۱۸ پاسخ

بردم حرم و اخرین شیر رو اونحا دادم ،سه شب اول وقتی غرق خواب بود بطوری ک خودش نفهمه شیر دادم از خواب ک بیدار شید شیرموز دادم ،سینمو با لاک قرمزو چسب زدم گفتم اوف شده دیک نیومد سراغش ،فکر میکردم خیلیی سخت باشه ولی راحت بود بنظرم
هروقت بهانه شیر میگرفت سوره بروج رو خوندم و یدونه تخم مرغ ابپز کرذم و یع آیه هس خوندم روش دادم خورد

شب که بیدار میشه باید بزاری رو پات بخوابونی اگه گریه کرد بغلش کن راه ببر یه جوری گولش بلخره میخوابه صبور باش
آب بده بهش ک تشنگیش بزطرف شه

به سختی
واقعا به سختی
اپایل بعضی وعده هارو اب بده بهش وعده ها کم شن من هر چی امتحان کردم نشد اخرش یهویی گرفتیم قیامت به پا کرد دو سه روز شب با ماشین میرفتیم دور میزدیم میخوابید دیگه بعد چند رپز عادت کرد

سلام منم نتونستم

رژلب قرمز زدم ب سینه و یهویی کامل جدا کردم . مادرم کمکم بود خیلی سرگرمش میکرد و هی خوراکی های مختلف میخورد و خودش میگفت می می اوف اوف (میترسید از قرمزی رژ) اذیت شدیم ولی شد

من شیر صبح رو قطع کردم ولی شیر شب رو نه هنوز، هی سوره عصر بخونید من که فقط دعا میکنم خدا خودش کمکمون کنه

جمعه ی قبل بطور یهویی گرفتم و راحت شدم

من فعلا فقط تونستم از ۷ صبح تا ۲ ظهر شیر ندم امید است که کم کم کلا قطع بشه طاقت گریه هاشو ندارم

به نام خدا به سختی😂

به نام خدا
هنوز نتونستیم😂😑

من یهویی گرفتم
ی دفعه گفت میمی گفتم اوخ شده، چسب شیشه آیی هم زده بودم..
دیگه نگفت میمی
موقع خواب گفت خوب شده گفتم نه نشونش دادم یکم فیلمای خودش و دید ماساژش دادم تا خوابید، و بچه ایی که تا صبح سه چهار بار بیدار میشد
از شب دوم دقیق بین ۶تا ۷ صبح بیدار میشد گریه میکرد اما اسم میمی و نمی‌آورد
هنوز هم بعد از سه هفته گاهی گریه می‌کنه اما نه مثل اول
هنوز هم ساعت خوابش مثل قبل نشده و خوابیدنش یکم با دردسر

ببین خیلی باید صبور باشی
من رفتم خونه مادرم از ساعت ۸ صبح روز اول شیر دادم و دیگه ندادم تلخک زدم کلی خوراکی خریدم خیلی گریه کرد خیلی لج بازی کرد خیلی اذیت شدم ولی شد ببین هیچ شبی مثل ۳ شب اول سخت نیست بعدش اوکی میشه تا یک ماه بهونه هم میگیره ولی نه اونجوری که فکر کنی از سرش میوفته من حتی با اینکه تلخک زدم ولی یک بار خیلی گریه کرد دادم که یه ذره گذاشت دهنش بدش اومد ولی باز سعی میکردم نبینه اصلا که یادش بره حتی حموم اینا هم تا ۱ هفته نمیبردم خودم
ولی شدنیه من بهمن ماه دخترم از شیر گرفتم

من صبرزرد از عطاری گرفتم زدم دورشم رژلب زدم
خورد دید تلخه
بعد یه ماه هنوزم گاهی میخواد ولی دورش شلوغ بود عید گرفتمش خداروشکر خوب بود خیلی اذیت نکرد

پسر منم زیر سینه میخابید دیگ یدفعه گرفتم نصف شب بیدار میشد گریع میکرد دیگ یجوری از سرش افتاد کم کم

سلام
چسب سیاه زدم به سینم‌ نشونش میدادم میگفتم هاپو‌ جوجو کرده
به سختی میخابوندمش
هنوز بیدار میشه دنبال سینه میگرده🫤

فعلا ک نگرفتم 🤦🤦 یه بار تلاش کردم بعد چهار روز دوباره خورد

من یهویی گرفتم ...شبا بیدارمیشد میگفتم کخ خورده و کخی شده دیگ یکم گریه میکرد اب میدادم راهش میبردم میخابید دیگ ی‌مدت شبا خواب نداشتم هی بیدارمیشد نازشو میکشیدم تا میخابید
الان نزدیک دو ماهه از شیر گرفتم دیگ عادت کرده

ببین اوایل تو گهواره گذاشتمش کم کم جداش کردم حالا هم مستقل میخوابه

سوال های مرتبط