۴ پاسخ

دختر من نمیگفت منم سخت نگرفتم پوشک کردم یه مدت هر از گاهیی باز میزاشتم خودش کم کم یهو جیششو میگفت ولی برای پیپی میگفت پوشک کن فقط پوشک میکردم کارشو میکرد میشستم جیششو میگف بازم سخت نگرفتم یه مدت همینجوری بود
ولی یه روز پارک بودیم یه دختره به دخترم گفت من بزرگ شدم میرم تو دستشویی پیپی میکنم منم دختررو تشویق کردم دخترم و دو روز بود پوشک نداشت نکردم میگفت پیپی دارم میگفتم پوشک نداریم مامان باید بخریم بعدا
بعدا اومدیم خونه گفت می پی دارم گفتم یاده دختره تو پارک این حرفو زد گفت من بزرگ شدم میرم دستشویی توم مثل اون دختره برو دستشویی از اون موقع پی پی هم میگه فعلا شکر خدا راحت شدم

طبیعیه چند بار

وای دختر منم وقتی کرد تو شلوارش تازه میاد میگه😫

خیلی خداروشکر خودش خیلی همکاری کرد
واسه پیپی هم میگفتم بیا بریم نینی پیپی ها رو بفرستیم پیش مامانشون با دوستاشون بعد میرفتیم شعر میخوندیم یا حرف میزدیم پیپی میکرد دستاشو میشستم میومد بیرون با حوله خشک میکرد دستاشو

سوال های مرتبط