۴ پاسخ

بنظر من برخوردتون خوب بوده و به پسرتون یاد دادین چطور برخورد کنه ولی بنطر من وقتی مادرا برن اون بچه رو دعواکنن بچه یاد نمیگیره از حق خودش دفاع کنه وهمیشه دنبال مامانش هست تا ازش دفاع کنه ،خیلی سخته اینجور موقع ها درست رفتار کردن وکنترل خودمون

خب باید مادرش چیکار میکرد ؟رفتارش درست بوده دیگه معمولا مادرا تو خلوت دعوای اصلی رو میکنن . اونم بچه بوده با اینکه کارش بد بوده

چجور نیشگونی بوده که خون اومده؟؟؟
شاید با چیزی زده بچرو
چشم از بچت برندار
خوب بود یکمی باهاش سفت برخورد میکردی
من یبار یه بچه سه بار پسرمو هل داد خورد زمین از عمد
رفتم چنان بهش گفتم دستت دیگه به بچم بخوره من مبدونم و تو که پدرش اومد برداشتش بردش
یبارم یکی اذیت میکرد رفتم باهاش دعوا کردم که حق نداری به بچم دست بزنی
بله باید به بچه تذکر میدادی

اون بچه چقدر خیلی ببخشید وحشی بوده ک لپ بچه رو زخم کرده
ولی خب بیشتر از ابن کاری ک تو کردی نمیشه ک کرد هردو بچه هستن

