۱۲ پاسخ

ببخشید این سوال میپرسم ولی چی شد یهویی اخه؟؟؟؟
مگه خودتو به آب و آتش نزدی که از باباش بگیریش... حالا میگی نمیتونم.... نکنه تهدید کرده شوهرت ترسیدی

حرف دوربریا احتمالا ترسیدی دادی ولی بچتو خودت نگه دار بچه کنار مادر ارامش خاصی میگیره میدونم میگم

ببین، بچه رو بهش دادی که به آرامش بچه فکر کردی، نه که اونم بخواد شونه خالی کنه. خرجی بچه وظیفه‌شه، نمی‌تونه بگه نمیدم بچه خرج داره، مسئولیت داره، بچه‌داری فقط بغل کردن و عکس گرفتن نیست. اگه خرجشو نده می‌تونی خیلی راحت قانونی حق بچه‌تو بگیری. پس قاطع بهش بگو خرجی بچه‌ام رو باید بدی، چه بخوای چه نخوای، چون وظیفه‌اته، نه لطف

خیلی سخته گلم خدا کمک حالت باشه ببین تلاش کن کار کن خلاصه یه شرایطی رو جور کن بچت رو بیار پیش خودت خدا از اون شوهرت نگذره کع همچین کاری کرده خدا باعث حال الانت رو نابود کن لعنت بهشون

الهی عزیزم....

من در مواقع عادی نگران پسرم نمیشم
فقط موقعی که مریضه
میدونم هیچکس مثل من بهش نمیرسه
اون موقع از نگرانی میمیرم

ای کاش نمیدادی بهش 😔

بمیرم برا دلت 😭سخته حداقل هرروز برو ببینش 😭🥹

کاش نمیدادی بهش

هرچی صلاحه ،ولی برا بچه سخته

برا همیشه ؟

ینی خودت ب باباش گفتی بیا ببرش؟

سوال های مرتبط

مامان هدیه😍❤️ مامان هدیه😍❤️ ۳ سالگی
الان یک مدته که دخترم خیلی بد خواب شده هرکاری بگین کردم که راس یازده یا ده شب خاموشی میزنم که بخوابه ولی بلند میشه برق روشن می‌کنه آب میخواد دستشویی داره. یا هم الکی گریه می‌کنه که میترسم باید برق روشن باشه خلاصه که تا ساعت سه صبح بیداره بعد می‌خوابه بلاخره چند شبی هست که موفق شدم دوازده شب بخوابونمش ولی ولی بدبختی اینحاست که دیشب ساعت چهار و نیم صبح بیدار شد تا همین الان بیدار بود منم تا جایی که روانشناسی کودک زرررر میزنه خیلی آروم بودم گفت غذا بیدار شدم ماکارونی گرم کردم یکم خورد آب خواست دادم گفت بازی رفتیم توپ بازی بعدش تا هفت صبح که باباش میخواست بره سرکار با باباش چای خورد و تا دلت بخواد باباش بهش قند و چای داد هرچی گفتم نده آخرش هم بهم گفت انقد وسواس به خرج دادی واسه بچه که اینجوری شده بچت. باباش رفت.. گفتم بیا بخواب که عصر ببرم خانه بازی بریم پیش خاله خلاصه کنم که با زبون خوش فایده نداشت آخر هم کتک خورد چند ثانیه گریه کرد و بعدش مثل یک بچه مظلوم خوابید البته بگم فقط دوتا زدم رو باسنش والا این روانشناسا گوه زیادی میخورن الان اصلا هم عذاب وجدان ندارم چون باید زودتر میزدم که بخوابه بچم
مامان سدنا فسقلی مامان سدنا فسقلی ۳ سالگی