سلام مامانا.
من دیدم همه دارن از خاطرات اینکه چطوری باردار شدن تعریف میکنن گفتم منم بیام بذارم 😁
من حدودا از مهرماه ۱۴۰۳ اقدام به بارداری کردم. البته یه ماه جلوگیری نداشتم بعد باز پشیمون شدم گفتم ولش کن نکنه نتونم و از پسش بر نیام. من سال ۱۴۰۰ هم اومدم خونه خودم . خلاصه دوباره بهمن ماه تصمیمون رو قطعی کردیم و رابطه بدون جلوگیری داشتم. اما هیچ خبری نبود و من ساده لوح فکر میکنم همینکه جلوگیری نداشته باشم سریع باردار میشم 🤣
خلاصه شد شهریور ماه ۱۴۰۴ و هیچ خبری نشد . یکی از دوستام که اصالتا بندرعباسی هست و اونجا زندگی میکنه بهم گفت گرده ی نخل بخور ، البته من بهش گفتم حس میکنم چند وقته رحمم سرد شده چون خیلی اسپاسم رحم دادم و معده درد میشم و همش شکمم قار و قور میکنه . اونم گفت این گرده خیلی گرم هست و واسه بارداری عالیه. اقا منم یکی درمیون حدودا ۲ ماه خوردم.
اوایل آبان من یه سفر رفتم رشت و برگشتم. هر چی منتظر موندم پریود بشم نشدم. توی ماه قبلش هم فقط یه بار رابطه داشتیم و اصلا حدس نمیزدم باردارم. یک هفته تاخیر داشتم و اخرش با اصرار دوستام بیبی چک زدم و دو تا خط انداخت . اما میگفتم لابد خطا داره چون ما کلا یه بار رابطه داشتیم. حتی شوهرمم باورش نمیشد میگفت اشتباهه 🤣
تا اینکه رفتم آزمایش و بتام مثبت شد...
یه حس خاصی داشتم. با اینکه با برنتمه باردار شده بودم اما همش اینطور بودم که آیا کار درستی کردیم؟ ایا از پسش ب میام؟ شرایط مملکت خیلی بده و و و
خلاصه پذیرفتیم و الان یه پسر کوچولوی دردونه توی شکمم هست و منتظر دیدنش هستیم.
انشالله همه ی اونایی که منتظرن و نینی میخوان خدا توی بهترین زمان بهشون یه فرشته ی کوچولو بده 🥰😍
.
.
.
#بارداری #فررندپروری #قصدبارداری #زایمان #نوزاد

۱۲ پاسخ

عزیزم این گرده نخل روهمه جاداره یانه،ازکجابایدبگیریم؟من یه دوستی دارم چندساله باردارنشده هردکتریم رفته بی نتیجه بوده میگم شایداین بدردش بخوره

من ۴ماه اقدام بودم
گرمیجات خودم و همسرم زیاد مصرف میکردیم
و با اینحال ۴ماه طول کشید

منم واسه بچه اولم یکسال ونیم چشم انتظار بودم که بارداربشم هرماه منتظر بودم ولی این دومی رواصلا انتظارنداشتم رابطه داشتیم منم بچه اولموشیرمیدادم نگو همون باعث می‌شده باردارنشم فکرمیکردم برای بچه دوم هم بایدکلی انتظار بکشم ولی همینکه بچموازشیرگرفتم بایه باراقدام باردارشدم همون یه بارم نفهمیدیم چجوری شد😂😂خیلی غافلگیرشدیم

عزیزززممم انشالله ب سلاکتی بغل بگیریش


من خودم با ی بار اقدام حامله شدم🤦🏻‍♀️😂ینی همینکه تصمیم گرفتیم برای بارداری و جلوگیری نکردیم با اولین اقدام باردار شدم

ب سلامتی ایشالا

من همون دفعه اول اقدام باردار شدم🫢 سریع قاپیدش

اخ گفتی منم با برنامه ریزی باردار شدم یعنی منتظرش بودیم ولی اون لحظه ک بیبی چک مثبت شد پشما جفتمون ریخت🤣🫠😐هی میگفتیم ن بابا مگه میشه اخه؟یعنی ما الان داریم مامان بابا میشیم؟چ پشم ریزون🥹🙁😂❤️

