من مامانم شاغل بود
ومن به خاطر همین شاغل نشدم
چون واقعا کمبود مادرم رو تمام مراحل زندگیم حس کردم
من مامانم شاغل بود ... پرستار و شیفت شب
من خیلی آسیب دیدم، شب هایی که مریض بودم و تنها بودم. شب هایی که دلم تنگ میشد و تنها بودم و لباس های مامانم رو بو میکردم که حسش کنم.
وقتی مامانم میخواست بره سرکار تا کجاها بدون اینکه بفهمه تعقیبش میکردم چون نمیخواستم بره 😭
الان به ظاهر ادم موفقی هستم هیچ چیزی تو زندگیم کم ندارم اما همچنان از لحاظ روحی آسیب دیدم. فکر نکنید آدم لوس و ضعیفی هستم. اتفاقا از بیرون خیلی مستقل و قوی دیده میشم که برای هدف هاش تلاش میکنه و میرسه بهشون
اما من واقعا آسیب دیدم و حالم بده.
شاغل بودن ۹۰ درصد بعد مالی داره و ۱۰ درصد این فلسفی بافی هایی که از استقلال و کیفیت زندگی و ...میگن.
من الان دورکار و باردارم. مثل دوران مجردی برای کار انرژی نمیذارم. شرایط زندگیم جوری هست که نیاز مالی ندارم که مجبور باشم حتما برم سرکار. میدونم اگر خانه دار هم باشم لحظات خیلی خوب و مفیدی با بچم خواهم داشت حتی از الان برنامه ریزی میکنم که چه کارهایی با هم انجام بدیم و خانه داری اصلا برای من به معنی افسردگی و تنبلی و وابسته بودن و ... نیست
بچم به دنیا بیاد تا وقتی که خودش نگه مامان برو سرکار من بهت نیازی ندارم و از پس خودم برمیام کنارش میمونم ... حالا میخواد ۳ سالش باشه میخواد ۱۰ سالش باشه یا ۲۰ سالش باشه.
درسته ولی بچها نهایت تا 4 یا 5 سالگی میخواد که مادر کنارش مداوم باشه ولی بعدش نیاز نیست 24 ساعته باشه مادرها میتونن سالهای اول رو کنار بچه باشن و بعد از بزرگتر شدن بچه شغلشون رو ادامه بدن
شرایط زندگی ادمها باهم خیلییی متفاوته
برای همین بهتره همو قضاوت نکنیم
یکی دوسداره و میتونه بره سرکار
یکی مجبوره و باید بره سرکار
یکی هم دوسنداره یا نمیتونه بره سرکار و خونه بودنو انتخاب میکنه
توی دنیا همه مثل هم نیستیم
یا بگیریم به هم احترام بذارید
دنیارو فقط از رچزاویه ی خودمون نبینیم
اتفاقا هر کسی چنین طرز فکری داره اشتباه میکنه .من خانه دار هستم به هر جایی میزنم که بتونم کلاس ورزش برم درسمو ادامه بدم نمیتونم و از همه مهمتر استقال مالی ندارم...وقتی تصمیم دارم مثلا مهارتی یاد بگیرم برخلاف بقیه زمان طولانی تری صرف میکنم و دیرتر پیشرفت میکنم ..از اون طرف افکارم آشفته میشه و میشم به مامان افسرده...بهترین کار رو میکنید نبرید سرکار هم خدا قوت و هم اینکه افتخار کنید هم مادر هستین و هم شاغل...دعا کنید منم یه شغلی برام پیدا بشه تا بتونم به آرزوهام برسم به مادر ناجی و تلاشگر و الگو بهتر از یه خانوم خانه دار تمام وقته که صبح تا شب بچه داری میکنه ..از طرف یه مادر تمام وقت
منم شاغل هستم.ولی برنامه زندگیم رو طوری چیدم که وقتایی که نیاز بود زمان زیادی رو برای کار بذارم اصلا اجازه ندادم که بچه دار شم.اما الان که دیگه کارم رو روال افتاده و به صورت دور کاری یا نهایتا یکی دو ساعت در روز نیاز به حضور فیزیکی در کار هست گذاشتم بچه دار شدم.خیلی ها میگفتن هم کار کن هم مادر شو.ولی به نظر من کسی که مادر میشه اولویت اول زندگی ش باید بچه هاش باشه.و بچه ها خیلی به حضور مادر کنارشون احتیاج دارن.الان واقعا از برنامه ای که ریختم برا زندگیم راضی هستم.هشت سال تلاش مداوم بدون بچه.طوری که همه فکر میکردن نازا هستم😁
من به عنوان یک روانشناس حرف هاتونو قبول دارم ولی اصلا مطلقا برای زیر ۳سالگی فرزند تایید نمیشه.تا ۲ سالگی اضطراب جدایی شکل میگیره و بعد از رفع اون که تا ۳سالگی هم بعضا زمان میبره،بهتره مادر در دسترس کودکش باشه.این مراحل حساس کودکی هستند که منشا مشکلات و اختلالات آینده فرزندتون میشن.اینجاست که روانشناسان میگن ریشه در کودکی داره .انشاءالله که موفق و موید باشید.
تا ۲سالگی اضطراب جدایی هست.بعدش عزیزم خونه نشستن اشتباهه.بعد ۲سال مادر شاغل باشه خیلی هم بهتره
من به انتخاب ادم ها احترام میزارم هرکس ظرفیت روحی و توانایی متفاوتی داره ولی واقعا برام قابل درک نیست چطور یه مادر میتونه بچه شیش ماهه یا کلا زیر ۴ سال رو بسپاره مهد دست یه مربی که نمیدونی خوبه بده یا انقدر اونجا شلوغ باشه رسیدگی خوب باشه نباشه و.... من به شخصه خیالم راحت نیست اینطوری، من ارزوی معلم شدن داشتم اما بخاطر بچه هام ترجیح دادم فعلا فقط وظیفه مادریم رو انتخاب کنم
روحیه ادما باهم متفاوته، من وقتی بچه نداشتم و شاغل بودم انقدررر خسته بودم از فعالیت بیرون و حرف زدن با بقیه که میومدم خونه حوصله نداشتم حرف بزنم با شوهرم، یکی دوساعت تو خودم بودم تا ریست بشم. خونه زندگیمم بیشتر وقتا اشفته بود. الان با یه بچه کوچیک مطمئنم برم سرکار هیچ انرژی و طراوتی برام نمیمونه که بخوام با بچم بازی کنم و با شوهرم وقت بگذرونم. با اینکه خیلیی دلم میخواد دستم تو جیب خودم باشه ولی خودمو میشناسم. ادم باید با توجه به توانایی و ظرفیت خودش تصمیم بگیره
دقیقا ... کیفیت مهمتر از کمیته
اینکه هرروز ۲۴ ساعت پیش بچه ات باشی اما مدام سرش داد بزنی، دعوا کنی، حال نداشته باشی باهاش بازی کنی و همش فکر کنی بچه ات جلوی پیشرفت و استقلالتو گرفته ، بعدشم مدام تا بزرگسالیش بگی من بخاطر تو از خودم گذشتم و ... چه فایده؟
منم شاغلم ولی تا دو سالگی بچم مرخصی میگیرم.
هرچند شرایط برای خودم خیلی افتضاح میشه بعدش و کارم خیلی سخت تر میشه ولی مجبورم. چون بچه زیر دوسال قدرت درک بقا رو نداره و وقتی مادرش رو نمیبینه از نظرش مادرش مرده و دچار اضطراب میشه و تو بزرگسالیش نمود پیدا میکنه.
خب من تا دوسال پیش پرسنل کادر درمان بودم.دیدم اینطور نمیتونم اون ایده آلی که توی ذهنمه باشم برای بچم، و شاید برای خودم و زندگیم! پس استعفا دادم و الان توی خونه یه استودیو شخصی دارم🥰 من تدوین گر هستم و استودیو من دقیقا کنار اتاق پسرمه.هم کنار بچمم هم پول درمیارم.به نظرم ایده آل ترین حالت برای من این بود.
