۵ پاسخ

سحر جوون خیلی مراقب دخترت باش، در خونرو کلید کن، بهش یاد بده، من ب پسرم از همون بچگی گفتم چی بده چی خوبه، چیکار کن چیکار نکن، والا الانم ک 12 سالشه بازم میگم، ینی همیشه گفتمو باز میگم

ببین تمرکزش چجوریە کار خطرناک میکنە مثلا از بلندی و ماشین تو خیابون میترسە یا نە بهونە گیرە یا نە شلختە ست یا نە سر بە هواست دختر من بیش فعالە علایمش این بود از نوع عدم تمرکز تمرکزش پایینە دارو میدیم کە درسش افت نکنە چون هوشش بالاست ولی نمیتونە بشینە پای درس بهترە ولی سر کردن باهاش سختە فعلا صبوری کن ولی اگە علایمش زیاد شد ببر دکتر

خب اون سنش کمه نمیفهمه تو باید مواظبش باشی
وقتی میبینی متوجه نمیشه ک نباید جایی بره خب تنها دم در نذارش
اصلا شاید نره یکی بخواد ب زور ببرش

دقت کنید ببیند تمرکز داره یا نه و یا اینکه صداش میکنی بهت توجه داره یا ن اگه تو این موارد مشکل داره و یا کار های خطرناک میکنه با مشاور حرف برن به نظرم

خیلی خطرناکه

سوال های مرتبط

مامان نفس وآریا مامان نفس وآریا ۵ ماهگی
شما چه جوری با فوت عزیزتون کنار آمدید ؟چیکار کردید

من ۸سال پیش بردارم رو از دست دادم
بردار ۲۰سالمه ام رو
ما باهم ۵سال اختلاف سنی داشتیم
ولی یه جورای رفیق همدیگه بودیم در هر شرایط پیش هم بودیم
الان ۸ سال از فوتش میگذره من ازدواج کردم ولی هنوز نتونستم باهاش کنار بیام
کلا یه وقتای انگار یادم می‌ره که نیست پیشمون
مثلا خونه بابام میان خونمون من برای برادرمم ظرف میزارم یا میرم اونجا همینجوری یهو یادم میاد که نیست
یا وقتای که میرم اونجا یهو یکی در میزنه استرس میگیرم میگم خودشه آمد ولی یهو یادم میاد
الآنم که باردارم بیشتر بهش فک میکنم همش میگم اگر بود پسرم یه دایی داشت که هیچ کی نداشت از مهربونی
افسردگی شدید گرفتم بعد از رفتنش دوباره یکم اوکی شدم
اما چند روزه باز استرس دارم مثل روزی که خبر فوتش رو دادن بهم دلشوره دارم همش گریه میکنم وبی قرارم به خوابمم آمده میگه خودت رو اذیت نکن من جام خوبه نزار بیشتر اذیت بشی
ولی نمی‌دونم چیکار کنم که یه ذره دلم آروم بگیره