۷ پاسخ

🤣🤣۱سال تموم جنگیدم تااین اخلاقشو ازسرش بندازم سخت بود ولی بلاخره شد🤣الان عین چی ازم میترسه که هیچ هرچی بگه۱۰میزارم جلوش وحق نداره حرف بزنه که هیچ فقط میگه چشم

اگه اینطوری پیش بری روز به روز شرایطت بدتر میشه
شما الان مادری و وظیفت محافظت از بچته ، قوی باش و خودت برای بچت تصمیم بگیر
همسرتم یا ببر پیش مشاور یا خودت جدی باهاش صحبت کن تا به خودش بیاد
انقدر وابسته به مادرش بودن خیلی اذیتت میکنه و هربار باهم به مشکل میخورید سر هر مسئله ای و بینتون فاصله میوفته

بنظرم به هردوتاشون برین

عزیزم بچه های کوچک حساسن نمیخوام ته دلتو خالی کنم ولی به نظرم اگه حس مادرانت میگه بری حتما برو، راجب همسرتم حتما باهاش منطقی صحبت کن تو دلت نریز این چیزارو

13بالا زردی رو‌مغز بچه تاثیر میزاره .

به همسرت بگو اگر بالغ شدی بهتر هست خودت تصمیم بگیری برای زندگیت نه اطرافیان
و کاری به اونا نداشته باش بگو تحقیق کردم خیلی به مغز بچه اسیب میزنه زردی خودت با تاکسی برو تا کار دستش بیاد

حتما ببرش دکتر فردا اگه بچه مشکلی پیدا کنه همون مادرش میگه مقصر تویی

بنظرم باهاش جرف بزن منطقی بهش بگو بچه ننه و کارش خوب نیست اگ نفهمید جور دیگ حالیش کن منم شوهرم این جوریه و لی من ساکت نموندم درستش کردم الان میگ چشم 😂

سوال های مرتبط