موافقم منم شاغلم و افتخارمیکنم که مستقلم ودخترم هم دراینده مث خودم باشه
به نظر من تو این زمینه نمیشه یه نسخه کلی برای همه پیچید چون شرایط زندگی ها فرق میکنه باهم
ولی چیزی ک از شما در پاسخ دوستان متوجه شدم کلا تو گارد هستید با افراد مخالفتون
عزیزم من خودم شاغلم و پسرم از ۱ سالگی گذاشتم مهد ولی همکار دارم ک بخاطر شرایط زندگیش مجبور شد دیگه سرکار نیاد
به هرحال گلم همونطور که از نظر موافق استقبال میکنی از نظرات مخالف هم پذیرا باش
من شما رو نمیشیناسم ولی از طرز جواب دادنتون حس کردم تهاجمی و با دعوا و عصبی برخورد میکنید
البته ممکنه بخاطر شاغل بودنتون تحملتون کم شده باشه
موفق باشی
شوهرم مامانش معلمه از اینکه خانم کار کنه متنفره ۱ سال رفتم سرکار حال خونمون اصلا خوب نبود چون عقیده شوهرم اینه زن نباید خسته بشه
منی که سالها کار کردم اگر بمونم همش توی خونه روانم بهم میریزه.بچه نیاز به مادر سالم داره.تراپیستم میگه کیفیت مهمه نه کمیت
لطفا باعث ترویج فکر اشتباه نباشید
مگر خانم هایی که شاغل نیستند استقلال فکری و شخصیتی و هویتی ندارن؟!!!
من خودم مادرم شاغل بوده ولی اگر زمان بیشتری در کنارم بود خیلی شرایط برام فرق داشت
چرا باعث میشید که دید جامعه به سمتی بره که همه بار زندگی روی دوش زن باشه
مثل خانه داری بچه داری آشپزی پول درآوردن و...
پس مردها چیکارن؟!!!!
دقیقا اونی که دیس لایک کرده روح این حرف شما رو درک نکرده
شغل معلمی برای مادرشدن خیلی خوبه نیمه وقته اگر دبیرستانی باشه معلم هر روز کلاس نداره و تعطیلی زیادی داره... شغل با شغل فرق داره بقیه کارمندا تا ساعت 5 سرکارن تا برسن خونه نزدیک 7 شده تو تهران.. به عنوان یک مادر نمیتونم تایم حدود 12 10 ساعت از بچم دور باشم
منم مامانم شاغل بود و همیشه با من و خواهرم دوست و همراه بود و منم خیلی درس های خوبی ازش یاد گرفتم که تو زندگی برام به درد میخوره الانم بهترین رفیق من و خواهرم مادرم هست منم معلم هستم و اصلا از اینکه شاغلم ناراحت و پشیمون نیستم دخترم هم از اول با مامانم عادت دادم و باهاش صبح ها که سر کار باشم بهش خیلی خوش میگذره الانم که آنلاین هستیم خیلی اوقات تنها میره خونه مامانم میگم دلم براش تنگ شده خدا رو شکر همسر منم مهربون و همراه هست و تو خیلی از مسئولیت های بچه کنارم پا به پا میاد خودم هم وقتی سر کار برم اخلاقم تو خونه بهتره انرژیم بهتره همسرم میگه یه سره پیش بچه هستی بهت بیشتر انگار فشار میاد سرکار رفتنی ذهنت کمی استراحت میکنه
اینجا مادران خونه دار فکر میکنن خیلی مادر بهتری هستن و مادری که شاغله برای بچش کم میذاره،باید بگم ۲۴ساعت کنار یه مادر عصبی بودن به مراتب برای بچه ضررش بیشتره و هر مادر شاغلی بچه رو تک و تنها توی شرایط نامناسب رها نمیکنه و فکرشو کرده که بچه پیش چه کسی آرامش بیشتری داره..شما خونه داری باش و لذت ببر بقیه رو قضاوت نکن
منم ب عنوان کسی ک هر دوتارو امتحان کردم باید بگم واقعا مادر شاغل بودن خیلی سخته ولی خیلی حال ادم بهتره اینکه ۲۴ساعت پیش بچه باشی واقعا وحشتناکه من دیگه رسما خل و چل شدم لحظه شماری میکنم بچم بزرگ بشه برم سر کار
منم شاغلم،دخترم از نه ماهی پیش پرستاره ولی خیلی مستقل هست
اصلا و ابدا حرفتونو قبول ندارم....منم مادرم شاغل بود و همیشه عذاب میکشیدم بخاطر نبودن های مادرم...همیشه حسرت بچه هایی رو میخوردم که الان از مدرسه میرن خونه مامانشون خونه است ناهارشون حاضره ولی من باید خودم تنها میرفتم خونه و تنهایی ناهار میخوردم متنفر بودم از خونه...من به شدت آسیب دیدم به طوری که تو بزرگسالی به قدری وابسته مادرم بودم که یه شب نمیتونستم ازش جدابشم استرس میگرفتم و حالم بد میشد چندین جلسه مشاوره رفتم تا تونستم ازدواج کنم و جدایی از مامانمو تحمل کنم....و خیییییلی از آسیب های دیگه.....
از من به شما نصیحت اگر مادرید توروخدا به هیچ عنوان شاغل نشید اون طفل معصوم خیلی آسیب میبینه خیلی گناه داره💔🥲
منم شاغلم شغلم جوری نیست به بچم آسیب بزنه با شوهرم کارگاه داریم تو حیاط خونه بچمم که صبح مهده من صبح میرم تو کارگاه بقیه تایم روز در اختیار بچمم
خب جوری زندگی تون تنظیم کنید که به همه چیز برسید و هیچ کمبودی نباشه منم شاغلم و هم به زندگیم میرسم هم به کارم هم به بازی و سر گرمی بچه ها
منم شاغلم و از اینکه مسئولیت بچه و زندگی و شاغل بودن همه باهم دارم ناراحت نیستم
من در کنار مسایل مالی یاد گرفتم برای لحظه لحظه زندگیم برنامه ریزی کنم هیچ وقت بیخود ندارم
برای دخترم وقت میزارم بازی میکنیم
و فک نمیکنم کمبودی براش بزارم
البته همراهی همسرمم خیلی کمک حالم بود
همه اينايي كه ميگن ما پيش بچمون ميمونيم اسيب ميبينه بعدا بچه بزرگ شه ميخوان منت بزارن هركس راه زندگيشو خودش بهتر پيدا ميكنه و ميدونه چي بهتره واسش والله مادراي شاغل وقت ندارن فضولي كسي رو بكنن ولي امان از مادراي بيكار كه اون حس پوچيشونو با قضاوت بقبه ميگذرونن
خیییییلی متن قشنگی نوشتی واقعا حالمو خوب کرد. فس فس اینجا دراز کشیده بودم الان پاشم کارامو کنم فقط فقط فقط در گذراز این متن زیبا
عجب رونای زیبایی
عجب اندام زیبایی
منم جای همسرت بودم همیشه همراهت بودم😂😂😍♥❤
مادرمنم شاغل بود من هیچوقت نگفتم ای کاش خانه دار بودی ولی ازاین ناراحتم هیچوقت خستگیشو درک نکردم...الان که خودم هم شاغلم هم بچه دارم میگم ای کاش قدرشو بیشتر میدونستم و ببشتر درکش میکردم
با عرض معذرت من مخالفم
مامان منم شاغل بود و من کاملا کمبود مادر رو حس میکردم با اینکه با بچه های دوروبرم بازی میکردم با اینکه کلی زن مهربون دورم بودن ک بهم رسیدگی میکردن. ولی من آرزوم این بود وقتی از خواب بیدار میشم مامانم ببینم. ولی به مرور زمان به نبودنش عادت کردم و بین ما خیلی فاصله افتاد جوری که من حرفای دلمو بهش نمیتونستم بگم و خیلی برام گرون تموم شد ....
