۹ پاسخ

چه سوال قشنگی،یاده خاطره هام افتادم
دخترم رو بارداربودم توی ۴۰هفته بودم که باسردردشدیدرفتم بیمارستان معاینم کردن اتفاقی کیسه ابم پاره شدامپول فشارزدن تا۶سانت رفتم بچه اومدتوی کانال که دیگه متوجه شدن ضربان قلب بچه کندمیزنه باترس و استرس بهم سوندزدن،ترس و استرس بخاطرسلامتی بچم بودنگرانش بودم،بس که استرس داشتم متوجه نشدم سوندزدن
سوار ویلچرشدم شوهرم بردتم تااتاق عمل،چون درد زیادکشیده بودم باکلی جیغ و داد شوهرم همش میگعت ببرینش اتاق عمل ترسیده بودبیچاره
بعدشم امپول بیحسی زدن و دخترم بدنیااومدالان۱۹ماهشه
اولین راه رفتنادردناک بود ولی بعدش اوکی شد
چقدر دلم برای توجه کردنای شوهزم تنگ شد
کاش اونروزا برمیگشت

من به قصد طبیعی رفتم ولی چون پیشرفت نکردم و باز نشدم سزارین شدم
میخوام بگم درد سزارین اصلا قابل قیاس با درد طبیعی نیس
من فقط 3 سانت باز شدم اونهمه درد بردم اگر بیشتر باز میشدم می‌مردم از درد حتما ولی سزارین خیلی خوبه بنظرم
اینکه از نظر روانی خیالت آسوده اس خیلی خوبه

صبح ساعت ۵ بیمارستان بودیم.مدارکو آزمایش و سونو نگا کردن یه ان اس تی گرفتن. سوند زدن. با شوهرم با ویلچر رفتیم دم در اتاق عمل. یه خورده اونجا تنها بودم نشستم تا ببرن تو اتاق عمل. بعد نشسته آمپول اسپاینال زدن. دراز کشیدم بعد چند دقیقه از زیر سینه به پایینمو حس نمیکردم.ساعت ۷و ربع دخترم به دنیا اومد اول صداشو شنیدم 😍 خانوم دکتر گفت چقدرم مو داره باید براش گل سر میاوردی. بعدم اوردن صورتشو چسبوندن ب صورتم. خیلیییی حس خوبی بود . بعد عمل هم چون نباید سرتو بالا بیاری یا تکون بدی نمیتونستم صورتشو درست ببینم. تو ریکاوری اوردن شیرش دادم. بعد بردنمون بخش. ب شوهرم گفتم از رو ب رو ازش عکس بگیر من هنوز صورتشو ندیدم😂. هنوزم اون عکسارو نگا میکنم و دلم براش ضعف میره.😍 ایشالا شمام ب سلامتی نی نی خوشگلتو بغل بگیری

منم از سوند میترسیدم اما اصلا اذیت نشدم و زود تموم شد. کشیدنش هم همینطور کلا یکی دو ثانیس و درد نداره فقط یکم حس میکنی.
آمپول اسپاینال هم که به کمر میزنن من میترسیدم خیلییی درد داشته باشه ولی نه وحشتناک نبود اونم یه لحظه درد داشت و تموم

فقط میتونم بگم انتخاب اشتباهی کردم خیلی سخت بود کاش میرفتم طبیعی

فقط آرامش داشتم چون بچه قبلی طبیعی بود و میدونستم نمیخام ایندفعه اون دردا رو‌بکشم
مامانم و همسرم بودن اونا بیشتر از من استرس داشتن و نگران بودن😂
فقط وقتی خاستن بیحسی ب کمرم بزنن ترسیدم بقیش عالی بود

من مامان عزیزم پیشم بود انشالله برای اینم پیشمه😍😍

من ۳۶ هفته و ۳روز عمل کردم
قبلش بخاطرانقباض بستری بودم س روز روز چهار اردیبهشت مرخص شدم ۱۰ اردیبهشت دکتر گف بیا معاینت کنم منم ۸ صب رفتم معاینم کنه گف میخام عملت کنم شوکه شدم خیلی استرس گرفتم بعد بچم خیلی سفت میشد همون روز هم دیگ سوند و زدن سوند برامن وحشتناک بود چون پرستار بلد نبود بزنش بدنم خونی شد یه پرستار دیگ اومد زدش دیگ ۱۱ و ۴۵ دیقه فک کنم رفتم اتاق عمل
دکتر بیهوشی اومد بهش گفتم من بدنم واکنش نشون میده ب امپول اروم. بزن دیگ باهزار بدبختی زد امپولو بعد پرده کشیدن باز درد وحس کردم خواب اور زدنم وقتی بیدار شدم بچم برده بودن دیگ بعدش ریکاوری اومدم
اینم بگم سرکلاژی بودم
درکل من ‌تحمل درد ندارم و بخاطرسخت گرفتم همه چی سخته میشه برام
درکل خداروشکرپسرم خوبه و پیشما

من با شوهرم رفتیم،آماده ام کردن برا اتاق عمل نشستم رو ویلچر همسرم بردم تا اتتق عمل،حس ترس و اینام نداشتم فقط کمی استرس

سوال های مرتبط