۴ پاسخ

وای چه وحشتناک که داشتی خفه میشدی بیهوشت کردن🤥

عزیزم دکتر کی بود هزینه سزارین قدس چقدره؟

عزیزم بچت چندکیلو بود؟

من خیلی میترسم چون همینجوری تو ان اس تی که تاق باز میخوابم میخوام خفه شم حتما باید به پهلو پیدا بشه همش میگم چجوری موقع زایمان میخوام تاق باز بخوابم

سوال های مرتبط

مامان دخملی🩷🦢 مامان دخملی🩷🦢 روزهای ابتدایی تولد
خب من اومدم راجب سزارینم بگم ک من از سزارینم راضی بودم تهران زایمان کردم و بیمارستان اقبال من اول رفتیم خون کرفتن و سوند اینا وصل کردن ک برام اصن دردناک نبود ولی سوند رو وصل کرده بعدش حس خیسی داشتمد فک میکردم خیش شدم گفتن نه جون شستیمت با اب مقطر بخاطر همین خیسی خلاصه اولش اصلاا درد نداشتن ولی اخرش یه کوجولو سوزش بود ک دراوردنی هم اصن درد نداشت بعدش رفتیم اتاق عمل ک رفتم خیلی خوب بودن راضی بودم اصلا همه میگفتن میخندیدن منم استرس نداشتم اصلااا ولی پیر مردایی ک اونجا بودن اصلا خیلی خوب بودن همش به ادم انرژی میدادن و اینا خلاصه از اینجا هم راضی بودم بهشون گفته بودم تو اتاق عمل من شکممو ماساژ بدین و داده بودن و منو فرستادن ریکاوری و اونجا من هنوز لدنم بی حس بود گفتن بهشون من درد دارم چن بار بهم مسکن زدن ک اروم باشه و دردم زیاد نباشه بعد ریکاوری فرستادن بخش ک بچمم تو اتاق عمل دیدم وقتی فرستادن بخش من اول دفتم بعد چند دیقه شوهرم اومد و بچمم اوردن و خوب بود اومدن شکممو ماساژ دادن باز و درد یه کوجولو داش ولی قابل تحمل بود بعد سوند رو دراوردن ک‌نفهمیدم بی حس بودم بعد همه چی خوب بود فق راه رفتنی یکم نتونستم ک دو قدم رفتم بعد نشستم و واقعن پرستار ها و همهوجی راضی بودم بعد دوساعت یه بار شیاف میزاشتم قابل تحمل بود و من نفهمیدم اصلا واقعن بعضیا ک میگفتن ای شکمت فلانومیگف سوند اینطوری سخته درد داره اصلا بدن هر کسی با هر کس فرق داره بر من ک‌قابل تحمل بود
بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان سپهر مامان سپهر ۷ ماهگی
مامان هایلین مامان هایلین ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت 3
بعد از تموم شدن عمل منو بردن ریکاوری نمیدونم چرا میلرزیدم انگار از هیجان بود از ی طرفم سردم شده بود پرستار اومد یه لوله گذاشت زیر پتوم که گرما میداد و بهترشدم یکی دو ساعتی تو ریکاوری بودم که بعدش ک اومدن ببرنم بخش پرستار اومد و ماساژ رحمی داد که اصلا درد نداشتم چون هنوز بی حس بودم اصلا از ماساژ رحمی نترسین واقعا هیچی نبود راستی اینم بگم ک من پمپ درد هم گرفتم اولش نمیخواستم بگیرم ولی دکتر پیشنهاد داد ک بگیری بهتره منم پمپ درد گرفتم اما با وجود پمپ درد هم ی کوچولو درد داشتم ک قابل تحمل بود حالا نمیدونم اگر پمپ درد نمیگرفتم دیگ چه حد دردی داشتم.بعد از ماساژ رحمی منو بردن بخش و دخترمم اوردن پیشم دیگ اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم چون خدا بزرگ ترین نعمتشو بهم داد و من فقط دعای روی لبم اینه ک خدا ب همه چشم انتظارا این لحظه رو هدیه کنه و توی اتاق عملم این دعارو کردم.اینم از تجربه ی من از زایمان سزارین ک کاملا راضی بودم و تا اینجا راضی هستم اگر سوالی دارین درخدمتم شاید نکته هایی باشه ک من جا انداخته باشم بپرس ازم
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۷ ماهگی
خب منم اومدم تجربه زایمانمو بگم بهتون😍
من دقیقا ۳۸هفته بودم ک تصمیم داشتم طبیعی زایمان کنم و رفتم معاینه لگن شدم ک خیلی واسم دردناک بود حالا معاینه تحریکی نبود و بعد اون لکه بینی داشتم و بخاطر درد معاینه از لحاظ روحی خیلیییی بهم ریخته شدم تا ۳ روز حالم بد بود بعد با خودم گفتم من قراره زایمان کنم ک خیلی از عوارض و نداشته باشم پس وقتی با معاینه انقد حالم بده حتما بعد زایمان بدتر میشم جوری بودم ک میگفتم من بعد زایمان خودمو میکشم ک دیگ خانوادم گفتن برو سزارین منم منتظر ی جرقه بودم سریع رفتم پیش دکتر خودم و واس فرداش وقت زایمان گرفتم و درسته عمل بود ولی خیلی استرس نداشتم و سریع وسیله هارو اماده کردیم و رفتیم بیمارستان سوند اصلا درد نداشت و یه حس بد داشت تو اتاق عمل هم هیچییی نفهمیدم فقط تهوعی ک داشتم اذیتم میکرد ولی چون ناشتا بودم فقط عوق میزدم بعدشم ک اوردنم بیرون ماساژ رحمی چندتای اولو اصلا نفهمیدم ولی دوبار ک ماساژ دادن درد داشت ولی ن اونجور ک میگفتن با ی دست اروووم ماساژ میدن بعدم ک گفتن راه برو من سعی میکردم خیلی نترسم دردناک بود ولی ب خودم میگفتم اینم میگذره پمپ دردم نداشتم فقط بدیش این بود ک بیمارستان مسکن نمیدادن دیگ خودم قایمکی رفتم ی مفنامیک خوردم و شبو خوابیدم ولی بدون مسکن یکم سخته