من نمیدونم اینجا این انجمن واسه اینه ک حال همدیگه رو بهتر کنیم یا بدتر بهم استرس بدیم خانمهایی ک مثل من شاغل هستن بالاخره ب هر دلیلی انتخابشون بوده وخیلی ها کارشون رو دوست دارن اینجا قرار از تجربیات بگیم و بهم روحیه بدیم
یعنی چی ی سری همش تو دل بقیه رو خالی میکنن مامانایی ک خانه دار هم هستن این وسط صحبت میکنن
این انجمن واسه انتقال تجارب و ایجاد حس مثبت هست نه القای حس بد
خود مادری ک میره سرکار کل ذهن و روحش رو میذاره پیش بچه ومیره خودش خوب بود بچه اش رو هم از همه بهتر میدونه ولی تو جامعه ای ک هر روز همه چیز قیمتش صد برابر میشه منی ک ب حقوقم نیاز ندارم هم تصمیمم ادامه کارم هست خیلی هامون برای کارمون کلی زحمت کشیدیم استخدام شدیم اتفاقا ب نظر من مادر شاغل ب نسبت مادر خانه دار لطف بیشتری و از خود گذشتگی بیشتری نشون میده واسه بچه اش
ی سری ها کلا بلدن منفی بافی کنن واقعا رومخن
فکر کن اگه همه زن ها میگفتن باید بچه بزرگ کنیم سر کار نریم چی میشد عین صد سال پیش هویت زن فقط یه کلفت میشد که برنیاه اومده تا بچه بزرگ کنه شما زنای شاغل باعث افتخار آبرو ما غیر شاغل ها هستین برا اینکه به زن ديدگاه تو خونه نشینی کار خونه نداشته باشن زنا باید یاد بگیرن بارداری پریود زايمان بچه بخشی از هویت ماست و این نباید مانع درس خوند کار بشه
سه هفتس از بس به این موضوع فک کردم مخم رد داده😮💨بعد۶ سال به سرم زده کنکور بدم (علاقه شدید دارم به کادر درمان) باز همش میگم پسرمو چیکارکنم😭(اگه قبول شم و بخام برم دانشگاه میشه سه سال ونیم) تو یه شهر غریبم کسی هم نیست به جز جاریم که همسایمونه. (احتمال اینکه بریم پیش خانواده هامون هم هست ولی نه الان، شاید چند سال دیگه)
فکرم درگیره پسرمه،میگم نکنه اذیت بشه، بخاد بره مدرسه من نیستم راهیش کنم و کلی مشکلات دیگه...🥺
نمدونم چیکار کنم واقعا،حتی کتابم خریدم ولی همچنان دودلم
باخودم میگم،وقتی به سن سی چهل اینا رسیدم و بچه از ابو گل در اومد دیگ به من نیاز نداشت،،اونجا حتما پشیمون میشم از اینکه خونه داریو انتخاب کردم ولی خب الان هم میترسم پسرمو تنها بزارم.
اصلا قبول ندارم به عنوان کسیکه مادر شاغل داشتم تا همین امروز کمبود نبود مادرم رو همیشه حس کردم و به خودم و بچم احترام گذاشتم و شغل مادر کامل بودن رو انتخاب کردم
شغل با شغل فرق داره مادر معلم با مادر کارمند بسیار متفاوت معلمی یه شغل تقریبا نیمه وقت اما کارمندی تمام وقت برای همین تجربه ما آدم ها هم متفاوت از این موضوع
منم شاغلم البته اداری نه ، مربی ورزش هستم
خیلیا میگن تا دوسال بچه باید کنار مادر باشه تا کمبودی احساس نکنه درسته،همسرمم همینو میگه
ولی من کلا از روز اول عقیده نداشتم و ندارم که بزارم دخترمو جایی خوشمم نمیاد حتی وقتی سنش بیشتر بشه حالا حساسیته یا هرچی نمیدونم شایدم تجربه ایه که توی اطرافیان دیدم،خلاصش کنم تاهمین امروز دخترمو با خودم همه جا بردم و خداروشکر تاالان پشیمون نشدم 😍
کلی ام کیف میکنه
و واقعا دوستدارم در اینده مستقل باشه و بتونه خودش گلیمشو از اب بکشه بیرون
💖💖💖💖
آفرین این درسته،
منم شاغلم ولی اصلا حوصله ندارم با بچم بازی کنم عذاب وجدان دارم خیلی اذیتم میکنه بخدا فشار زندگی اعصاب نذاشته برام
من لیسانس مشاوره دارم و به زبان انگلیسی و آلمانی مسلطم اگه بخوام همین فردا میتونم استخدام بشم ولی تصمیم گرفتم خودم بچمو بزرگ کنم از لحظه به لحظه بزرگ شدنش لذت ببرم بهش انقد محبت کنم که باهام صمیمی باشه.....از زندگی شتابزده بدم میاد
آفرین بهت مامان مستقل و آزاد خوشبحال بچه ای که تو خونتون زندگی میکنه و بزرگ میشه قطعا میتونی چیزای خیلی خوبی رو از زندگی یادش بدی❤️❤️
هر کامنتی خوندم یکم قلبم درد گرفت
کاش کسی رو قضاوت نکنیم
ینفر مجبوره سرکار بره و ینفر دیگه مجبوره خانه دار باشه
چرا به کسی مجبوره حس بد بدیم؟
منم مادرم شاغل بود هنوزم هست بستگی به شغل هم داره مثلا مامان من تا ۸ شب سرکار بود ماموریت میرفت و کلی از وقتش از من دور بود الان خودم انتخاب کردم خونه باشم ولی چون عادت دارم به استقلال مالی تو خونه کار میکنم و راضیم
همسر من نظامیه
خونه و ماشین و معیشت زندگیمونم خوبه ، مشکل مالی نداریم
دخترم ۳ سال رو تموم کرد
من تو شهری با ۴ ساعت فاصله مسافت با خانواده ام هستم یه جورایی همیشه تنهایی از پس کارام اومدم
متاسفانه همسرمم ۵ روز ۵ روز شیفته !!
شبا رو با دخترم تنها میمونم
گاهی وقتا از حجم تنهایی کم میارم
گاهی وقتا تحمل نق نقای دخترم واسم سخت میشه
دانشجوی روانشناسی بالینی هم هستم
از اول آرزوم بود یا دبیر روانشناس شم یا تو ی مرکزی استخدام شم ب عنوان مشاور
من ۴ سال دوره تحصیلی رو تا لیسانس ب سختی گذروندم ، ولی همیشه دلم میخواد ک کارمند باشم تو خونه موندن رو دوس ندارم
بچمم ۴ سال دائم کنار خودم بوده دیگ وقتشه ک هویتشو دست بگیره
وارد اجتماع بشه
دوس دارم کارمند باشم یه مادر قوی و با اعتماد ب نفس بسیار بالا و موفق ، الانم اعتماد بنفسم بالاست ولی رازی نیستم!
دلم میخواد الگوی دخترم باشم دلم میخواد قوی و پرقدرت پرو بال کشیدنش رو ببینم
تا اون زحمت کشیدن منو نبینه ، زحمت کشیدن وتلاش برا آینده و اهدافش رو یاد نمیگیره
مهم کیفیت باهم بودنه نه کمیت
اینکه کل رور خونه با بچم باشم ولی حوصلشوَ نداشته باشم کسل و بی انرژی باشم خیلی بده
ولی فک میکنم تو روز ۷،۸ ساعت با بچم باشم چون ندیده بودمش و دلتنگش شدم ، باهاش بهتر رفتار میکنم
ب هر حال امیدوارم ک تمام مادران جهان دلشون پراز امید و عشق باشه♡♡
کاملا با حرفت موافقم. من موقعی ک بچم نه ماهش شده بودمیخاسم استعفابدم دیگه نرم کار.ی خواهرشوهر دارم میگفت من دانشگاه میرفتم ک باردارشدم. از همه چی گذشتم. درس و دانشگاه رو گذاشتم کنار گفتم فقط میچسبم ب بچه.حالا دخترم بزرگ شده برگشته مستقیم بهم گفته خب چرا درستوادامه ندادی ک الان شاغل باشی و خانه دار نباشی؟مگ تو سرکار میرفتی من بزرگ نمیشدم؟؟؟
خواهرشوهرم میگه الان انقد پشیمونم ک ادامه ندادم. خلاصه کلی باهام حرف زد ک کارتو ادامه بده و اشتباه منو نکن و اینا. خدا خیرش بده منم ادامه دادم و الان ک بچم دوسال و نیمشه خیلی از این انتخاب و تصمیمم راضی و خوشحالم. و بنظرم برای هر آدمی هیچکس نباید مهمتر از خودش باشه حتی اگ بچش باشه.چون اون بچه یروز بزرگ میشه و میره و ته تهش خودت برا خودت می مونی و بس!!
بعدشم اگه تایم بعد از کارت رو ک دیگه خونه هستی کامل بزاری برا بچه و کیفیت رابطتون رو بالا ببری خیلی بیشتر روی سلامت روان بچه تاثیر داره تا صبح تا شب پیشش باشی و بقول معروف، صدت رو براش نزاری.
