۱۰ پاسخ

منم بچم انقدر خاک میریخت روی زمین و بعدش میزاشت توی دهنش که گلدونامو جمع کردم😕

عزیزممم😄
کار خوبی میکنی خوبه که صبورانه برخورد می‌کنی امیدوارم منم همینقدر در برابر نینی صبور باشم😅

کجایی دختر
گمت کرده بودم

منم چند بار دادم بهش دوست دارن خیی

منم تا وقتی تو دهنش نکنه مشکلی ندارم با بریز به پاشاش😂روزی چندبار فقط خونه جارو میکنم، جای جای خونه رو آب ریخته چون میخواسته مستقل با لیوان آب بخوره و واسش ذوق داشته،

دختر منم ی گلدونم همیشه چپه میکنه فقطم همون با قاشقتی اسباب بازیش میره خاکشو خاکی میکنه بیچاره هزاربتر چپه شده موندم چ جونی داره هنوز زنده ست😄

عزیزم 😍😂
ولی خدایی دوستم شما در برابر بچه خیلی صبوری ،بهت تبریک میگم .

چه گل های زیبایی داری اون که گل داده اسمش چیه؟

بهت غبطه خوردم من خیلی عصبیم😭😔

آفرین مامانِ صبور و باهوش

سوال های مرتبط

مامان نقل و نبات مامان نقل و نبات ۲ سالگی
بذار یه اعترافی بکنم
درسته که طبیعی هست که هر وقت خونه رو مرتب میکنم چند دقیقه بعدش بچه ها همه چیز رو به هم بریزن ، اما گاهی پذیرشش برام سخت میشه!
طبیعی هست که کاری که همه توی نیم ساعت انجام میدن برای منی که بچه ی کوچیک دارم یک ساعت یا حتی یک روز طول بکشه ، اما راستش گاهی احساس تنهایی میکنم!
طبیعی هست که گاهی ظرف هارو بشورم و نیم ساعت بعدش دوباره سینک پر باشه ، اما گاهی خسته میشم!
طبیعی هست که خونه ام اون طوری که من دوست دارم تمیز نباشه و مدام سرزنش درونی داشته باشم ، اما گاهی کلافه میشم!
همون وقتایی که نه حوصله ی فکر کردن به توصیه های روانشناسی رو دارم و نه دل و دماغ فکر کردن به پیش بینی های انگیزشی که آره ۱۰ سال بعد حسرت این روزا رو میخوری و دلت تنگ میشه و از این صحبتا...
کلافه میشم ، میزنم بیرون ، یه قدمی میزنم ، یه قهوه ای میخورم ، دوستامو میبینم.
ولی اگه حالم بدتر از این حرفا بود وضو میگیرم و سراغ تراپی که برام از هر مسکنی بیشتر کار میکنه ، توی این شهر ماشینی یه پاتوق دنج دارم که توش کسی کاری به کارم نداره ، مدام صدام نمیکنن ، شلوغه ولی من نباید مرتبش کنم.
تازه صاحبش هم حالمو میفهمه و غصه هام رو کیلو کیلو ازم می‌خره ، تکیه میدم به دیوار خونش و شروع میکنم به خود شفقتی.
بدون قضاوت همه ی احساسات خودم رو می‌بینم و می پذیرم ، خودم رو بغل میگیرم و صبر میکنم آروم بشم
بعد از خدای خودم بابت نعمت بزرگ مادری تشکر میکنم و شروع میکنم به خوندن یادآوری طلایی ای که قبلاً نوشتم و گذاشتم پَرِ جا نمازم ، انگار اشکام آبی میشن روی آتیش دلم...
نفسم تازه میشه...
نشون به اون نشون که دلم پر میزنه برگردم پیش بچه ها و بغلشون کنم :)❤️‍🩹
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
چرا ی عده فکر میکنن دادن شیر مادر کار راحتیه؟من کسیم که شیر خودمو با خواست خودم به بچم دادم اما بخاطر رفلاکس لعنتی و نخوردنش تو بیداری ۸ماه با سرنگ تو بیداری بهش شیرخشک میدادم بدنش کم آب شده بود میری تو جمع باید دنبال اتاق خالی باشی تا بتونی بهش شیر بدی هزار مدل لباس شیک دارم که ی لحظه کمد رو باز کردم گفتم وای اینو نپوشیدم باز یادم میوفته آخه شیر میدم نمیشه که اینو بلند کنم همه جای بدنم معلوم میشه بیخیالش شدم خدا شده لباس خریدم چون شدید چشمو گرفته ی بار پوشیدم چون نتونستم شیر بدم اورال هامو نتونستم بپوشم تا صب هزار بار تقاضای شیر میکنه چون شیر مادر زود هضمه اما شبهایی که قبل خواب تونستم با سرنگ بهش شیر خشک بدم چن ساعت شیر نخواسته سیر بوده و از همه بدتر زخم الان سینه هامه چند روزه ترک برداشته اصلا لایه اول پوست سینم رفته کامل ترک خورده با هر بار مک زدنش زار میزنم دیشب ۲۰ بار تقاضای شیر کرده کامل بیدار شده بود باز نصف شبی بیدار شدم با سرنگ شیر خشک دادم تا خوابیده من جونمم براش میدم نفسم به نفسش بنده مادر خودخواهی نیستم اما شیردهی برای پسر من خیلی سخت بود اینو باید تجربه کنی تو جمع با سرنگ دنبالش بیوفتی و بهت بگن داره با زور بهش شیر میده بگن با زور میخواد چاق بشه بچه رو اذیت میکنه تا نکشی نمیفهمی چی میگم اگه برگردم عقب فقط،و فقط انتخابم شیرخشکه با وجوداینکه سختی شیرخشک هم میدونم چون اونم دادم به پسرم از ضدعفونی کردن و شستن شیشه شیر گرفته تا پیدا نکردن شیرخشک و مجبوری عوض کردن اما باور کنید بهتر از شیر مادره من چن ماه اول هم کلی درگیری داشتم چون شیرم کم بودولی شیرافزا میخوردم ولی بازم شکربرای وجودش