۲۸ پاسخ

همه فقط منتظرن ببینن تو کی اعلام بدبختی میکنی!! یبار میگن بذار بدنیا بیاد دیگه نمیتونی بخوابی، یبار میگن بذار راه بیفته دیگه دهنت سرویسه..... و این پروسه تا ابد ادامه داره

منم دقیقا همین فکر رو میکنم ...
بنظرم اونقدر زرنگ هستم ک بتونم از پس بچه داری و کارای خونه و شخصیم بربیام 🙃

حس میکنم بعضیا زیادی بزرگش میکنن

همه چیز بستگی به خودت داره که بتونی با شرایطت کنار بیای بالاخره سختی داره تو چالش میری ولی گذراست

منم با وجود اینکه ادم وابسته ای نیستم وهمیشه کارای خودمو خودم‌کردم ولی واقعا زایمان انرژی ادمو میگیره وبچه داری واقعا سخته چون ادم انرژی قبلو نداره وکلا روتین زندگی به هم میخوره ایشالا بچه شما کولیک ورفلاکس‌نداشته باشه بچه ارومی باشه که راحتتر باشه

وای منم دقیقا فکر میکردم میترسونن تا اینکه پسرم دنیا اومد🤣🤪

دقیقا این حرفارو اطرافیان منم میزنن ولی من همش بهشون میگم وقتی پذیرفتم که قراره مادر بشم بنظرم این اتفاق ها هم شیرینه و قابل تحمل چرا سختش کنم اخه

همش به بچت بستگی داره اگ اروم و خوش اخلاق باشه به همهههه چی میرسی
اگ بد اخلاق و جیغ جیفو باشه به هیچی نمیرسی

من از صبح هنوز صبحونه نتونستم بخورم از ۵صبح بچم بیداره😐

بستگی داره اون شخص چجوری باشه ک و ن گشاد 😂یا زرنگ و با برنامه

واقعا خیلی بدم میاد از این انرژی منفی ها
یه مادر دیگه وارد این پروسه شده حالا هرچی هم سختی داشته باشه خودش کم کم و در زمان خودش ممکنه بهش برسه و یا شایدم هیچ سختی نداشته باشه بعدم مادر شده و دیگه آکاهانه پا گذاشته تو این مسیر بالاخره خیلی تغییر و تحول پیش میاد
تازه اون بچه انرژی و ذوق و انگیزه هم میده
مسیرا فرق داره به نظرم خودت تجربه کن
بچه تا بچه، آستانه تحمل مادر و امکانات در دسترس و.... خیلی چیزا دخالت دارن
حالا بحث گفتن تجربیات یه چیز دیگست ولی بعضیا ترس میندازن تو دل یه مادر که هنوز تجربه نکرده و شایدم اصلا اونجور نباشه براش

عزیزم وقتی بچت به دنیا بیاد متوجه میشی که چی میگفتن.درست بچه می‌خوابه ولی خب انقد ازت کار کشیده و انرژی برده مخصوصا اگر بهش شیر خودت بدی.تازه روزی دوازده بار شیر میخوره نیم ساعت هم هر سری باید آروغش بگیری

والا منم ترسم شده همین
میترسم نتونم به خودم و کارای شخصیم برسم🥲

دقیقا حرف دل منو زدی
من که استراحت مطلقم برای یه لیوان اب محتاج بقیه م‌ میگم همین که بتونم بتونم یه سری کارای شخصیمو بکنم خیلیه همومون بچه‌تو خانواده دیدیم دیگه مگه۲۴ی بیدار بودن اخه
پارسال عمه م زایمان کرده بود صبحا تا شب نوبتی با عمه های دیگه م میرفتیم اون ب بچه‌میرسید با خوابیدن بچه میخوابید ماهم غذا و‌تمیزکاری میکردیم بعدش کمکم خودش سرپا شد دیگه نرفتیم
خودش ب‌همه کاری میرسید

ولی در خصوص دوران نوزادی من بچه اول هست اما پرندم دوهفتش بود که اومد هر یه ساعت بیدار میشد غذا میخواست سرلاکی درست میکردم.گاهی میپریدم از خواب ببینم نفس میکشه یا نه. خیلی دوران شیرینی بود خیلی عین قند. پس سر بچمم قنده

به منم میگن دنیا بیاد بدبخت میشی، خب بله اونم یه انسانه که هرچی بزرگ تر میشه فکرو رفتار مستقل میگیره حتی بعدا مارو قبول نداره عین کاری ک ما کردیم و میکنیم.

