت۳شب صبر کردم اما منظم نمیشد ۳دردا زیاد بود ولی از نظر من
رفتم زایشگاه ان اس تی گرفت معاینه کرد گفت۳سانت هستی مطب که عصر روز قبل رفتم،۲نیم شده بود؛گفت برو تا فرداظهرم زایمان نمیکنی🥴🥴
اومدم خونه ساعت۶صبح شد اما دردای من برام غیرقابل تحمل شد بازم منظم نمیشد
۶رفتم معاینه کرد گفت همون۳هست بچه هم تو لگن نیست پیاده روی کن
حالا من دردا شدید یهویی انقباض میگرفت دیگه پاهام راه نمیرفت
یک شب کامل نخواببده بودم دوست پرستارم اومد دستم رو گرفت و راه رفتیم یهو از درد میخواستم پس بیفتم اما باید تو درد راه میرفتم ساعت۷نیم رفتم معاینه گفت هیچ خبری نیست بروو🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
دوباره راه رفتم شد۱۰نیم صبح بازم هیچی که هیچی دهانه رحم۳بچه هم تو لگن نبود
دکترم ۱۲اومد معاینه کرد گفت هیچ خبری نیست ۱۲ساعت دردکشیده بودم رفتم التماسش کردم گفتم منو ببر اتاق عمل گفت نه لگنت خوبه وزن بچت خوبه من عمل نمبکنم این همه دردکشیدی
شوهرم فرستادم گفتم باهاش حرف بزن شاید دکتر قبول کنه به شوهرم گفت شما کم طاقت هستید صبر کنید من بهترین کار رو میکنم اگه تاساعت۴زایمان نکرد چشم میبرم اتاق عمل
ساعت۱۲رفتم برای ورزش روی توپ تاساعت ۳روی توپ ورزش کردم
معاینه کردن دهانه رحم شده بود۵بچه هم اومد تو لگن
۳ربع دکترم اومد گفت بازم ورزش من که توان نداشتم دیگه دوستم کمک میکرد تا بتونم روی توپ حرکت بزنم دردا شدیدتر شده خیلی شدید
تا اینکه ساعت ۴:۱۰عصر زایمان کردم اونم بدون بخیه و برش
ولی خیلی درد کشیدم
مامان حسنا و حامی مامان حسنا و حامی ۱ ماهگی
سوال:تجربه زایمان طبیعی (بچه دوم)
من ۳۶ هفته درد خیلی زیاد واژن داشتم در حدی که پاهام به زور باز و بسته می کردم رفتم دکترم معاینه کرد گفت دهانه رحمت نرمه برام سونو و nstنوشت
۱۰ روز بعدش دوباره رفتم دکتر گفت دهانه رحم ۱ سانت ولی بچه توی کانال نیست هنوز وقت داری شیاف گل مغربی بزار ،رابطه و پیاده رویی و اسکات بزن
من خیلی دوس داشتم بچم خرداد به دنیا بیاد ولی تاریخ زایمانم ۲ تیر بود دکترم گفتم می خوام خردادی بشه بچم ۳۹ هفته بودم معاینه تحریکی کرد گفت الان شدی دوسانت کم کم دردات شروع میشه دوباره سونو و nstنوشت که همون روز انجام بدم(چون بندناف دور گردنش بود دکتر می گفت حرکاتش و ضربان قلبش باید همش چک بشه)رفتم بیمارستان nstجوابش خوب نبود دکترم گفت مجدد شب انجام بده سونو دادم مشکلی نبود گذاشتم دکترم گفت حواست به حرکت ها باشه فردا دوباره برو nst منم فرداش رفتم بیمارستان دولتی برای nstحرکاتش کم شده بود معاینه ام کرد گفت ۱ سانت با دهانه رحم بسته و سفت این ۱ سانتم بخاطر زایمان قبلیه هر کس میومد برای بستری می گفت برو دردات شروع شد بیا زیر ۴ سانت بستری نمی کنیم خلاصه خیلی خوش برخورد بود و خیلی نرم و محتاطانه معاینه کرد
مامان فرزین کوچولو مامان فرزین کوچولو ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان
من تقریبا داشتم ۳۹هفته رو کامل میکردم اما هیچ دردی نداشتم رفتم مطب دکترم گفت تا ۴۱هفته وقت داری بهم گفت فردا بیا بیمارستان برای معاینه منم اومدم خونه فردا رفتم اما دکترم نیومد یکی دیگه رو گفت معاینم کرد ولی انقدر بد معاینم کرد به خون ریزی افتادم خودش هم ترسیده بود گفت ببرش خونه خوبه حالش دهانه رحمم بسته بود ولی انقدر که حالم بد بود سر گیجه حالت تهوع داشتم مامانم جرعت نکرد منو ببره خونه باهاشون دعوا کرد زنگ زدیم به دکترم اما اونم چیزی نگفت گفت عادیه ببرش خونه ولی دیگ حال رفتن به خونه نداشتم انگار داشتم میمردم ولی دیدن حالم بده نگهم داشتن رفتم سنو اب دور بچم خیلی زیاد بود بخاطر همین و حال بدم بستریم کردن اما خدا بهم رحم کرد ممکن داشت هر دو مون از بین بریم دیدم دیگه نمیتونم تحمل کنم دکترمم میگه هنوز وقت داری بهش هم گفتم بهت پول میدم سزارینم کن اما نکرد یه دکتر دیگه اومد دید که حالم بده خودش گفت اگه میخوای عملت میکنم اما برو با شوهرت صحبت کن منم رفتم به شوهرم گفتم پول بهش دادیم ۳۵میلیون سزارینم کرد پسر کوچولوم به دنیا اومد سزارین خیلی راحته فقط موقعه بلند شدن کمی سخته من که خیلی راضی بودم 🥲🤍
مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۵ ماهگی