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
چند روز پیش رفته بودیم بیرون که ببرم پارک دیدم از این جا ها هست درست کردن بچه ها نقاشی میکشن تیام گفت منم بردم بعد یه بچه اومد از تیام کوچیکتر بود هر مداد رنگی که تیام می‌گرفت با لج و گریه از دستش می‌گرفت خودم کلا خوشم نمیاد از این حرکت حتی بچه باشه ولی چیزی نگفتم گفتم مامانش هست بهش یاد میده دیدم تیام ناراحت شد دوباره تیام یکی دیگه گرفت اومد از دستش بگیره تیام نداد این کشید تیام چون دقیقا همون رنگ دستش بود یک دفعه مادرش اومد از دست تیام گرفت داد به بوس تیام عزیزم مهربونم چیزی نگفت
باز تیام یه مداد رنگی دیگه نشون داد منم گفتم آره خیلی خوشگله با همین بکش باز بچه دیدم داره میگیره تیام لج کرد برای کنه منم گفتم خاله جون این برای تیامه خواستی از اینجا این همه مداد بردار مادرشم گفت ولی دید له زور داره می‌کشه به تیام گفت بده بهش به تیام گفتم نه مامان نده مال خودته نقاشی کن خانمه برگشت گفت وا بچه من کوچکتر حس مالکیت داره میخواستم دهنشو جر بدم بچه ما آدم نیست گفتم چه حرفیه بچه منم حس مالکیت داره چند بار بچه شما گرفت باید به بچه تون یاد بدید نمیشه چون کوچیکتر گذشت کنن بزرگتر چیزی نگه بعد مداد رنگی که تیام دوست داشت براش تیز کردم گذاشتم جلو به بچه هم گفتم دیگه دست نزن به مادرشم گفتم بچم میخواد نقاشی کنه بچه تون هم جیغ میزنع هم نمی‌ذاره خدایی خیلی بعضی ها پرو هستن باز میگم نکنه اشتباه کردم ولی خودم خس نمیکنم تیام خودش بچه کوچیکتر باشه وسیله میده جا میده اونجوری نیست ولی دوست ندارم انقد از خودش بگذره
مامان سبحان مامان سبحان ۴ سالگی
سلام‌مادرای عزیز🌹
خاهش میکنم هرکی‌میدونه جواب بده نگرانم😔
سه ساعت پیش پسرم از مبل افتاد، روی مبل نشسته بود یهو خودشو انداخت دستش تا شد رفت زیرش،بعد خیلی گریه کرد ولی اروم شد دستش کبود نشد ورمم نکرد قشنگ تکون میداد اما حین تکون دادن یکم نق میزد،زنگ زدم اورژانس گفت اگ کبود اینا نشده طوری نیست، بردم بیمارستان عکس گرف گف انگار انگار استخوان ساق دستش یکم انحنا پیدا کرده من مطمعن نیستم ببر کاشانی ارتوپد، اونجا رفتم‌ارتوپد نبود،بردم ب دکتر عمومی نشون دادم سریع گفت دوتا جای دستش شکسته،فورا ببر گچ کنن😔 من گفتم بابا دستشو تکون میده ورم اینام نکرده،گفت من بهتر میدونم، منم ب شوهرم گفتم اون سرکار بود،گفت نبر گچ کنن ببر خونه
الان خونه بدم با اب گرم ماساژ دادم روغن زدم‌زرده تخم‌مرغ زدم‌ بستم، اما یه کوچولو نق زد.
دلم شور میزنه از یور میترسم از یور نمیخام الکی دست بچمو گچ کنم ی مشکل دیگ خدای نکرده پیش بیاد😔
چیکار کنم توروخدا راهنمایی کنین
مامان مملی مامان مملی ۳ سالگی
پسرم ده روز پیشم بود بعد باباش اومد دنبالش بردش شمال موقعی ک پیش من بود میگفت میخام پیشت بمونم دیگه نمیرم پیش بابام وقتی باباش اومد دنبالش بدو بدو رفت پیشش ده روز هم پیش اون بود امروز اورد بهم بده بچم انقد گریه کرد اصلا نیومد بغلم چسبیده بود ب باباش میخواست باهاش بره سوارش کرد ماشین گفت ببرم یه دوری بزنم شام بخوریم دوباره میارمش نیم ساعت بعد پیام داد گفت مسیر خونتون رو بلده میام اونطرف گریه میگنه میگه نریم تو بیا اینجا بگیرش من رفتم رستوران دیدم بازم نمیاد بغلم چسبید ب باباش هرچی بهش گفتم بیا بریم برات خوراکی بخرم اسباب بازی بخرم خانه بازی ببرمت اصلا نیومد گفتم ببریمش پارک اونجا مشغول بازی میشه تو یواش برو دیگه رسیدیم پارک رفت سوار قطار شد باباش رفت دو سه تا بازی کرد یهو گفت بابام کجاس میخام با بابام برم پارک نیاوران گفتم حالا رفته سر کار بعدا میاد دنبالت دیگه بردمش فروشگاه براش خرید کردم خوشحال شد دیگه گریه نکرد اومد خونه خوابید ولی همش میگفت میخام برم پیش بابام خیلی دلم براش سوخت خیلی ناراحتم باباشم خیلی باهام حرف نزد گفتم بچه دوس داره پیش تو باشه صب تا عصر ک میری سرکار بزارش مهد کودک منم میام تهران زندگی میکنم هفته ای سه چهار روز پیش من باشه گفت کجا میخای بمونی گفتم خونه ی خودم یا کار پیدا میکنم دیگه هیچی نگفت وقتی رفت دوتا اهنگ گذاشت رو پروفایل تلگرامش نمیدونم واقعا چیکار کنم اون ک انقد غرور داره اصلا حرفی نمیزنه منم دلم نمیخواد دوباره خودمو کوچیک کنم و برگردم سر زندگیش این وسط بچه مونده بین ما دلم برای بچم میسوزه 🥹🥹🥹 این آهنگا رو گذاشته رو پروفایل تلگرامش نمیدونم تکلیفش با خودش چیه اصلا
