۵ پاسخ

مامانای خوشکل .
کلی جنس جدید نوزادی اوردم
هم وارداتی هم اقتصادی
هر قیمتی بخواین جنس داریم
همه ضد حساسیت و با کیفیت عالی
یه سر به کانال روبیکامون بزن کلی مامان اونجان و خرید کردن و راضی بودن

ایدی کانال روبیکا
@nini_heed1

شماره روبیکا
۰۹۰۱۹۶۱۵۹۲۳

مبارک باشه

عزیزم🥰

مبارک باشه انشالله صحیح سالم بچتون بدنیا بیاد بغل بگیری

با اجازه🥹🙏🏻

https://rubika.ir/joing/BAHEIGFHG0DUIEAQCFPTCLZVABWRYIWC

دور همى خانم هاى باردار در روبيكا😍


اگر نتونستين وارد بشين ، آيدى بدين همینجا، كه لينک رو توى روبيكا براتون بفرستم❤️
آیدی من👈🏻👈🏻👈🏻 @Ksnsjwoq

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه تولد
قسمت نهم:

بعد گذروندن یه دوره افسردگی برگشتم به زندگیه عادی و حدود ۳سال گذشت،جلوگیری نداشتم اصلا چون تخمکی نداشتم،یه لوله هم نداشتم...
یهو دیدم شده ۳۸سالم و هنوز بچه ندارم،زندگیم یک نواخت شده..
به همسرم گفتم یکبار دیگه امتحان کنیم اگه نشد دیگه ولش میکنم واسه همیشه،یا یه بچه از پرورشگاه میاریم،اول قبول نکرد گفت نمیخوام دیگه ببینم تو درد میکشی و سختی میکشی،اما دید واقعا نیازش دارم قبول کرد ،
باز رفتم پیش پزشکم تو کلینیک مام و بهم آزمایش داد و بعد چک کردن گفت هرماهی که خواستی جنین بکاری این داروهارو مصرف کن روز ۴پریودیت بیا،
تصمیم گرفتم اول یه سفر خوب برم و بیام خونه تکونی بکنم وبعد برم واسه انتقال جنین..
رفتم ترکیه و برگشتم کارای خونه رو کردن،خوب همونطور که گفتم سزآشپز بودم دیدم بوها داره اذیتم میکنه بالا میارم،غذاهای مورد علاقم بدم میومد،بعد از شلغم که متنفر بودم عاشقش شده بودم.به اجبار همسرم بی بی چک زدم🙄🙄🙄
چیییییی شدههههه مثبت؟؟؟؟
همون روز رفتم آزمایش مثبت بود🥲🥲
بازم اعتماد نکردم پس فرداش رفتم باز آزمایش دادم مثبت بود و دو برابر شده بود😍😍
چون کلینیک مام پرونده داشتم رفتم اونجا اما دیگه کلاهم هم بیافته اونور نمیرممممم
خود دکترم نبود،دستیارش که خودش هم جز دکترای بنام بود سونوم کرد گفت من کیسه زرده نمیبینم احتمالا خارج رحمیه😔😔😔
مامان بَرفَک!🩵 مامان بَرفَک!🩵 هفته سی‌ویکم بارداری
میخوام یه داستانی که نزدیک به چهارساله به خاطرش عذاب وجدان دارم رو تعریف کنم براتون…🙃
ما فروردین ۱۴۰۰ عروسی کردیم و هردومون دوست داشتیم بعد از چهار پنج سال بچه دار بشیم، تا اینکه اردیبهشت من پریود نشدم و چون خیلی ساله تیرویید و خودایمنی دارم اغلب اوقات پیش میومد که تایم پریودم بهم بخوره، دکترمم گفته بود فعلا با اوضاع بدنم اصلا احتماله حاملگیم خیلی پایینه… خلاصه منتظر موندم و ماه بعدم که پریود نشدم شک کردم. جلوگیری طبیعی «ک ا ن د و م» داشتیم و من با ترس و لرز سوار ماشین شدم و رفتم سه تا تست خریدم.
اومدم خونه و منتظر نموندم فردا صبح بشه همون لحظه یکیشو زدم دوتا خط پررنگ اومد، شوک زده شدم و یادمه به حدی اون لحظه ترسیدم که توی سالن دستشویی افتادم😅 دوباره اون دوتارو هم زدم و مثبت بود… من اون موقع هم درس میخوندم هم از لحاظ روحی اصلا آمادگی بچه رو نداشتم، خیلی گریه کردم و به شدت به حال و روز بدی افتادم و با خودم میگفتم باید چیکار کنم؟! من الان بچه نمیخوام… همینکه شوهرم اومد بهش گفتم و اون خیلی خوشحال شد ولی حال و روز منو که میدید خیلی سعی میکرد آرومم کنه.
