۷ پاسخ

منم همینطوری بودم اولا عصرا میشستم کلی گریه میکردم دست خودم نبود الانم خیلی عصبانی میشم هرچیز کوچیکی ناراحتم میکنه هر چیز بی خودی اعصابمو خورد میکنه

افسردگی بعد از زایمانه احتمالا

منم مثل تو بودم خودم خودمو نجات دادم
الکی از چشام اشک میریخت

طبیعیه
کارایی که همیشه حالتو خوب میکرد و انجام بده
بچتو بسپر دست ی فرد مطمئن برو بیرون خودت یا با شوهرت و خوش بگذرون
بگرد
بازار برو
اهنگ باز کن باهاش بخون برقص

من اومدم خونه مامانم اینا که تنها نباشم و اونام دورمو هی شلوغ میکردن

منم دقیقا اینطوری شده بودم
الان بهترم اما بازم دم غروب یهو استرس کل وجودمو میگیره یه طوری میشم از شب بدم میاد

به خودت زمان بده عزیزم همه هورمونات بهم ریخته
حق داری♥️ اجازه بده این دوران طی بشه اگه بیشتر از ۲ماه طول بکشه باید بری دکتر
از نزدیکات بخواه عصرا بیان پیشت نوبتی که کمتر تنها بمونی

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد روزهای ابتدایی تولد