من خودم روزایی ک از کار میام خونه خیلی بیشتر رغبت و انرژی دارم ک باهاش بازی کنم تا وقتایی ک از صبح خونم
عزیزم همه ی حرف هات درسته اما دید آدم ها با هم فرق داره من خودم مدرک دانشگاهیم حسابداری بود کارم هم مرتبط با رشته م بود حسابدار بودم و عاشقش هم بودم ۱۰سال هم سابقه کار داشتم و جایگاه خوبی داشتم بعد به دنیا اومدن بچه م ۴ماه سر کار رفتم اما بعدش استفا دادم چون دلم نمی خواست بچه م مهد باشه یا پیش پرستار مامانم سنش بالاست نمی تونست نگهش داره الانم خیلی وقت ها دلم برای شرایط قبلیم تنگ میشه و تو خونه بودن رو دوست ندارم اما به خاطر بچه م تحمل می کنم اما اگه مامانم می تونست نگهش داره استعفا نمی دادم
خب خداروشکر دیدم خودتون هم در جواب یکی از مامان ها حواب خودتون دادید که( آدم ها با هم فرق دارن)
پس نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید
من بچه بودم از اینکه یک ثانیه هم خونمون بدون مامانم باشه متنفر بودم هنوزم همینم
اگر رفتم خونه بابام ولی مامانم نباشه خیلی اذیت میشم
طرز فکرتون رو قبول دارم من هم مادرم شاغل بود و من هم همین راه رو میرم اما سعی میکنم خیلی بیشتر برای دخترم وقت بذارم تا تنهایی که خودم حس کردم رو تجربه نکنه
من مامانم شاغله هنوزم و شاید توی سن کم همش میگفتم دوس دارم بیشتر با مامانم باشم ولی از یه سنی به بعد خیلی حس خوب و غرور داشتم که مادرم شاغله و هیچوقت به خانه دار بودن فکر کنم
مامان من شاغل نبود ولی خانه دار و مادر خوبی هم نبود 😅 هروقت با بابام بحثش میشد میگفت تو و بچه هاتو میذارم و میرم . گاهی فکر میکنم کاش شاغل بود کمتر میدیدمش و من الان کمتر زخم داشتم 🥲
من مامانم پرستار بود
درسته اگه هزار بار به دنیا بیام همین مادر و با همین شغل انتخاب میکنم با همین زندگی
اما تو زندگیم خیلی با استرس و اضطراب و ترس دارم مبارزه میکنم همه زندگیم کنترل اینا بود
البته بچه با بچه فرق میکنه
یکی عمیق تره یکی اولویتش فرق میکنه
برا همین تو این سن وقتی جایی میرم بوی غذا میاد تو خونه یاد بچگیم میفتم که تا مامانم یا بابام بیاد باید صبر میکردیم و بوی غذای تازه نبود
هر چند موقعیت شغلی مادرم خیلی برامون در بزرگسالی خوب بود
و اعتبار داشت
و میگم عاشقشونم
اما گاهی میگم نکنه همه این ترسا ریشه در کودکیم داشته
الان خودم شاغلم و میخام پرستار بگیرم
اما تو خونه ام شغلم داخل خونه است و میتونم بچه رو ببینم کنار پرستار
من شاغلم و واقعا به حقوق کارمندیم برای فرزندم نیاز دارم چون خودم مادر خانهدار بود خیلی وقتها چیزی میخواستیم که واجب نبود و شرایط پدر برای خریدن نبود
از همون موقع فکر میکردم اگه مادرم شاغل بود من می تونستم فلان وسیله را بخرم ، برای همین الان هم خودم حقوق میگیریم یه بخشی کامل برای پسرم هست
البته من تا دو سالگی پسرم سرکار نرفتم و بعد از اون دوباره شروع کردم ولی خب قبول دارم شاغل بودن و مادر با حوصله ای تو خونه بودن سخته
قطعا بچه تا سه سالگی نیاز ب مادر داره چون بیشک بعدها این کمبود خودشو نمایان میکنه. کاش طوری بود مهد هم نزدیک محل کار بود و هم شرایط برای مادران شاغل راحتتر بود. بنده بخاطر دخترم ۴ساله کارمو گذاشتم کنارم مهندس هستم بهترین کارخونه حقوق...همسرمم مدیر شرکت، تا هفت شب نیست ،مهد بزارم کی بیارش پیش کی باشه که من پنج عصر برسم!!!!کل روز بدون پدر مادر مگ میشه!!!!! مگر معلمی ک کلا بااحترام تعطیلن مجازین.... نه ما مهندسا
من اگه دست خودم بود ترجیح می دادم تا دو سالگی دخترم خونه بمونم که هم من راحت باشم هم دخترم اذیت نشه
ولی چه کار کنم جبر زمانه ست که باید برم سرکار
ولی درکل دیگه بعد از بچه دار شدن نمیتونم در حال حاضر بگم شاغل بودن رو دوست دارم یا نه
کلا همه چی برام فرق کرده اصلا اصلا آدم یکسال پیش نیستم
بنظرم من واقعا به خود خانوم وروحیاتش بستگی داره.من خودم یه تایمی که شاغل بودم واقعا ازلحاظ جسمی خستگیم خییییلی بیشتر بود ولی از لحاظ روحی واعصاب واقعا خییییلی آرومتر بودم وبیشتر واسه بچه ها وقت میزاشتم.حتی همسرم واطرافیان میگن تو وقتی شاغلی خیلی اخلاقت بهتره واعصابت آرومتره
مامان منم معلم بود و خودم کارمندم
عوضش بهترین زندگی رو دارن بچه هام. هرچی بخوان میخرم واسشون.
عصرها هم باهم وقت میگذرونیم.
شوهرمم خیلی کارهای خونه رو خودش انجام میده.
پرستار بچه هم تو نگهداری بچه ها و تمیزکاری کمک هست
من هم از آخرین سال دانشجویی شاغل بودم حتی بعد ازدواج دو تا موسسه متفاوت کار کردم ولی جوری زندگیمو برنامه ریزی میکردم که به کارا خونه ام برسم
فک میکردم تو دوران بارداری هم بتونم کارکنم ولی متاسفانه ویارها شدید اجازه نداد
نه بیرون از خونه نه کار خونه
من که کل زندگیم سرم گرم کار بود
الان هفت ماه افسردگی بیکاری دارم
حتی بعدشم هم که دنیا بیاد حداقل تا دو سال چجوری بچه و بسپارم به کسی
من هم شاغلم تصمیم دارم بعد از مرخصی زایمان هم برگردم سرکار
به نظرم ادمی نیستم که بتونه خانه دار باشه از ۲۰ سالگی کار کردم
ولی شاید یه خانمی خانه دار بودن حالس بهتر باشه بچه داری تمام وقت رو ترجیح بده
من حس میکنم اگه خانهدار بشم رشدم متوقف میشه شاید یه نفر برعکس باشه
کسی بوده طبیعی باردار بشه بعد سقط کنه
بعد دوباره بدون مشکلی حامله بشه؟
من خیلی استرس دارم خیلی
عجب پستی شده!چقدر کامنتای متفاوت میبینیم،این نشون میده شرایط زندگی هرکسی فرق میکنه، جوری که بزرگ شده ،جوری که تربیت شده،شرایطی که الان داره،پس زیاد رو حرف روانشناسا زندگی رو نچرخونید ببینید چی براتون بهتره همونو بچسپید،نسخه ای که واسه من خوبه ممکنه واسه یکی دیگه ضرر داشته باشه
خودم دوتا بچه دارم تا ۴ سالگی و دوسالگی شون کنارشون تمام وقت بودم .بعد خوندم ارشد بهترین دانشگاه تهران قبول شدم همون سال هم آزمون وکالت و هم قضاوت قبول شدم.
اینارو گفتم بگم بچه داری مانع هیچی نیست یکم رسیدن شاید سخت باشه ولی نشدن نداره.
ولی کاملا موافقم ک کنار بچه ها تا دوسالگی باید باشیم تا اون حس امنیت و آرامششون کامل بشه.
خدا قوت ب همه مامانای خانه دار و شاغل .
من خودم شاغلم ، ولی هرچی هم کتاب روانشناسی خوندم تاکید کردن که بچه تا 18 ماهگی نباید دور باشه از مادر
موافقم عزیزم خدا قوت
همش بستگی داره به مدیریت کردن مادر شاغل همسر من مادرش شاغل بوده همسرم میگه حسرت اینکه یکروز از مدرسه بیام و ناهار داشته باشیم رو دلم مونده بود تو بچگی یا اینکه صبح پاشم صبونه ای باشه بخورم
چقدر عمیقا منم دلم میخواد وقتی بچم یکسال یا دو سالش شد دوباره شاغل بشم خیلی سخته مدیریت زندگی و شغل و بچه، من قبلا شاغل بودم ولی بچه نداشتیم بازم واقعا خسته میشدم، اما بقول دوستمون مادر هدفمند یه چیز دیگس ای کاش روزی بیام این پیاممو اینجا بخونم که هم بچم سالم و سلامت در حال رشد باشه هم مامانیش به شغل دلخواهش ادامه داده باشه❤️🥹
قبول دارم حرفتو
بنظرم آدم باید توازن ایجاد کنه بین مسئولیت هاش. خودم شاغلم
من الان ۳ ماهه باردارم با خودم فکرمیکنم وقتی بچه دومم بدنیا اومد نباید تمام وقتمو واسه دومی بزارم یه وقتایی که اون خوابه یا اگر تونستم به دیگری بسپرم، بتونم به دخترم برسم و باهاش بازی کنم
منم شاغل بودم ۷ سال تو یه شرکت معروف تهران . ۷سال خاکشو خوردم سختیشو کشیدم از کارمند شدم کاردان. شدم کارشناس و شدم مسئول
رفتم مرخصی بارداری و جقدددررر تاکید میکردم ک نکنه کسی رو بیارید جام من حتما برمیگردم. و خدایی مدیر. و همکارای خوبی داشتم.