خلاصه به هیچکسه دیگه ای نگفتم و فرداش با چشم های گریون رفتم سنو… هفت هفته بود، قلبشم تشکیل شده بود، اون روز از سنو تا خونه دوباره گریه کردم، نمیدونم درک میکنید یا نه ولی با بزرگ ترین ترس زندگیم مواجه شده بودم، چندماه بیشتر از عروسیمون نگذشته بود و من برنامه های زیادی داشتم! خلاصه یه چهار روز دیگه گذشت و من هنوز باهاش کنار نیومده بودم.
پایین👇🏻
مامان فراز مامان فراز هفته سی‌ونهم بارداری
سلام مامانا.
من دیدم همه دارن از خاطرات اینکه چطوری باردار شدن تعریف میکنن گفتم منم بیام بذارم 😁
من حدودا از مهرماه ۱۴۰۳ اقدام به بارداری کردم. البته یه ماه جلوگیری نداشتم بعد باز پشیمون شدم گفتم ولش کن نکنه نتونم و از پسش بر نیام. من سال ۱۴۰۰ هم اومدم خونه خودم . خلاصه دوباره بهمن ماه تصمیمون رو قطعی کردیم و رابطه بدون جلوگیری داشتم. اما هیچ خبری نبود و من ساده لوح فکر میکنم همینکه جلوگیری نداشته باشم سریع باردار میشم 🤣
خلاصه شد شهریور ماه ۱۴۰۴ و هیچ خبری نشد . یکی از دوستام که اصالتا بندرعباسی هست و اونجا زندگی میکنه بهم گفت گرده ی نخل بخور ، البته من بهش گفتم حس میکنم چند وقته رحمم سرد شده چون خیلی اسپاسم رحم دادم و معده درد میشم و همش شکمم قار و قور میکنه . اونم گفت این گرده خیلی گرم هست و واسه بارداری عالیه. اقا منم یکی درمیون حدودا ۲ ماه خوردم.
اوایل آبان من یه سفر رفتم رشت و برگشتم. هر چی منتظر موندم پریود بشم نشدم. توی ماه قبلش هم فقط یه بار رابطه داشتیم و اصلا حدس نمیزدم باردارم. یک هفته تاخیر داشتم و اخرش با اصرار دوستام بیبی چک زدم و دو تا خط انداخت . اما میگفتم لابد خطا داره چون ما کلا یه بار رابطه داشتیم. حتی شوهرمم باورش نمیشد میگفت اشتباهه 🤣
تا اینکه رفتم آزمایش و بتام مثبت شد...
یه حس خاصی داشتم. با اینکه با برنتمه باردار شده بودم اما همش اینطور بودم که آیا کار درستی کردیم؟ ایا از پسش ب میام؟ شرایط مملکت خیلی بده و و و
خلاصه پذیرفتیم و الان یه پسر کوچولوی دردونه توی شکمم هست و منتظر دیدنش هستیم.
انشالله همه ی اونایی که منتظرن و نینی میخوان خدا توی بهترین زمان بهشون یه فرشته ی کوچولو بده 🥰😍
.
.
.
#بارداری #فررندپروری #قصدبارداری #زایمان #نوزاد
مامان نورِ من🌾🥰 مامان نورِ من🌾🥰 ۳ ماهگی
مامانا به کارما اعتقاد دارین؟🙃 زنعموی همسرم که مادر جاریمم هم هست خیلی بهم بدی کرده بود تو دوران نامزدیم. مادرشوهرم اصلا زبون نداره و خیلی با آدم راه میاد ،زنعموی همسرم اختیار منو میخاست بگیره دستش و به نوعی بشه مادرشوهرم ،از لباس خریدنم تا کفش عروس همشو دخالت میکرد چون دختر خودش هم عروس خونه بود ،میخاست چشمش رو ما باشه گه یه وقت برا من هزینه اضافه نکنن، خیلی اذیت میکرد باعث میشد من با همسرم دعوا کنم ،  اصلا نمیزاشتم حرفش راه بره ولی خب دخالت میکرد تو هر جایی که به ذهنتون میرسه. دوتا عروس داره یکیش شش سالع یکیشم چهارسال میشه عروسی کردن ولی بچه ندارن، من یکونیم سال بعد عروسیم گذاشتم حامله شم، موقعی که فهمیدن من حامله ام هم خودش هم جاریم به مادرشوهرم گفته بودن عروستو پیش کدوم ذکتر فرستادی برا درمان که زود بچه دارشد،اونم گفته بود عروسو پسرم سالمه سالمن، خدا بهشون نعمتشو داده هیچ دکتری نرفته عروسم، برگشته بود گفته..

ادامه کامنت👇👇👇

فرزندپروری
سزارین.
فرزندپروری
حاملگی
باردارم
بازم اینو مینویسم😂😂 این ماه رفتم سونو گف چهار کیلو اضافه کردم ماه های قبل کلا استاپ وزن داشتم