پارسال همین روزا بود منتظر بودم پریود بشم ولی نمیشدم و همش خودم دلداری میدادم اصلا امکان نداره باردار باشم کلی زعفرون دم کرده و کاچی میخوردم تا پریود بشم😁
وقتی خبری از پریودی نبود به این فکر میکردم نکنه حامله باشم کل دنیام بهم میریخت و اصلا نمیتونستم قبولش کنم چون آیهان ۶ماه بیشتر نداشت و دوتا بچه پشت سرهم برام یه کابوس وحشتناک بود😊
و همون کابوس وحشتناک برام پیش اومد اون لحظه خیلی غصه خوردم و گریه کردم وقتی جواب آزمایشم مثبت شد🥴
ولی الان بعد یک سال برای داشتنت از خدا خیلی ممنونم♥️
نمیدونم چرا پارسال اون همه خودم اذیت کردم وقتی خدا داشت بهترین هدیه دنیا رو بهم میداد😍
الان اون کابوس از نزدیک شده قشنگ ترین روزای زندگیم🥰
درسته سخته دوتا بچه پشت سرهم و چالشای زیادی دارن ولی من یاد گرفتم مامان قوی باشم 💕
اینم میدونم این مامان قوی به عشق شما دوتا قوی هست چون خیلی دوستتون داره😘

تصویر
۱۰ پاسخ

ای جاااان😍
خدا حفظشون کنه

خدا حفطشون کنه .
سختی داره ولی خداروشکر دوتا داداش همبازی هم هستن 🙏🙏❤❤

ای جان❤

وای منم دقیقا مثل شما، البته من اوایل اردیبهشت متوجه شدم🤭

خداحفظشون کنه مامان قوی

سخت گذشت یا اسون؟

ای خدا چقدر گوگولیه
خدا حفظشون کنه عزیزم
پاهاش چطوره زهرا جان؟؟دوره نقاهتش تموم شدء

منم تو همین شرایطم 🥲
نمی‌دونم چطور میتونم از پسش بربیام

خداحفظشون کنه عزیزم♥️

خیلی خیلی سخته خدا بهت کمک کنه ولی من اصلا توانشو ندارم فکر کن بوی شیرخشک بخوره به مشامت استفراغت بگیره ویارسخت بارداری تنگی نفس شب بیداری بخدا از بس بیخوابی کشیدم بدنم اونقدر ضعیف شده فقط سرما میخورم اونقدر استفراغ کردم سر فرازم که هیچی تو بدنم نمونده بود روزی بیست بار هشت کیلو لاغر شده بودم خیلی سخته سر ختنه خونریزی کرد چهار روز تو سه ماهگی صورتش ورم کرد و کبود شد فرستادن مارو تهران آزمایش هموفیلیش مثبت شد هفته ای دو بار بهش فاکتور میزنیم سوراخ سوراخ شده پاهاش بعدشم که ده روز اسهال استفراغ گرفت پنج روز بیمارستان بستری بودیم روزی بیست عدد پوشاک عوض میکردم اسهال آبکی بعدشم به من سرایت داد پنج روز بود بهتر شده بود الانم سرفه خلط دار و عطسه و آبریزش گرفته و دوباره به من سرایت داد امروزم باباش گرفت خواهر ناشکری نمیکنم ولی من اول آخرم باشه بچه بخام …