و تصمیمم این بود بچم ۹ماهش شد برگردم سرکارم. با اینکه ساعت کاریش از ۷صبح تا ۶ عصر بود. ولی کارمو دوست داشتم.
ولی تو مرخصی زایمان فهمیدم دوباره حامله ام😐 وقتی پسرم ۶ماهش بود.😐
دیگه نرفتم سرکار
واقعا نه روحیم نه جسمم نه اعصابم نمیکشید با یه بچه ۹ ماهه و یه شکم حامله از ۷ صبح تا ۶عصر برم سرکار.
هنوز ک هنوزه تو فکر کارمم و دلتنگشم🥲
بعد از ۵ سال هنوز مدیر و همکارام میگن برگردن .جات خالیه.
ولی من هنوزم نمیتونم با بچه ۴سال و ۳سال برم سرکار🥲کسی نیست نگهشون داره.
از مهدم سوال کردم واسه هرکدوم ماهی ۲۰ میگیرن حداقل. ک دوتاشون میشه ۴۰ تومن!!
مگه چقدر حقوق میدن ک ۴۰ تومن بدم مهد🥲
و این شد ک شغلِ مادری تام رو انتخاب کردم.
و راضی ام خداروشکر. از نظر تمام اطرافیانم دوستان همسایه ها فامیل همههه، یه مادر موفقم ک تو تربیتشون موفق بودم. بچه هام همه چیشون رو اصول پیش رفته و بموقع. خانه داری و کیک و شیرینی پذیم زبون زده. نمیخوام تعریف کنم میخوام بگم اگ نشد برم سرکار تو زن خانه دار بودن بهترینِ خودمم
و همچنین تو مادر بودن. اینو خیلیااااا بهم گفتن همیشه و هرجا .
ولی خدا قوت به مامانای شاغل
شما کارتون خیلی سختتره
من خیلی دوست دارم شاغل باشم اما فعلا نمیتونم از یطرف واقعا نمیخوام بچم تنها باشه چون مادر خودم شاغل بوده و خودم اصلا راضی نبودم تو کودکی با اینک مادرم زمانی ک بود همه چی عالی بود و جبران میکرد
کاش کشورمون وضع بهتری داشت تا مجبور به کار کردن نبودیم
واقع👌 منم مادرم شاغل بود از من یک دختر قوی و پرتلاش ساخت نه یک دختر ناز نازی و بی حال و تنبل
منم مامان شاغلم و مرخصیم تو یکسالگی شهراد جانم تمام میشه و باید بسپارمش چند ساعتیو دست مادرم،میخوام کم کم عادتش بدم از یکساعت و دوساعت موندن،اگه سرپرستی که کنارش میمونه مثل شما دوسش داشته باشه و خوب بهش برسه اشکال نداره ولی دروغ ندارم بگم که ترجیح میدادم کنار بچم بمونم ولی چاره ای نیست چون هم مخارج بالاست و هم من دیگه نمیتونم استقلال مالیمو رها کنم😕مامانمم با اینکه فعلا دل نداده ولی باید دل بده🤣
من مادرم خانه دار بود ترجیع میدادم کارمند میبود چون یه چیزای دیگه ای مهم تراز حضور فیزیکی تو زندگی ادم مهمه من کاملا حرف این دوستمون رو قبول دارم حضور فیزیکی که مدادم کلافه باشی و اعصاب و اشتیاق نداشته باشی بی فایده هست و بیشتر به بچه ضربه میزنه
لباس نوزادی داریم از ۱۰۰تومن باورت میشه ؟
کلی ست های بلوز شلوار فقط۳۰۰/۴۰۰تومن😳😮
چون ما خودمون تولیدی لباس داریم😉
یه کانال پر از لباسای قرطی و جینگول برای سایز صفر تا۶ سال
ارسال فوری به سراسر کشور✅️
ادرس کانال پیامرسان بله:
@hanakidss
ثبت سفارش در پیامرسان بله:
@hanaakids
تماس:
۰۹۱۰۲۷۷۵۴۳۵
کانال و تازه تشکیل دادیم قبل از این فروشمون حضوری بوده🌷
یه شرکت پخش کوچیک لوازم یدکی دارم
مندوقلو دارم فردای یک سالگی شون میرم سرکار جای دولتی هست تعطیلی زیاد دارممرخصی هست نهایت تا ۱۲ ظهر خونه هستم .همسرم هم دو روز خونه هست به روز سرکار .ولی خیلی نگرانم که چی میشه؟به نظرتون سخت میشه وقتی یه سالشون بشه؟
اتفاقا من چون مامانم معلم بود هیچ وقت نخواستم شاغل باشم
شاغل بودن مادر تا زمانی به بچه آسیب نمیزنه که ساعت کاریش کمتر و البته مادر قویتر باشه بعد سرکار پر انرژی باشه همسر همراهی داشته باشه که تو خونه کمک حال باشه مادری باشه که گاهی برا بچش مادری کنه
مادری که ۶صبح تا ۶عصر سرکار باشه بعدشم که میاد خسته و عصبی با بدو بدو یکم کارای خونه رو انجام بده همسرش کمک حال نباشه قطعا بچش آسیب میبینه و اذیت میشه، منم شاغلم اما فقط تایم صبح تا ظهر بعدش پر انرژی پای زندگیمم همسرم و مادرمم کمک حال هستن تو فامیل مقایسه میکنم بچه من خیلی آرامش بیشتری داره تا اونهایی که مادرشون حتی خانه دارن و مدام خونن
مثلا یکی از فامیلا خانه داره و تنبل مدام غذا ندارن خونه نامرتب و... من بخاطر کارم همیشه غذام براهه خونه مرتب و اوقات بیکاری هم وقتم رو برا دخترم میزارم
موافقم
آفرین بهت عالی بود
خیلیا قدرت درکشو ندارن
من مادرم شاغل بود و اگه از ۵ سالگی تو خونه تنها بودم هنوزم اسیبای ک دیدم تو زندگی الانمه و به شدت اسیب دیدم الان بخاطر تحت درمانم اصلا الان حاضر نیستم نورا اسیبایی ک من دیدم رو ببینه بت نظرتون کاملا مخالفم بعدا میفهمید که چقدر کودکتون اسیب دیده مهم این نیست ک هنوز سرپایید منم هنوز زنده ام ولی زندگی نمیکنم
اره ولی بنظرم تا ۴ سالگی باید همیشه پیشش بود و یادش داد زندگی رو.
کاش من اونقدری تامین بودم واقعا بخاطر چندرغاز این چند وقت سرکار نمیرفتم ،😐😬از ۷ ماهگی پسرم برگشتم سرکارم
نظرات همه برام قابل ارزشه
هر کسی ی نظری داره
من دقیقا شرایط شما رو دارم منم شاغلم و حستونو کاملا درک میکنم
و خداروشک ک خانواده هامون پشتمونن
دقیقا منم مامانم مثل مامان شما شاغل بود و معلمم بود. من تا ۳ سالگی صبحا پیش مامان بزرگم بودم. بعدش رفتم مهد. و وقتایی هم که مهد نمیرفتم خونه تنها بودم و مشکلیم نداشتم. حتی بهم خیلی خوش میگذشت. از همون بچگی مامانم منو مستقل بار اورد. کلا همه کارامو خودم می کردم. اون موقع می گفتم چرا بقیه مامانا به بچه هاشون مثلا املا میگن ولی مامان من نمیگه؟ ولی بعد ها دیدم چقدر خوبه روی پای خودم وایسادم. شاید اگه اینجوری نبود من الان توی این موقعیتم نبودم. شاید این شغلو نداشتم. شاید این چیزایی ک الان بلدمو بلد نبودم. حتی زمانی که مادرم و پدرم از هم جدا شدن من و مامانم خریدای خونه رو نصف می کردیم. یه بچه ۱۴ ساله بودم ک میرفتم بیرون خریدای خونه رو می کردم. ولی الان میبینم بعضی از دوستام هستن هنوزم که هنوزه مثلا بلد نیستن برن نون بگیرن من تعجب می کنم. اون وقت ها همه هی پشت سرم حرف میزدن می گفتن مگه میشه بچه طلاق باشی و به جایی برسی. تازه مامانشم همش سره کاره و اصلا بهش نمیرسه پس به هیچ جا نمیرسه. ولی من بهشون ثابت کردم ک از همشون بهترم. خیلی اذیت شدم تا به اینجا برسم ولی الان در آرامشم ک توی این موقعیتم
در کل الان الان زندگیمو دوست دارم و واقعا ممنونم از مامانم ک منو یه دختر مستقل بار اورده ک همه کاراشو از همون ۳ یا ۴ سالگی خودش می کرد و میکنه. و بچمم به دنیا بیاد حتما همینجوری مثل خودم بار میارمش.