وای آره واقعا حال آدمو به هم میزنن، هربار میگی خواب بودم انگار اگر نگن الان بخاب بعدا دیگه خواب بت حرومه میمیرن.

من که گذروندم یه دور
واقعا سخته
آدم قبلش میگه میتونم و‌ فلان
ولی موقعش چون ادم خستس و همه کارا تکراریه و افسردگی هم میاد سراغت یکم اوضاع فرق داره
اصلا از قبلش نمیشه قضاوت کرد
ممکنه حالت خوب باشه و سرحال باشی و پر انرژی
ولی ممکن هم هست نباشی! ولی خوبیش اینه حتی اگر‌سخت میگذره!!

منم به نظرم از پسش برمیام ولی نمیدنم میتونم با گریه های زیادش کنار بیام یا نه

سرتاسر بچه داری قشنگه همش تجربه های شیرین همش اتفاقات تازه
سخت هست ولی خدا قدرتشو میده صبرشو میده

مث اوایل ازدواج که سخت بود همش شام نهار درست کنیم همش تمیز کنیم بشوریم بپزیم ولی تونستیم

عکسی که گذاشی چقد جادش قشنگه کجاس؟

بچه رو باید هر دوساعت شیر بدی.
بچت غر غرو نباشه و گریه نکنه شیر میخوره میخوابه باز باید دو ساعت بعد بیدارش کنی شیرش بدی.گاهی وقتا نمیخابن باید دور بدی فقط حالا نیمه شب یا هروقت دیگه. باید بلند شی نصف شب هروقت یه جرت پی پی کرد تمیز کنی مخصوصا ۱۰ روز اول.

نه دوران نوزادی بچه اصلا سخت نیست چون خود به خود خدا بهت توان میده منکه اصلا دوران نوزادی بچم اذیت نشدم فقط الان که بزرگ تر شده بعضی وقتا یادم میره هنوز بچه است عصبی میشم از کاراش وگرنه بچم اذیت دیگه ای نداره ولی یکم طول میکشه تا عادت کنی و ریتم زندگیت دستت بیاد مثلا نمیتونی انتظار داشته باشی از همون روز اول همه چی مثل قبل باشه برات بالاخره یه آدم جدید وارد زندگیت شده که کاملا محتاج توعه و باید ۲۴ ساعت در اختیارش باشی

بعضیا کلا ری اکشنشون نسبت به همه چیز غر و ناله است

بستگی به بچه و توان بدنی خودت داره
بعضی بچه ها خوش خوابن، ارومن، کولیک و... ندارن خب مادر راحت تر به کار و زندگی و خوابش میرسه
بعضی بچه ها اینقدر خوابشون کم و بد هست و جیغ و گریه و... که مادر حتی نمیتونه بخوابه چه برسه بخواد درست به روتین زندگیش برسه

من خودم روزی 1 ساعت حداکثر 2 ساعت میتونستم بخوابم اونم پیوسته نه
ولی مثلا خواهرشوهرم فقط مشکلش این بود که سر ساعت پاشه به بچه شیر بده حتی بچه برای شیر بیدار نمیشد

عزیزم همه چی بستگی به خودت داره مثلا من اوکی ام سخته اما قابل درک وانجام بله بله همه چیز بستگی به خودت داره گلم
نی نی من صبح ها خوابه تمام کارمو میکنم دوساعت به دوساعت شیر میخواد که اون روتین

دو ماه اول یه کم سخته ولی شیرین 🥹
دم به دقیقه شیر، تعویض پوشک، یه خواب کوچولو دوباره شیر
وقت خیلی کم میاد باز اگر آروم باشه بهتره اگر دل درد و بی قراری داشته با‌شه که هیچ
بعدشم که چشماش باز شد و به شناخت رسید ولی هنوز نمی تونه حرکت کنه می گه باید کنار من باشی باهام بازی کنی از جلوی چشمش دور بشی گریه می کنه
من گاهی می ذاشتمش تو کریر با خودم می بردمش آشپزخونه

باریکلا بخند ب روی دنیا ک دنیا ب روت بخنده

بزار زایمان کنی خودت به این نتیجه میرسی😂😂😂😂😂

بچه داری اصلا سخت نیست
در توان ادمه و قابل مدیریت
بستگی به ادم خودش داره
از بارداری و زایمان خیلی خیلی راحت تره

سوال های مرتبط