سوال های مرتبط

مامان دلا🦢 مامان دلا🦢 ۶ ماهگی
دقیقا پارسال همین روز و همین ساعت ها بود که خونه تنها بودم و حوصلم سر رفته بود....یهو چشمم خورد به بیبی چک و گفتم پاشم الکی یه بیبی بزنم
حتی میخواستم جوابو ندیده بندازم دور چون میدونستم منفیه ولی در کمال ناباوری دوتا خط پررنگ قرمز دیدم،میگفتم قطعا اشتباه شده امکان نداره من باردار باشم(من همیشه پریود هام منظم بود فروردین باید پریود میشدم ،نشدم رفتم بتا دادم منفی بود ،اوایل اردیبهشت سونو دادم چیزی نبود،اقدام هم نبودم...برای همین احتمال نمیدادم باردار باشم ولی خب ماه قبل چون پریود نشده بودم گفتم تخمک گذاری هم شاید نشده پیشگیری نکردم ولی سختتت در اشتباه بودممم)
خلاصه فرداش رفتم ازمایش دادم بتا۱۰۰۰۰ با کلی استرس رفتم سونو برای این بتا بالااا ،،،بله جوجه کوچولو من ۷هفته و ۲روزش بود و دل کوچولوش رو دیدم که داشت میتپبد
الان دل کوچولو من جلو خوابیده و داره نق میزنههه😅😅😅
قربونششش برممم
انشاالله قسمت همه چشم انتظاراااا
دارم از ثانیه به ثانیه اش لذت میبرم چون میدونم خیلی زود قرار دلتنگ شممم برای وقتی که انقدری بود
سوگل سوگل قصد بارداری
سلام مامانا
میخوام یکی از تجربه هام بهتونم بگم
بنظرمن اصلا بچه شیر به شیر نیارین خیلی خیلی خیلی سخته بزرگ کردنشون وقتی( یسنا) یک سال و یه ماهش بود من باردار شدم تا فهمیدم باردار شدم خیلی ناراحت شدم میدونستم قراره خیلی سختی بکشم همون موقع دخترم آبله مرغون گرفت خیلی اذیت شد تا دو هفته شبا گریه میکرد پیش هیچکس نمیرفت فقط بغل خودم.😕 بالاخره گذشت و خوب شد وقتی یکسال چهارماهش شد از شیر گرفتم دوباره اذیت هاش شروع شد تا دوماه شبا گریه میکرد روزا پیش کسی نمیرفت بیشتر اذیت میشدم فقط بغلم بود خلاصه این گذشت واکسن یکسال نیم زدم دوباره چند شب تب افتاد اصلا غذا نمیخورد وزنشم نه کیلو بود خیلی کم بود😥 آخرای آذر ماه گلاب به روتون اسهال شد فک کنم یه هفته ادامه داشت دو دفعه دکتر بردم خوب نشد شنیده بودم انار خوبه به اسهال دوفعه انار دادم اسهال خوب شد بعد سه روز یبوست شد 😣وای یک هفته یبوست دکتر بردم ولی بازم تاثیر نداشت شربت انجیر. شربت لاکسی ژل. تخم شربتی و خاکشیر. انجیر گذاشتم یه شب تا صب داخل آب بهش دادم بازم تاثیرنداشت دخترکم زور میزد ولی دستشویی نمی یود دگه بردمش پیش دکتر تاج الدینی. خداخیرش بده همون داروها دادم بهش خوب شد بعد دوهفته دوباره سرما خوردگی گرفت🤧🤕
تاریخ زایمانم ۴ بهمن بود ولی ۲۳ دی سزارین زایمان کردم
این ده ماه برام خیلی سخت گذشت بخاطر همین میگم اصلا بچه پشت سرهم نیارین🤦‍♀️ حداقل بزارین دو یا سه سال به بالا شد دگه اقدام کنید
حالا مامانا شما نظرتون بکین پشت سرهم خوبه بچه بیاریم یانه شما چه تجربه ی دارین؟
مامان مهوا💛🐣 مامان مهوا💛🐣 ۶ ماهگی
🎀🤰🏻


پارسال تاریخ ۲۰ اردیبهشت بود ک آزمایشم مثبت شد و فهمیدم دارم مامان میشم…

راستش اصلا قابل باور نبود برام همش به همسرم میگفتم خدا ببخشه منو ولی چرا هیچ حسی ندارم بهش 🥺

اصلا آمادگیش نداشتم چون مامانم تازه از دست داده بودم بدجور رفته بودم تو شوک

کم کم گذشت و گذشت تا مهوای مامان داشت تو دلم رشد می‌کرد و من بهش حس پیدا کرده بودم و همش نگرانیای مادرانه داشتم🥲

تا ۱۸ هفته من فقط زیر سروم بودم از حال بد🫠ولی تمام فکرم و نگرانیم برای بچم بود

خلاصه ک گذشت و دختر کوچولوی من باهام همکاری کرد بریچ موند😁 و من سز شدم وقتی اومدن گذاشتنش روی صورتم تازه فهمیدم خوشبختی یعنی چی😭🩷

همیشه فکر میکردم از پس مادر بودن برنمیام🥲ولی الان انگار ده تا بچه داشتم و بزرگ کردم🥹

هر روز که داره بیشتر از آب و گل درمیاد دارم بیشتر لذت میبرم ک باهاش بیرون برم لباس تنش کنم روزای اول بخاطر کولیک و رفلاکس نگرانیم نمیذاشت زندگی‌ کنم اصلا😭

اگه داری روزای اول و سخت رو میگذرونی بهت بگم میگذره و همه چی برات آسون و راحت میشه صبور باش و لذت ببر☺️🥰

هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر بچه شیرین باشه و بتونه زندگیم عوض کنه من آدمیم بودم که بچه دوست نداشتم به بچه ها از کوچیک تا بزرگ نگام نمیکردم😑🤦🏻‍♀️😂

ولی مهوا دنیام صورتی کرده و بعد فوت مامانم بهم زندگی بخشیده🥲🩷

همیشه میگم عمرم رو عمرت دختر خوشگلم🎀

از ته دل برای همه اونایی ک آرزوی بچه دارن دعامیکنم این طعم شیرین تر از قند رو بچشن🤲🏻🫶🏻

عکس هم سونو و سالگرد عروسیمون تاریخ نزدیک بهم بود🫢🥰