مامان الوین جون مامان الوین جون ۳ سالگی
سلام مامانیا خسته نباشید از کارای روز مره...چندجلسه هست باشگاه میریم هم زمان کلاس ژیمیناستیک هم هست پسرمم ثبت نام کردم چون شهر غریب هستیم کسی رو ندارم پسرمو نگهداره اینجوری خیالم راحته هم داخل یه سالن هستیم میتونه منو ببینه و گاهی پیشمم میاد استرس نمیگیره..حالا مشکل اینجاست یه مادر و پسر دیگه ای هم میان..پسره ۵ سالشه یعنی دوسال از پسرم بزرگتره از همون جلسه اول شروع کرد ب اذیت کردن پسرم هی اینو دست نزن خراب میکنی اونجا نرو هی مربیش میگفت نه الوین خراب نمیکنه هی جدا شون میکرد یعنی عین این چند جلیه هر سری میومد سمت پسرم و دعوا یا وسایل از دست بچه ام میگرفت خب الوین هم زورش نمیرسه بهش اون بزرگتر و درشت تره الوین بچه ام کوتاه میومد خودم حواسم بارها بوده دیدم..تا امروز آخر تایم مربیشون گفت مسابقه بدین منم ندیدم مثل اینکه اومده ب پسرم گفته تو نباید مسابقه بدی و پسرمو هول داده و نذاشته الوین هم زورش نرسیده پسره رو دستشو گاز کرفته ..دیدم الوین اومد پیشم پسره شروع کرد ب گریه مامانش اومد اول با خنده گفت ببین پسرت دست پسرمو گاز گرفته..منم شرمنده شدم ب الوین گفتم از داداشی معذرت خواهی کن..بعد پسریدم چرا دستتو گاز گرفته پسره خودش گفت من نمیخواستم الوین مسابقه بده..گفتم خب خاله چرا مسابقه نده الوین هم ثبت نام کرده ...بعد دیدم مامانش هی ب پسرش میگفت دیگه بازی نکن با هاش.ب یکی دیگه میگفت ببین دستشو چیکار کرده.منم گفتم خب زورش نرسیده گاز گرفته..بعد اومدم خونه دیدم پشت کمر پسرم چنگ گرفته شده..پسرم اونجا چیزی نگفت بهم..بعد مامانش خودشو گرفت و از کنارمون رد شد حتی خداحافظی هم نکرد .حالا سوالم اینه جلسه دیگه چه رفتاری باید داشنه باشم؟چون با اون خانم منم تو ی کلاس هستم
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
سلام قشنگام.میشه تایپیکم رو ببینین و بهم بگین واقعا این سرخکه یا ن؟
پسرم یکهفته بیشتر درگیر ورم و عفونت لوزه داشت.
خواهرم بهش ملون داده بود ملون خیلی گرمه
من اصلا ملون و گرمک و بهش نمیدم بخوره چون خیلی طبعش گرمه.
روز بعد پسرم بدنش از چونه اش تا زیر گردن و یه قسمتایی از شکمش دونه های خیلیییییی ریز در اومده.فقطم یه وقتایی ک میخارونه معلوم میشن ک بازم میگم خیلی ریزن.
بعد من پسرم بخاطر عفونت لوزه و خروپفی ک میکرد و شبش نفسش نیومد میخواستم بمیرم اون لحظه صبحشم دیدم دور چشاش یکم ورم داشت برا همین بخاطر تب و ورم چشاش بردم دکتر گفتم پسرمو بستری کن ببینم چشه و گفتم گلوش اینجوریه.دیگه ازمایش و همه چی گرفتن گفتن مشکلی نداره و سه روز بستری بود و بعدم انتی بیوتیک داد باز.بعد به دکتر گفتم پس ورم صورتش چی بود؟و این دونه های ریز چین ک پسرم میخارونه پیدا میشن بعدش دیگه تو چشم نیستن.گفت احتمالا حساسیت ب چیزی نشون داده یا غذا یا ادویه یا گل و گیاه.
بعد گفت یه تست سرخک هم ازش میگیرم گرفتن گفتن زنگ میزنیم ک بیای جوابشو بگیری بعد امروز همسایه مون ک تو بهداشته گفت فرستادن خود کرمان گفتن مشکوکه.برای مطمئن تر بشن فرستادن کرمان.حالا من این پایین نمونه دونه های ریز رو میزارم عکسش شما بگین اخه این سرخکه؟الان بدنش کامل صافه اصلا نیست هیچی رو بدنش.این عکس پایبن نمونه دونه هاییه ک رو گردن مسیحا بود و یه جاهایی از شکم حتی از این عکس هم ریزتر