۵ پاسخ

اره منم اینجوری ام خیلی اذیتما ولی حتی وقتایی که میخوابه هم دلم براش تنگ‌میشه

من دوساعت رفتم هریشگااا وپ تو راه میگفتم چقدر دلم تنگشه رفتم خونه فقد بوسش کردم

هیچکی بدون‌بچش نمیتونه هیچ پدرمادری اگر بی رحم باشه و بچش براش مهم نباشه یا مجبور باشه

منم دقیقا دق میکنم تا برگرده

منم توهمین حالم شوهرم بچم رو از ساعت ۷ برد خونه مادرشوهرم دلم داره در میاد براش
یه خیلی باهاش بحث کردم ک چرا هماهنگ نکرده بچمو بردی

سوال های مرتبط