از روزی که فهمیدم باردارم
تنها چیزی که تو ذهنم بود جشن تعیین جنسیت و لگد زدن بچه بود

فکر می کردم بچه داری یعنی همین قدر فانتزی و گوگولی!
اما همین که فهمیدم مزه ها فرق کرد دیگه غذا ها واسم خوشمزه نبودن!
هر بویی آغاز یه .... حال بهم زنی بود
خیلی ناگهانی از کسی بدم میومد اخلاقش اذیتم می کرد!
بدنم زشت شده بود
گاهی از خودمم بدم میومد
شریک زندگیمم انگاری مثه من شده بود!
خسته و لش کرده میفتادم رو مبل
مجبور بودم سر کارم برم
و این قضیه رو بدتر بدتر می کرد
چون اونجا هم با خیلی ها تو قیافه بودم
الان که فک می کنم چراااااا واقعا؟
اما همه اینا یه خلاصه از آغاز مادری بود تا لحظه زایمان
همه اینا می خواست منو قوی تر کنه
می خواست بهم بگه ؛ببین دیگه داری مادر میشی
باید همه چیز رو تحمل کنی
شوهرت دیگه لی لی به لالات نمیزاره!
دیگه نازتو نمی‌کشه
باید همه چیز رو تحمل کنی ببخشی و بگذری !
چون تو مادری!❤️‍🩹

#بازی-کن
#مامان
#گهواره
#انجمن
#بارداری
#زایمان
#پوشک

تصویر
۴ پاسخ

و‌چقدر سخته مادر بودن...😔
حال دلم خوب نیست میشه برام دعا کنید 😭

بععله دقیقاً همینه دیگه

واقعا ریده شد تو فانتزی‌هام

😊😊😌😌من نیز

سوال های مرتبط