والا می بینی بچه های مادران شاغل خیلی هاشون حتی بهتر تربیت شدن نسبت به مادران خانه دار. البته نه هر شغلی. بعضی شغل ها واقعا بچه ها رو اذیت میکنن. مثلا مادری که جراحه صبح میره شب دیر وقت میاد که البته اونم میشه خودشون تنظیم کنن کارشون رو کمتر کنن و از درآمد بیشتر صرف نظر کنن
منم مامانم شاغل بود،بی نهایت اذیت شدم ولی نه به خاطر شاغل بودنش به خاطر خیلی مسائل دیگه که نتونست مدیریت کنه به نظرم،ولی اینکه مستقل بودن رو به ما یاد داد و باعث شد نسبت به هم سن و سال هامون توانایی خیلی کار هارو داشته باشیم و خیلی امکانات مالی که بقیه بچه ها نداشتن ما داشتیم،اینها برام ارزشمند بوده،و امروز برای شخص خودم شاغل بودن رو انتخاب کردم ولی به شرطی که بار کار خودم رو دوش بچه ها نندازم.توانایی و استقلال مالی یه مادر قدرت خوبی به خودش و بچه هاش میده.اگر هم کسی انتخابش خانه داری و بچه داری هست در مقایسه با من به نظرم فداکار تره که از خواسته های خودش هم میگذره
من شاغلم مهرسا هم ار۶ماهگی گذاشتم پیش پرستار وخیلی خوشحالم ازاینکارم چون قبل ازدواجم وبعدازدواجم شاغل بودم وعستم
حرف حساااب🩷🩷🩷🩷🩷
بستگی داره چه شغلی باشه عزیزم
مادر شما معلم بودن و فقط صبح تا ظهر پیشتون نبودن تابستان ها هم که تعطیل بودن
ولی مادر من پرستار بودن خیلی وقت ها شیفت شب بودن عید ها گاهی نبودن و واقعا دوران کودکی برای من سخت گذشت
اگر شغل جوری باشه که به زندگی و بچه آسیب نزنه چه ایرادی داره من الان خودمم شغلم به صورت دورکاری هست و میخوام ادامه بدم ولی همه ی مشاغل به اینصورت نیستن و نمیشه یک نسخه ی واحد برای همه پیچید
هر کسی نظر خودشو داره و قابل احترامه.
مادر منم شاغل بود.من خودم با بچه دوقلو شاغلم.و تمامی سختی هاشونو تقریبا خودم تنهایی بدوش میکشم.شوهرمم همراه نیست.خیلی از خودم میگذرم.سعی میکنم بیشتر از قبل با بچه هام وقت بگذرونم.اما واقعا خسته میشم.حقیقت اینه که من به شخصه وضع مالی مون اونقدر خوب بود و شوهرم درامدش انچنانی بود عمرا نمیرفتم سرکار.اما خب بخاطر وضع اقتصادی مجبورم.بله اگه طرف اونقدر داره که راحت خرج کنه به نظرم خیلی خوب نیس خودشو مثل من جر بده.اما در مقابل مخالف ادمایی هستم که هشت شون گرو نه شون اما خب تو خونه نشیتن دست دست میکنن. به بهانه این که من میخام با بچم وقت بگذرون.بابا عزیز دل من همین وقت گذروندن هم خودش پول میخاد.
من مادرم شاغل بود و چقدر اون دوران سخت بود و پر از چالش از نگهداری از ۲ تا آبجی و داداشام گرفته تا خونه و غذا ..... ولی به قول شما اگه اونا نبودن منم اینی که هستم نبودم من اون دوران بزرگ شدم از لحاظ فکری و شخصیتی یادم گرفتم صبر کنم و صبور باشم کمک کنم و از خودم بگذرم برا بقیه خداروشکر خدا اونا رو دیده و الان زندکی خوب و آرومی دارم 😇
مادر من معلم بود
خودمم شاغلم
من از 40 روزگی پسرم رفتم سرکار و پرستار داره پسرم
من 4،5 ساعت در روز کنارش نیستم که معمولا ظهر ها میرم سرکار که پسرم 2ساعتش خوابه و از نظر روحی و عاطفی واقعا به پسرم میرسم باهم خرید میریم کافه میربم پارک میربم توی خونه بازی میکنیم
و وقت هایی که با پرستارشه با پسر کوچولو اون بازی میکنه و خیلی بهشون خوش میگذره
بنظر من هر ادمی برای زندگیش نیاز به انگیزه و هدف داره و من واقعا از شاغل بودنم لذت میبرم و تمام زندگیم روی روال
من مادرم کارمند بود و تایم کاری کوتاه نداشت ، از وقتی چشم وا کردم تنها بودم و همیشه از تنهایی زجر میکشیدم خودم حالا معلم شدم ولی معلمی از کارمندی هزار برابر بهتره و شاغل بودن رو ترجیح میدم به خونه داری.چون همهی خانم ها شانس اینو ندارن یه شوهر خوب نصیبشون بشه که هرماه کارتشون رو شارژ کنه و ماشین بذاره زیر پای خانمشون و چیزهای دیگه که نیاز یک انسان مستقله...
منم مادرم شاغل بود
خودمم شاغلم(هر چند ک نخودفرنگی از 26 اسفند اولتیماتوم داده و منو خونه نشین کرده)
من خودم عاشق استقلالم و دوس دارم بچم متکی ب من نباشه
اما بچه تا ی سنی نیاز داره ک مادر وهمراهش داشته باشه
اون نقطه امن نباشه بچه ها بزرگ بشن تروماهاشون سنگین تره
من هرگز فراموش نمیکنم ک کلاس اول ابتدایی تنها رفتم مدرسه
چون هم پدرم خارج شهر بود هم شغل مادرم اجازه همراهی نمیداد
33 سالمه ولی از ذهنم نمیره
درسته این چیزها کوچیمه وری حسرتش بزرگه
من دوس دارم بزرگ شدن بچمو خودم ببینم و لذت ببرم نه بقیه ببینن و تعریف کنن برام
من چند ماه سر کار میرم قبلا خاندار بودم الان تمام انرژیو میذارم تا کمبودی احساس نکنه ولی گاهی احساس می کنم مادر کافی نیستم
حالا من چون مامانم 6 صبح میرفت 6 غروب میومد همش خواب بود پدرم بیشتر رسیدگی میکرد ب ما هیچوقت دوس نداشتم زمانی ک بچه دار شدم شاغل شم چون هیچوقت محبت مادر ندیدم یه جمعه خونه بود اونم اینقدر درگیر رسیدگی ب خونه میشد مارو نمیدید یا درحال غر زدن بود
عالی بود 👌🏻👌🏻
منتا قبل بهدنیا اومدن عرفان شاغل شدن یکی از آرزوهام بود ومیگفتم باید بایددد بااینکه شوهرممخالف بود حتی ی بار برگه آزمونمم تیکه تیکه کرد ریخت تو سرم🙃🙂ولی بعد از عرفان پشیمون شدمچون زن فرسوده مبشه
یه طرز فکری دارم که نه از این ور بوم بیوفتم نه از اون ورش،حد وسط،شغل در حد اعتدال،واقعا بچه ها وقتی بزرگ میشن نیازه مادر شاغل باشه مخصوصا ایران که بتونه چیزی که بچش میخوادو براش تهیه کنه،مامان من شاغل بود سر من،سر خواهر دیگم نبود و شغلشو جمع کرد چون دوتا شده بودیم،هم خودش میدونه کار درستی نکرد هم ما همیشه بهش میگیم اشتباه کردی،با اینکه زندگی خوبی داره و رفاه و ما هم حسابی باهاش وقت میگذروندیم ولی وقتی که بزرگ شدیم به مادری نیاز داریم که دایره ادم های بیرون از خونش بیشتر باشه و درامد داشته باشه بتونه ما رو هم ساپورت کنه و ....
