۹ پاسخ

زهرای قشنگ من😍😘
عزیزدلم اصلا این فکرو نکککن مسلما بهههترین مادری

نه عزیزم مشخصه که تو مادر کافی بودی و همیشه صدتو میذاری برای محمد مهدی جونم❤️

بچه ان احساس حسادت مخصوصا وقتی داری به یه بچه دیگه توجه میکنی کاملا عادیه

منم توی مراسم خاکسپاری برادر زاده متوفی رو گرفتم در حد نیم ساعت گندم مدام میگفت اجی منم بغل کن دست منم بگیر میگفت اجی من دوست دارم منم محکم بغلش کردم گفتم تو دختر منی نفس مامانش داره گریه میکنه من دستشو گرفتم گم نشه د

خانم خانما
خوشتیپ جان
نه بنظرم واقعا ربطی به مادری کردن ما نداره بچه ها تواینجور موقعیتا همین واکنش رو دارن و واقعا طبیعی
بیشتر احساس خطر میکنن چون نمیتونن درک کنن که قرار نیست با یه بوسه و بغل مادرشونو باکسی تقسیم کنن

❤❤❤😍

نه عزیزم پسرا کلا حسودن

هر چند کامل مشخص نیس اصلا حس کردم خودمم

وای چقد چهرت شبیه منه ی لحظه حس کردم خودمم😅

اتفاقا بچه هایی که محبت زیاد میبینن رو اون شخص خیلی حساس میشن
من الان بچه بزرگم وقتی به بچه کوچیکم توجه زیادی کنم اینطور میشه
یا مامانم بیاد دختر کوچولومو بغل کنه دختر بزرگم میگه مامان جون منو دوست داشته باش
در حالیکه مادرم جونش به جون دختر بزرگمه
پس الکی خودتو اذیت نکن گلم

در هر صورت کوچکترین توجه حساسشون میکنه

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی
مامان مهراد مامان مهراد ۴ سالگی
مامانا سلام. دلم برای گهواره تنگ شده بود گفتم یه عرض سلامی کنم. چطورید؟ خوبید همگی؟ چه خبرا؟؟
از فردا باید برگردیم به تنظیمات کارخونه. من که اصلا آمادگیشو ندارم دوباره هرروز درگیر بهانه گیری های بچه باشم. پسرم دائم دست آدم رو میگیره و بلند می‌کنه و یه چیزی میخواد. جدیدا هم اگه چیزی بهش ندیدم پاشو می‌زنه زمین یا گریه میکنه یا ما رو میزنه. این رفتارش خیلی زیاد شده. جایی هم که میریم با دختر خواهرشوهرم نمی‌سازه و هی میره سراغش یه انگولکی میکنه و اونم صداش درمیاد.
خلاصه اصلا حوصله این کاراشو ندارم و دیگه نمیدونم چطور میشه این موضوع رو حل کرد. شما هیچوقت با مشاور یا روانشناس مشورت کردین؟ من قبلا که صحبت کردم میگفت وقتی بچه به حرف بیاد این رفتاراش کم میشه و می‌گفت باید باهاش بازی کنی و زیاد باهاش حرف بزنی.
توی این ایام ماه رمضون و تعطیلات خیلیی کم باهاش بازی کردم شاید به خاطر اون باشه. نمیدونم!
چقدر وقتی کوچیک بودن راحت‌تر بود. حداقل دوسه بار تو روز می‌خوابیدن یه نفسی می‌کشیدیم.
خلاصه بهتون بگم که نمیدونم چطوری باید سختی بچه داری رو کم کرد. واقعا هر روزش پر از چالش های فراوونه.