من رفتم دکتر
دکتر بهم گفت کیست داری تو تخمدانت تا درمان نکنی باردار نمیشی
منم خوشحال بدون جلوگیری
با اولین رابطه باردار شدم
حالا شوهر هر چند وقت یه بار میگه اون کیسته کجا رفت !؟😂

منم گرده نخل تقریبا سه ماه استفاده کردم
بعدش رفتم دکتر انواع تقویتی ها رو برای خودم و شوهرم گرفتم
بعد یک ماه باردار شدم
بعد دو سال اقدام بودن ، اصلا باورم نمیشد که انقد سریع گرفت ، با اینکه شوهرم رفت دکتر بهش گفتن یک واریکوسل خفیف داره
نگو همون تقویتی ها رو که براش گرفته بودم درمانش کرد دکترشم گفته بود انقد خفیفه که با تقویتی درمان میشه
واقعا خداروشکر

خداسلامت برسونه بغلت عزیزم

آخی عزیزم انشاالله بسلامتی بغلش بگیری

انشاالله ب سلامتی بغلش کنی عزیزم

گروه  بارداری و اقدامی مامانایی ک تازه نینیاشون دنیا اومده ......😍  داخل روبیکا داریم 
@Roy_405 دوست داشتیم پیم بدین

سوال های مرتبط

مامان sami🩵 مامان sami🩵 ۱۰ ماهگی
خانوما بیان بگین چجوری فهمیدین باردارین 🥺😍
من خودم ۶ماه بود که زایمان کردم چون شوهرم کارش کرج بود من خونه مامانم بودم تو این تایم یع بار اومد بهمون سر زد ناگفته نماند 🍑🔞داشتیم ولی جلوگیری هم طبیعی داشتیم فکر نمی‌کردم باردار بشم باز شوهرم برگشت سر کارش منم خونه مامانم بودم تو این تایم هم‌من مریض شدم سرما خوردم کلی دارو آمپول سرم زدم رقصیدم نمیدونستم باردارم هیچی نشد اینم بگم ( من پریود هم نمی‌شدم) بعد این سرما خوردگیم یادمه ماه رمضون بود من روزه هم‌میگرفتم یه روز بعد افطار ناجور حالم بد شد روز بعدش نگرفتم از اون روز منو حالت تهوع گرفت بد جور تخمگ‌هام درد میکرد اومدم داخل گهواره گفتم مامانا بهم گفتن برو‌ تست بده مثبتی منم با اون تهوع و هوای بارونی بدو بدو رفتم تست گرفتم و دادم یهو شوکه شدم دیدم باردارم و گریه کردم کلی سترس داشتم به هیچ‌چی‌نگفتم روز بعدش به شوهرم زنگ زدم گفتم اونم استرسی هست کلا هنگ کرد یه وعضی بود منم چون خیلی تهوع داشتم و اینا گفتم یه سنو بدم ببینم قلبش تشکیل شده یا نه دخترم اون موقع شیش ماهش بود رفتن سنو گرافی دیدم بله یه جوجه تو شکمت هست که قلبشم تشکیل شده من و میگی خوشحال شدم نمی‌دونستم چجوری جلو خندم بگیرم زنگ زدم به شوهرم گفتم شوهرم هم فوری گفت بچه چیه گفتم معلوم نیست 🤣🤣 بعد یه هفته به مامانم گفتم مامانم میگی با ملاقه دنبالم کرد که زوده سنت کمه آنی کوچیکه خانواده شوهرم هم خیلی خوشحال شدن از روز میگذره و الا پسر مامان خدارو هزار مرتبه شکر ۷ماهه تو‌شکمم هست انشالله دوماه دیگ میاد بغلم الهی همه چشم‌انتظار ها باردار بشن باردار ها هم فارغ بشن بسلامتی 🥺🩵💖🩷