دخترم جدیدا از وقتی برادرش بدنیا اومد اخلاقاش عوض شده نسبت به داداشش حسودی نمیکنه اتفاقا هر شب میاد کنارش میشینه و گاهی یواشکی نگاهش کردم میبینم وقتی هواسمون نیست عکس العمل هاش چطوریه حتی وقتی هواسمون نیست هم میاد داداششو بوس میکنه دستاشو ناز میکنه تغیر اخلاقش اینه که کسی نزدیک داداشش بشه رو میزنه کسی که نزدیک مامانم بشه یا کنار خواهرم باشه یا بابام و باباش رو میزنه میگه کسی حق نداره حتی نزدیکشون بشه خیلی براش وقت میزاریم همه تموم خانواده کل وقتی که برا پسرم میزاریم تایم شیر یا وقتی خوابه یا میبینیم هواسش پرته رو اسباب بازی هاش
باباش اینروزا خیلی میبرتش بیرون و خیلی چیزا میخریم براش دلیلش چیه من خیلی بدم میاد دخترم حسود بشه 😬😬😬😬باباش میگه هرچی نیازه برای این بچه کم نزاریم بزار احساس کمبود نکنه هرچی نیازه بهم بگید انجام بدم بگید برای خانواده هامون اصلا مهم نیست فقط احساس کمبود نکنه روانشناس کودک ،عروسک،بازی هرچی نیازه راهنماییم کنید لطفا😣😣😣😣

تصویر
۷ پاسخ

اشکال نداره پسر منم هیمنطوری بود اصلا و ابده حتی نمیزاشت کریر بچه به اون سنگینی رو باباش برداره من سزارین کرده این کریر همه جا با خودم میکشیدم با یه کوله رو دوشم
تازه دست این آقا هم باید میگرفتم حتما😂
یه مدت بگذره بهتر میشه ولی الان به اسم کمک کردن بهش بگو براش عروسک بیار پوشک بیار اینا
کسی خواست بچه رو بگیره بگو مامان میخواد کمک مون کنه بیا من و تو بریم یه چی بخوریم یا بازی کنیم حواسش پرت شه
الان زردی داره هنوز؟

۲ ماه زمان بده به بزرگه

نگران نباش دختر منم اینطوری بود خوب میشه بزار چند ماه دیگه خوب میشه فاصله سنیشون چقدر پسرت چند وقتش

عزیزم منم دختر بزرگم یک ساله بود کوچیک دنیا امد بچه هاتو از هم دور نگن بهم عادت کنن دختر بزرگه من عاشق کوچیکس فقط بوسش میکنه

والا من چن تا فیلم دیدم انگار دفعه اول که همدیگرو میبینن یه هدیه ای از طرف بچه تازه دنیا اومده میدن به داداش یا خاهر بزرگترش
شما چن روز گذشته ولی امتحانش ضرر نداره یه چیزی بخرین بزارین کنار نی نی صبح که بیدار شد ببینه

ننه ام چقد تو خوبی. پشمالوام هس جوجه

با روانشناس کودک مشورت کنید.

سوال های مرتبط

مامان رادوینم مامان رادوینم ۱ سالگی
مامان دو تا فرشته مامان دو تا فرشته ۷ ماهگی
بچه های شما هم بدون دلیل گریه میکنن الکی غرغر می‌کنن لج میکنن؟
پسر من الکی غرمیزنه یکسره یعنی حوصله اش سر میرع؟
یک نوزاد پنج ماهه دارم که خیلی به اون حسادت می‌کنه یعنی من حق ندارم یک دقیقه به نوزادم توجه کنم یک دقیقه رو شکم بزارم بازی کنم باهاش از این توپ های رنگی کوچولو یک عالمه داره که اصلا باهاشون بازی نمیکنه اسباب بازی هم همینطور که اصلا بهشون نگاه نمیکنه همینکه میارم جلو نوزادم میزارم میاد زود بر میدارم همش میخواد بیاد بغلم ولی اگه باباش رو ببینه دیگه بغل من نمیاد منو میزنه ولی شوهرم یکم باهاش بازی می‌کنه دیگه حوصله نداره ولی گریه می‌کنه که همش میخواد بره بغل شوهرم شوهرم دعوام می‌کنه که چرا همش دنبالش هست و میخواد بره بغلش بهم میگه چرا وابسته خودت نمیکنی حتما کتک میزنمش که نمیاد بعلت چکارکنم وابسته خودم بشه بغل باباش نره نمیشه که نوزادم بغل نکنم گناه داره گریه می‌کنه پسرم وقتی باباش رو میبینم بیشتر نق نق می‌کنه طوری که شوهرم فکر می‌کنه که مریضه جایش درد می‌کنه خیلی به پسر یکساله ام توجه میکنیم طوری که وقتی میاد نوزادم بزنه شوهذچرم میگه بزار بزنه اشکالی نداره من گفتم گناه داره دردش میگیره عدا شو هم درباره حالا به شوهرم میگم اگه عدا دربیاره اشکالی ندارد نمیشه که بزنه دردش میگیره من به هردوتوجه میکنم هردویک اندازه دوست دارم