۳۳ پاسخ

واااای چقد زشت من جای اونا خجالت کشیدم😐😐😐😐

😂😂😂😂😂😂😂😂چه بچه هایی دیگه زیر دست اینا بزرگ بشه

میرفتی در میزدی میگفتی خانم صداتو کل محل شنید فهمیدیم داری میدی

با مشت بکوب تو دیوار چند بار

😐😐😐😐😐😐

چه زودم شروع کردن
بچه هاش خوابن ینی؟؟؟

جرررر😂😂😂😂

🤣🤣🤣🤣🤣

حالا ما هیچی بابا ومامانش که پایین خونشون بودن وبچه هاش که بزرگ بودن چی 😖

ما خوزستان بودیم خونمون طبقه بالا بود یعنی ویلایی ساخته بودت دوتا واحدبالا خونه ساخته بودن یه طرف مابودیم یه طرف اونا دختر صاحب خونه بود سه تا بچه هم داشتن من تازه دخترکوچیکم بدنیااومده بود نمیتونستم روزمین بخوابم داخل اتاق دخترا خوابیده بودیم یهوسه نصف شب دیدیم یکی میگه وای اخ اخ بکن بکن محکمتر 😖😖😖😖😂😂😂اینقدر جیغ میزدن دوتاشون که نگوبچه هام بیدار شدن به شوهرم گفتم بلندشو بریم داخل پذیرایی رو مببل بخوابم حالم داره بدمیشه ازاین همه سروصدا تاصبح چندبار عملیات داشتن

من حالم خیلی گرفته بود این تاپیکو زدی یه جوری خندیدم پسرم با تعجب نگام میکرد خدا دلتو شاد کنه😅

🤣🤣🤣🤣🤣ملت چه دلشون خوشه فک کنم فقط منو شوهرم افسردگی گرونی و مملکتو اینده بچه رو گرفتیم🤣🤣🤣

باید چندبار پا میکوبیدی به زمین شاید متوجه بشن اخه وقتی میدونی ساختمون صدا میپیچه این کارا چیه دیگه بی فرهنگا😐

مواظب باش شوهرت وسوسه نشه بیفته به جون تو،😂

وای فقط شوهرت🤣🤣🤣🤣🤣
بچه هاشم دارن نگاه میکنن دیگه

عزیزم بختیاری هستی بهت درخواست دادم ی هم زبون پیدا کردم 😉🥲

یاخدا😆😆😆😆

وای چه زشت،اگه من بودم یه کاغذ مینوشتم مینداختم زیر در اتاقشون🤣

😂😂😂خیلی تو حس بوده فراموش کرده صداش زیاده

احتمالا بچهاشو فرستاده خونه کسی🤓😂

مطمئنی صدا رابطه بوده اونم اینموقع وباوجود سه تا بچه؟؟اگه همیشه همینن که حتما بوده ولی اگه الان باراولشه شاید کاردیگه ای هست مثلا من خودم شوهرم یه بار برام جوانساز میخپاست تزریق تو صورتم اونقد آی و وایی میکردم ولی خب خدا وشکر ما همسایه نداریم خودمونیم فقط شاید اونم اگه میشنید همین فکر رو میکرد🤣

چه جالب یه نفر دیدم ساکن شاهین شهر😍منم شاهین شهرم🥹

ما بودیم کلی میخندیدیم🤣
هرچند حس خوبی نمیگیره ادم ازین چیزا

خیلی بده،مستاجر مامانم تازه عروس بود،میگفت زنه چنان آخ واوخ میکرد صداش کامل میومد بالا،میگه آخر یه روز بابام رفت راه پله محکم چندتا سرفه کرد،ساکت شدن

چ شوهرت هوس نکرده🤣🤣🤣

تو روز روشن چطور خجالت نمی‌کشه واقعا

فقط شوهرت🤣🤣🤣🤣🤣

وای چ بیفرهنگ

دهنش 🤣🤣

وای چه بی آبرو پس بچه هاش کجان

کمرش سفته لامصب🤣🤣🤣🤣🤣🤣

وسط ظهر تو روز روشن اخهههه😐😐

واقعا😐😐من دوساله بدون صدا عملیات دارم فک کنم دیگ باصدا بلدنباشم😂😂

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های قشنگ
ما امروز با یه کتاب جدید اومدیم. آبان چند ماهی میشه که شروع به شناخت احساساتش کرده. من سعی می‌کنم احساساتش رو حدس بزنم و نامگذاری کنم. مثلا تو موقعیت‌های مختلف ازش می‌پرسم الان عصبانی شدی؟ الان ترسیدی؟ الان غمگینی؟ درواقع دوست دارم کمکش کنم که بتونه احساساتش رو بشناسه، نامگذاری و حالا تا حدی مدیریت کنه. تو این مدت خیلی دنبال کتاب‌هایی با این موضوع گشتم ولی خیلی چیز دندون‌گیری پیدا نکردم. این کتاب هم... هی بدک نیست. اسمش هست "مونی مامانی ۳ / من می‌ترسم" درواقع جلد سوم از یه مجموعه برای شناخت احساساته که نشر افق (که بخش کودکش میشه کتاب‌های فندق) منتشر کرده. جلد سخته، قیمتش هم ۲۳۵ تومن.
اینطوریه که تو یه صفحه مونی مامانی از یه چیزی می‌ترسه و تو صفحهٔ بعد مامانش (یا حالا کس دیگه‌ای، مشخص نیست) میاد و براش توضیح میده که اون موقعیت ترسناک نیست. چیزهایی که مونی مامانی ازشون می‌ترسه عبارتند از😃: عنکبوت/ تاریکی/ بلندی/ صدای رعد و برق/ موش. من به شخصه مثلا ترجیح میدم بچه‌ام از عنکبوت و موش بترسه!
به هر حال ولی آبان این کتاب رو دوست داره و با حس ترس رو شناخته. مثلا قبلا تو اتاق تاریک نمی‌رفت و وقتی می‌گفتیم چرا؟ چیزی نمی‌گفت. الان قشنگ جواب میده: آبان از تاریکی می‌ترسه :)
صفحه‌های مربوط به ترس از تاریکی رو تو کامنت‌ها براتون میذارم.
مامان جینجیر مامان جینجیر ۳ سالگی