۹ پاسخ

اینکه همسرت همراهیت میکنه و درک داره
خودش خیلی پوئن خوب و بزرگیه

اگ خودت صبوری با حوصله ای توانایی اداره دوتا بچه رو تو خودت میبینی اقدام کن

من خودم ی ادمی هستم ک همه جوره ب خودم میرسم
باردار ک شدم ی چندنفری گفتن حالا صبر کن ببین بچت چیکار میکنه وقت نمیکنی موهاتم شونه کنی چ برسه خوشتیپ و اینا باشی

دروغ چرا
شده تو خونه سرم گرم باشه وقت نکنم موهامو شونه کنم ولی شاید شاید تا الان زیاد بگم ده سری

من گاهی اوقات با دخترم ب همه کارام رسیدیم وقت اضافه هم اوردم
گاهی انقد وقتمو گرفته ک نتونستم ب هیچ کدوم از کارام برسم
توانایی مادر مهمه
درک مادر از سمت همسر مهمه
توانایی روحی جسمی مادر مهمه
مالی مهمه

همه چی دست ب دست هم میده تا خوب پیش بره
یکیش کم باشه نباشه قطعا کم میاره ادم

بزار ببینم بقیه چی میگن 🤭

براش داداش بیار دو جنس مخالف کنار هم خیلی خوبه

نه اونقدری که شما میگی وحشتناک نیست،من دو تا پسر دارم و خیلی راضی ام
وقتی با هم بازی میکنن و اینکه همدیگه رو دارن خیلی کیف میکنم

دگه هیچ وثقت به بچه دوم فکر نمیکنم، خیییلی فشار روم بود، دست تنها و تنهایی، بدون کمکی، هنوزم چایی که میریزم نمیتونم بخورم، حتی وقتی اب میخورم میلد وایمیسه بالا سرم بهونه و غر زدن

چقدر منم دوسدارم 🥲
اما در خودم نمیبینم

ای جونم فرفری منو ببین چقدر کوچولو بوده♥️
چقدر جالبه منم اگه یه درصد به بچه دوم فکر کنم میگم بازم دختر باشه من عاشق دخترم اگه ۱۰ تا دیگه بچه بخوام بیارم میگم همشون دختر باشه با اینکه ماهلین پدرمو دراورده ولی منم گاهی دلم میره برای یه بچه ی دیگه حتی اسممم براش انتخاب کردم🙈 خب معلومه سختیای خودشو داره ولی باید تموم سختیارو ب جون خرید مادر بودن همینه🥹

من با تک فرزندی مخالف بودم و دلم برای تنهایی و آینده ی دایار میسوخت
دو تا بچه کمی سخته
برای اینکه به هر دو برسی هر دو آروم بان سر ساعت بخوابم و غذا و شیرشون به موقع بله و خونه تمیز باشه و غذا رو به راه باشه باید خیلی وقت و انرژی بزاری
خداروشکر همسران که همراهه توکل به خدا

خواهر داشتن خیلی خوبه قطعا
ولی من دوس ندارم یه سری چیزا رو تجربه کنم و دخترم اگر یه دونه باشه قطعا اعصاب و جسم خودم بهتره میتونم مادر بهتری باشم براش

سوال های مرتبط

مامان ییمیری لار👧🏻👦🏻 مامان ییمیری لار👧🏻👦🏻 ۱ سالگی
من یه دختر رو یه پسر دارم که دخترم بزرگتره
ازوقتی که دخترم ۳ ساله شد و دیگه از اب و گل دراومد من خیلی به خودم میرسیدم
کاشت ناخن ،کاشت مژه ،هرماه رنگ و استایل مو،تیپ های متفاوت خیلی به خودم میرسیدم
هرروز کتاب میخوندم واقعا برا بالابردن سطح داناییم در تلاش بودم هرروز خداقل یه ساعت میرفتم بیرون
تا وقتیکه باردار شدم دیگه کمش کردم تاالان که دیگه جایی برم ارایشمم هول هولکی میزنم
لباس پوشیدنم دیگه هرچی باداباد شده
اخرین کتابی که خوندم برا سال ۱۴۰۲ عه روزا جوری میکذرن که شبا خودمو نکاه میکنم موها افشون زیر چشم گود و سیاه رنگ موهام راحت ۱۰/۲۰ سانت از ریشه فاصله دارع وضعیت پوستمم که افتضاح چیه رسما ریهده بازم جوش میزنم پوستم خشکه
واقعا دوست دارم به خود قبل از پسرم……
خیلی دوست دارم بازم به خودم برسم ولی درطول روز خیلی خسته و عصبی میشم

بنظرتون اول از چی شروع کنم
همش میگفتم ۲ سال اول سخته دارع دوسالش تموم میشه ولی من امروزم سخت تر از دیروز میگذره

چیکار کنم از کجا شروع کنم راهنمایی لطفا






شیرخشک پوشک بچه