من هنوز یادمه از مدرسه که میومدم بوی عشق تو خونمون بود، مامانم چای تازه دم آماده میکرد خونه مرتب و ناهار آماده و میومدم از مدرسه ام میگفتم، بهترین روزام بود، روزایی که خونه نبود میومدم خونه، خونه تاریک، تنها باید ناهار میخوردم و دلم میگرفت، برای همین خودم همین رویه رو پیش گرفتم،
شوهرم که میاد، همه جا رو مرتب میکنم و چای آماده و غذا آماده و آماده عشق هدیه کردنم، و میبینم تاثیرشو🥲🩷
من مادرشوهرم شاغل بود تمام بچهاش موفق نشدن چون شغلش برای مهمتر بچش بود شوهر منم مخالف سرکار رفتن زن هس چون با چشم جسم روح روان حس کرده چقدر ضربه میزنه به بچه وقتایی که باید مادر باشه نیست
من هنوز باردارم و تا قبل بارداری هر روز سرکار بودم و فعالیت های زیادی داشتم و دلم میخواد واقعا بعد بچه دار شدن هم یه مادر فعال باقی بمونم
فقط مادری و کار خونه کردن نمیگم ارزش و قرب نداره نیازهای اجتماعی و شخصی من به تنهایی برآورده نمیکنه. از طرفی دوست دارم بچه بعدیم هم با فاصله سنی دو سال و نیم بیارم خیلی دغدغه این روز هام فک کردن به این موضوعات هست که پس کی میتونم به حوزه های اجتماعی و فعالیت های بیرون از خونم برسم؟ و واقعا از مادری کردن مطلق واسه خودم خوشم نمیاد و اعتماد به نفسم رو ازم میگیره
چقدر به خوندن این نیاز داشتم ❤️❤️😍😍
تا ابد حق
منم دقیقا مامانم با افتخار معلم بود و خودمم بخاطر مادرم و تلاش هایی که ازش دیدم برای رفاه خودم و خواهرم،شاغل بودن رو انتخاب کردم،برای تلاش برای ساختن زندگی بهتر برای دخترم🥹😍
بنظرم بستگی ب شغل مادر هم داره
من خودم حسابدار شرکت بودم قبل زایمانم انقدری ک اونجا بودم خونه نبودم و خیلی اذیت شدم تو دوران بارداری
وقتی ی کار دولتی واستخدام رسمی باشی خیلی کارت راحت تره
من بخاطر اینکه کل تایمم سرکار بودم فعلا ترجیح دادم نا ۲سالگی مایسا کنارش باشم تا ببینیم بعدش خدا چی میخواد
من دخترم تا مهرماه ۴وسال و ۶ماهش والا اینارو خوندم ترسیدم روحیم پوکیده داخل خونه قبلا میرفتم مهد ینی امسالم نرم ؟ 😔خب وضعیت اقتصادطم افتضاح باید یجوری کمک حال همسرانونم باشیم ....
من مامانم خانه دار بود اول شاغل بود بخاطر من کارش رو ول کرد. بدتر صدمه زندگیمو خوردم اضطراب جدایی گرفتم با اینکه مامانم کنارم بود. اضطراب جدایی فقط تنها موندن بچه نیست. اضطراب نبودن مادر کنار بچه است. انقدر مامانم ما رو به خودش وابسته کرد که فکر میکردیم بدون اون نمی تونیم. هنوزم احساساتم درگیرع. به نظر من شاغل بودن خیلی بهتره. چون تعادل روبرای احساسات مادر با همراه میاره.
منم مامانم معلم بود
ولی همیشه اینقد برام وقت میذاشت هیچ وقت هیچ کمبودی احساس نکردم
واسه همین شاغل بودن زن رو ب شدت دوست دارم و قصدشم دارم
مامان من شاغل بود و همیشه حسرت دوستام که مامان خانه دار داشتن میخوردم.4ماه دیگه از مرخصیم باقی مونده از طرفی نمیخام خونه نشین بشم از طرفی دلم میخاد تا دوسالگی کنارش باشم با مرخصی بدون حقوقم موافقت نشد و اگه نخام برم سرکار مجبورم استعفا بدم.😭
دقیقا، درسته ♥️
درمورد پرستار فرق میکنه😭 چون شیفت گردونه بعدشم از خستگی فقط میخواد بخوابه کیفیت ارتباط میاد پایین.. من از وقتی باردار شدم استعفا دادم ولی قبلش اصلا انرژی برام نمیموند بخوام کنار خانوادم باشم همش بخاطر کمبود خواب میخوابیدم یا اینکه بی انرژی بودم یا اینکه از افسردگی یه گوشه ای برای خودم مینشستم بخاطر حوادث و صحنه هایی که تو کار می دیدم. اصولا اونی که بیخیال باشه و دلسوزیو بزاره کنار فقط میتونه دووم بیاره تو این کار.
من باهات تا خرخره موافقم🤗 ایستاده تشویقت میکنم چون میدونم به شدت سخته خداقوت
کاملا موافقم...به جز مورد شاغل بودن مادر شبیهیم.....و انتخابم شاغل بودن هست
مامان منم شاغلن ، اتفاقا روانشناسی هم خوندن ، خیلی هم تلاش میکردن وقتی هستن ما بچه ها چیزی کم نداشته باشیم ، خودم هم شاغلم و قبل از شروع به کارم ، قبل ۹ ماهگی پسرم رفتم مشاوره و اونجا بهم گفت بهتر واسه خودت و بچه اینه که تا دو سالگی اگر نمیشه ، تا یک سالگی حتما کنارش باشی و اگر میتونی خیلی بهتره که نری ، البته من نتونستم کلا نرم ولی با مسیول سرکار صحبت کردم و قبول کردن ساعتم و به طبع روزام کمتر بشه ، با اینکه بچم مهد نبود و خونه مامانم بود ولی بازم مدام فکرم پیشش بود ، اکثر روزا عادی بود ، ولی روزای بحرانی هم داشتیم ، خودم این شرایط و داشتم و میدونم بچه حس دلتنگی میگیره و میفهمه مادر نیست و ممکنه این حالت و نشون بده یا نه ، من بچه اولم و واسه من از همه سخت تر بود این نبودن مامانم ، واسه بعدی ها چون من بودم زیاد اذیت نمیشدن ، این حس خوب نبود گاهی یادم میاد اذیت میشم البته تا وقتی شدید بود که یه بچه بودم بعد که دوتا شده بودیم باز بهتر بود ولی حس خوشایندی نبود
منم مادرم شاغله اما منم میخوام شاغل بشم وقت ندارم...یعنی نمیتونم درس بخونم تا شاغل بشم در یک قدمی شاغل بودنم...اونم آزمون وکالت و سردفتری میتونه باشه...بعد اون اگر قبول بشم بچمو باید مادرشوهرم نگه داره
جالب بود
اما به نظرمن یه چیزایی نیاز نداره اثبات علمی و روانشناسی بشه ، منطقی و یا احساسی هم نگاه کنیم ، میبینیم بچه ها تا یه سنی نیاز عاطفی و روانی به وجود و حضور مادر دارن و بعدش کمرنگ تر میشه
بعد اون هم میشه کار کرد ... کما اینکه منم شاغل بودم دو سه سال ، فعلا گذاشتم کنار تا به وقتش
این عقیده ی منه
نظر شما هم محترمه
آره دقیقا
به خصوص الان که پول انقدر بی ارزش شده اون بحث مالیش اصلا مطرح نیست و بیشتر برای خودمه که میرم سرکار
منم معلمم
درسته خیلی سختی ها هم داده ولی می ارزه
منم شاغلم
مامانم شاغل نبود و کمبودشو هیچ وقت حس نکردم
ولی مطمئنم من که شاغلم بیشتر از اکثر مامانای غیر شاغل برای بچه ام وقت میذارم
از لحظه ای که میرسم خونه براش وقت میذارم تا وقتی که میخوابه
دائم با هم حرف میزنیم، غذا درست میکنیم، خوراکی میخوریم، کتاب میخونیم، لگو بازی میکنیم، آب بازی و خاک بازی میکنیم، حموم میریم، روزی هزار بار همدیگه رو بغل میکنیم و میبوسیم...
