۴ پاسخ

برو یه دعا بگیر که مثل اسفند روی آتیش بشه بیاد دنبالت
مامانم اوایل ازدواجش موقععی که من 4ساله بودم بابام اونو گذاشت و رفت ولی مادربزرگم یه دعانویس پیدا کرد که بهش یه دعا زد که به چند ساعت نکشید اومد دنبالش ،بعدها فهمیدیم رفتار بابامم بخاطر دعایی بوده که پسرعموهاش گرفته بودن که چند نمونه اش بعدها توی خونه توی تشک و بالش مامان و بابام پیدا شد

منم شوهرم خیلی اذیتم می‌کنه با زبونش ولی چاره چیه به خاطر پسرم نمیتونم قهر کنم برم چون می‌دونم اگه برم نمیاد دنبالم اونوقت بچم گناه داره بی مادر بزرگ شه

دوست نداری که باهاشون بری یا خودت تنهایی برو یه بادی بهت بخوره حال و هوات عوض بشه

برنگردی بهتره

سوال های مرتبط