۱۵ پاسخ

جشن و عکس بگیر با پسر و همسر بعد برو خونه مامانت یکوچولو هم کیک واسه اونا ببر دیگه دست خودتو سنگین نکن که همه چی رو ببری

الان از مامانت ناراحت شدی ؟
بنده خدا میگی ک مامان بزرگت نمیتونه راه بره
الکی ناراحت نشو
برو خونه مامانت کیفشو ببر
باز من از خدامه خونه مامانم باشم شوهرم تقی ب توقی ناراحت میشه 😒

ب نظرم برو پیششون مهم اینه ک دور هم باشین وگرنه بقیش مهم نیست

والا من زیاد علاقه ایی به این مراسمات ندارم یه کیک کوچیک بخر با شوهرت جشنشو بگیر یا ببر آتلیه عکس دندونی بگیره

منم دعوت نکردم دقیقن میخاسن بگن کادو بردیم و فلان خواهرام اومدن فقط من دوس داشم عکس بگیرم از پسرم ک گرفتم خب بزار یروز دیگه بگیر یام برو خونه مامانت بگیر

جشن سه نفره بگیر ببر آتلیه عکس یادگاری پول خرید وسایل جشن هم بده لباس واسه پسرت کیف کن
ول کن بابا هرکی هم اومد خونت برات کادو آورد نیورد نرو خونش
الآنم مینی کیک بخر عکس بنداز بعد برو خونه مامانت شب

مادر خوبی داری قدرشو خیلی بدون و کلا حرف بدی نزده برو اونجا خوش بگذرون چه فرقی میکنه کجا باشه وقتی قراره چند نفری باشید

چه اشکال داره برو اونجا بگیر جشنتو ،،،منم میخوام برارتولد دخترم بریم خونه مامانبزرگش

جشن بگیر چ ربطی داره ب خونه خریدن و این چیزا

من همیشه خونه مامانمو ب ترجیح میدم😁
ناراحتی نداره که هیچ مادری بدیه بچشو نمیخواد
من خودم اگه مادرمو خواهرمو نداشتم مطمئنم از افسردگی جون میدادم اونا نجاتم دادن
به نظرم هیچوقت هیچی به مادرت ترجیح نده 🥲
شاید یه وقتایی اونجور که تو میخوای پیش نرن
به نظرم ببر دندونشو ببینه

عزیزم قهر که نداره
من خودم نمیخوام جشن بگیرم
یه عکس میرم میگیرم و فقط اش میدم به نزدیکان

بنظرم برو خونه مامانت همون بهتر

میتونی یه جشن سه نفره بگیری عکس و کیک و مابقی چیزا
در عوض تولد یک سالگیشو جشن بگیری

عزیزم چزا ناراحت بشی بنده خدا حرف بدی نزده میخای جشن بگیری بیرون بگیر که فامیلاتونم همچین بکری نکنن

برو عزیزم مادرته کلی زحمت کشیده ناراحتی نداره ک

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۳ ماهگی
مادر شوهرم امشب دعوتی گرفته منو اصلا نگفته
بعد با شوهرم دعوا کردم ک اینا تقصیر توعه اگه تو هم مث داداشت خط قرمزت زنت بود الان اینجوری مامان جرعت نداشت رفتار کنه دعوامون شد گفت برو طلاق بگیر و مسدودم. کرده الان سرکاره چیکار کنم از دست این خانواده خسته شدم از دست شوهرم مادرش خسته شدم دلم برا بچم میسوزه چیکار کنم 😭😭
همیشه دعوتی گرفتم یا مریض شد بهترین چیزا رو براش بردم فقط دوشب پیش مامانم و داداشم چون از تهران اومده بود دعوت کردم رستوران اینجوری شده ک چرا منو نگفتید من ب شوهرم گفتم ک خونه مهمونی بگیریم خونوادتم بگم گفت نه حوصله ندارم بچه بگیرم تا تو کارا تو بکنی
خسته شدم بخدا از بس عصبی شدم از دیروز پسرمم بی قراره بخاطر دندون یه سره سر پسرم داد میزنم عصبی میشم بچم خیلی ترسید چیکار کنم 😭😭😭الان دارم میمیرم. از عذاب وجدان دیروز ب خودم قول دادم دیگه دعواش نکنم اما دست خودم نیست 😭😭😭😭😭😭😭از دست این خانواده روانی شدم 😭😭😭
شیرخشک
فرزند پروری رفلاکس بچه
مامان سامیار و دلیار مامان سامیار و دلیار روزهای ابتدایی تولد