منم شاغل بودنو انتخاب کردم و کم نگذاشتن برای بچه امو البته
سلام مدیریت خیلی مهمه
اگه مدیریت باشه به همه چی هم زمان رسیدگی میشه
البته الان شرایط جوری شده که زن و مرد باید پا به پای هم کار کنن
زندگیا خیلی سختا
عالی بود👌🥲
منم شاغل بودم اما بخاطر اینکه میدونستم تمایلم به اینه ۲۴ ساعت پیش بچه ام باشم هیچوقت استخدام رسمی دولت نشدم الان هم گفتم تا ۳ سالگی کار تعطیل ولی بعدش حتما میرم حس میکنم کار تا ۳ ۴ سال اول با بچه نباشه بهترهداما بعدش برای استقلال خود بچه هم نیازه مادر نباشه یه تایمی از روز و
منم شاغلم اما این روزا خیلی دلم میگیره چون تا میرسم خونه انگار پسرم باهام قهره تا ۱ ساعت بغل همه میره جز من ،حس بدیه دیروز کلی گریه کردم اما چکار کنم توی این روزا که همه از شغلشون تعدیل شدن اگه کار نداشته باشم کلاهم پس معرکست
من الان تو مرخصی زایمانم با اینکه کارم دست خودمه و نیمه وقت تو نشر کار میکنم ولی حتما بعد تموم شدن مرخصیم بر میگردم سرکار چون برای هویت اجتماعی و کاری خودم خیلی زحمت کشیدم و نمیخوام چون مادرم از دستش بدم اتفاقا چالش جدیدی میشه بتونی از پس همه چیز بر بیایی.
منم مامانم شاغل و معلم بود ..
و من با وجود این کمبودی حس نکردم همونطور که کیفیت مهمه نه ساعت ..
و حالا خودم شاغلم و تمام سعیم میکنم در وقت های خالی تمام وقت دراختیار خونواده و فرزندانم باشم🥹🥰
عذرخواهی میکنم مامان های شاغل
چجوری واقعا وقت میکنید غذا بزارید
چرا پس من همش درگیر ظرف شستن و کارهای خونمم
بنظرمن که شاغل بودن خیلی هم خوبه من نتونستم کار خوب پیدا کنم درسم خوندم ولی نشد
مطمعنا خیلی سخته چون من تمام زمانم و با پسرم میگذرونم حتی الان حاضر نیستم بزارمش مهد
ولی بازم میگم اگه شاغلید بخاطر بچه ولش نکنید
بچه به هر حال بزرگ میشه هر کاری هم کنی بلاخره ی تروماهایی داره
الان من انقدر کنار پسرمم ی ساعت هایی که میشه میگم دیگه نیا پیشم تنها میخوام باشم این خودش تروماست 😂
با جمله اخرت شدیدا موافقم
در ضمن من واقعا دلم میخواد تصویری که پسرم از مادرش داره بک زن میتقل تلاشگر باشه و در آینده هم به همین چشم به زنها نگاه کنه
مادر منم معلم بود تا وقتی بچه بودیم فکر میکردم خوش به حال اونایی که مادراشون همیشه خونه ست و وقتی از مدرسه میان مادرشون در و براشون باز میکنه ولی وقتی رفتم دبیرستان و میدیم وقتی پول احتیاج دارم وقتی لباس احتیاج دارم علاوه بر پدرم ، مادرم بی منت برام تهیه میکنه بهش افتخار کردم وقتی دیدم نسبت به هم سنام بهتر لباس میپوشم و بهتر میگردم و خونه و زندگی مون بهتره خیلی دوست داشتم منم مثل مامانم برم سر کار ، وقتی نوبت جهاز شد و من بهترین جهاز و بدون دغدغه مالی بردم خونه شوهر ، منم از ۱۸ سالگی شاغل شدم و تا زایمانم سر کار میرفتم ولی به خاطر دخترکم و اینکه کسی و ندارم بزارم پیشش و تو شهر ما مهد برای بعدازظهر نبود مجبور شدم بشینم خونه ولی الان در به در دنبال کارم و نمیشه متاسفانه
بنظر منم کیفیت مهم تر تا کمیت
الان روانشناسا میگن حضور مداوم مادر استرس میده به بچه برخلاف قبلا که میگفتن مادر اگر نباشه بچه ال میشه
البته بسته به شرایط باید دید دیگه
منم شاغلم نه ماه مرخصی بارداری بودم پسرم بدنیااومد دیدم کوچولوعه یکسال بدون حقوق مرخصی گرفتم
تا مهر
امیدوارم پسرم همراهی کنه منو تااون موقع بتونم بذارمش پیش مامانم و برم سرکار
خیلی هاهم ممکن مدام خونه باشن ولی فشارا اونقد زیاد باشه که حوصله بچه و خانه داری نداشته باشن
همه مدلش هست :)
موفق باشی عزیزم
منم شاغلم...دخترم رو با هزاران چالشی که داشتم برای نگهداریش به دست خدا سپردم با همکاری بینظیر مامانم که الهی ۱۰۰ ساله بشه و همسرم از ۹ ماهگی دخترم برگشتم سرکار الان دوسال و نیمشه و قصد دارم از سه سالگی بذارمش مهد تا تخصصی و کنار هم سالانش باشه...هیچ ایرادی نداره که تمام وقت کنار بچت نباشی مهم اتفاقا بچه باید با ناکامی ها هم روبرو بشه..خسته نباشید خدا قوت
مرسی عزیزم خیلی حرفت عمیق و قشنگ بود.مهم کیفیت باهم بودنه❤️
منم موافقم واقعا
من به اجبار دو ماه از پارسال نتونستم برم سر کار و واااقعا افسرده بودم و حوصله هیچ کاری نداشتم ، فکرمیکردم ادم مفیدی نیستم
ولی الان که خداروشکر دوباره برگشتم سر کار ، ظهر که برمیگردم خونه با انرژی زیادی هستم و کلی حس خوب دارم و خیلی بهتر و با انرژی تر به پسرم رسیدگی میکنم
چون اول از همه نسبت به خودم و زندگیم حس خوب دارم و این حس رو به پسرم هم میدم ❤️
من شاغلم ولی از ساعتی که میام خونه تا وقتی پسر کوچولوم بخوابه تایم کیفی داریم با هم کلی بازی و خوشگذرونی هروز پارک و کلاس مشاور به من گفت حضور با کیفیت مادر مهم نه تایم
منم حرفای شما رو کاملا قبول دارم..ضمن اینکه مامان منم شاغل بوده و خودمم شاغلم ...مامانم تکنسین بیمارستان خودم آموزگار🤌🏻💞
عزیزم شرایط هافرق کرده من دوس دارم شاغل باشم ولی میگم بچم گناه داره مامانم شاغل نبودخیلی اذیت شدم هیچ کس تاالان همراهم نبوده ولی بازم ترجیحم اینکه شاغل باشم
من مامانم شاغل نبود
من اینو دوست داشتم
چون همیشه همه چیزم اماده بود
ولی خودم شاغل شدم با اینکه مامانم مخالف بود
ولی الان که منو میبینه همیشه میگه خدا روشکر به حرف من گوش نکردی
با اینکه بابام وضعش خیلی خوبه ولی مامانم خلل استقلال رو داره
عزیزممم موفق باشی🧡
منم شاغلم
منم حرف شما رو قبول دارم کیفیت بهتر از کمیت
من هم مادرم شاغل بوده
و بسیار پرمشغله هم معلم بود و در کنارش وزارت خونه و دانشگاه و ماموریت های پی در پی
من هم عاشق استقلال هستم
اما سعی میکنم مثل مادرم پر مشغله نشم ( البته امیدوارم نشم چون شغل جدیدم انقدر برام قشنگه ممکنه تایمم رو زیاد بگیره😅😅)
نظر من اینه و خودمم سعی میکنم تایم محدودی که با پسر جانم هستم با خاطرات و انرژی خوب سپری بشه
و قبول دارم این حس خوب و آرامش هم بخش زیادیش رو از همراهی همسر و پدر مادرم میاد که باعث شده فکرم آزاد باشه
دمت گرم حرف منو زدی
منم شاغلم
از تجربه هات بگو چطوری تو مهد گریه نکرد سغلت چیه؟از مهر احتمالا منم بزارم مهد
منم شاغلم
سخت هست
ولی ترجیحم شاغل بودنه ب هزار ویک دلیل
منم شاغلم
لذت میبرم
میرم سرکار ، میام با عشق بیشتری میام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.